نشریه فارن پالسی بررسی کرد

سه روش عمده ترامپ در استفاده از تحریم ها

پیتر هارل
استفاده تهاجمی کاخ سفید ازابزار فشارا قتصادی، واکنش زیادی را به دنبال داشته است. دو سال و نیم از ریاست جمهوری دونالد ترامپ گذشته و بی شک تحریم های اقتصادی انتخاب اول دولت او به عنوان سلاح سیاست خارجی بوده است. تحریم ها و دیگرابزارهای فشار اقتصادی از چین و ایران گرفته تا ونزوئلا نقطه مرکزی فشار حداکثری ترامپ بر علیه رقبای آمریکا است.
1109
به گزارش سیاست پارسی، 

ترامپ نه تنها تحریم ها را به صورت تهاجمی تری به کار گرفته بلکه از آنها در رو شهای نوینی استفاده می کند. بررسی دقیق استفاده دولت ترامپ از تحریم ها سه جریان عمده را نشان می دهد و پرسش های مهمی را در مورد آینده رفتار آمریکا در عرصه فشار اقتصادی مطرح می کند.

جریان نخست: رفتار تند و رادیکالی در سطح بی سابقه ای است. داده های جمع آوری شده نشان میدهد که آمریکا در سال   2018  نام نزدیک به 1500 فرد، شرکت و سازمان را به وزارت خزانه داری داده تا تحریم هایی را علیه آنان وضع کند که این آمار50 درصد بیش از مقدار ثبت شده در نیمه دوم سال 2017 بود، سالی که آن هم تحت ریاست جمهوری ترامپ

گذشت. دولت ترامپ نشان داده تمایل به هدف قرار دادن اهداف مهم اقتصادی دارد که عمیقا در بازارهای جهانی نقش دارند.  

ترامپ همچنین تحریم های به اصطلاح ثانویه را توسعه داده که بر شرک ت های خارجی فشار وارد میکند تا معامله با رقبای آمریکا را پایان دهند. آمریکا پیش از آمدن ترامپ فقط مجموعه محدودی از تحریم های ثانویه مثل ممانعت از سرمای هگذاری در انرژی ایران را به کار می گرفت اما در دولت اوباما عمدتا دیپلماسی را در اولویت قرار میدادیم تا دولت های خارجی را برای پیوستن به تحریم ها متقاعد کنیم واز تحریم های ثانویه به عنوان ابزار کمکی و در صورت شکست دیپلماسی استفاده می کردیم.

ترامپ در مقابل از تحریم‌های ثانویه به عنوان ابزاری با اولویت بالا برای فشار اقتصادی استفاده می‌کند و در خصوص ایران، این شیوه با مخالفت جهانی همراه شده است. روسای جمهور سابق عمدتاً چارچوب منظم روشنی را قبل از وضع تحریم‌های ثانویه برای آن تعیین می‌کردند اما ترامپ بر خلاف آنها و به طور فزاینده‌ای خط تمایز بین تحریم‌های معمولی و تحریم‌های ثانویه را از بین برده است. برای نمونه، آمریکا هیچ‌گاه چارچوب حقوقی مجزایی برای تحریم‌های ثانویه علیه شرکت‌های خارجی وضع نمی‌کرد که به معامله با ونزوئلا مشغول هستند اما مشاور امنیت ملی وقت جان بولتون هم‌چنان و به صورت علنی آن شرکت‌ها را تهدید می‌کرد که از دیگر امکانات قانونی آمریکا برای تحریم‌ آنها استفاده می کرد.

جریان دوم تمرکز فزاینده ترامپ بر پیام‌های سیاسی و دیپلماتیک حول تحریم‌های آمریکا است. آمریکا طبیعتا وقتی که تحریم‌هایی را علیه کشورهای خارجی وضع می‌کند، بنیاد سیاسی مفصلی را برای این کار در نظر می‌گیرد. وقتی که دولت اوباما در سال 2014 تحریم‌هایی را علیه روسیه وضع کرد، ما چه به صورت علنی و چه خصوصی به مسکو پیام رساندیم که تحریم‌ها در صورتی برداشته می‌شوند که روسیه توافق به اصطلاح صلح مینسک بین این کشور و اوکراین را اجرا کند. اما ترامپ به نحو فزاینده‌ای تمرکز بر پیام فرستادن دارد که هم مربوط می‌شود به تحریم‌های گسترده کشورها و هم شرکت‌ها و افراد مورد تحریم. وزیر خارجه مایک پمپئو 12 درخواست از ایران را در ازای رفع کامل تحریم‌های آمریکا تعیین کرده است. با وجود این، دولت ترامپ درخواست‌های علنی مشخصی را برای افراد و شرکت‌هایی تعیین کرده که مورد اصابت تحریم‌ها قرار گرفته‌اند.

جریان سوم مربوط می‌شود به استفاده از ابزار فشار اقتصادی جدای از تحریم‌ها. ترامپ در جریان تلاش‌هایش علیه شرکت‌های چینی از جمله هواوی، ضد تی ایی و چندین شرکت ابررایانه‌ای دیگر، کنترل صادرات را به عنوان یک ابزار فشار مورد استفاده قرار داده که جدای از تحریم‌های وزارت خزانه‌داری است. این باعث می‌شود تا آمریکا بتواند هزینه‌هایی را بر اهداف مورد نظر تحمیل کند در حالی که هزینه‌های موازی بر بازارهای جهانی در صورت تحریم شرکتی مثل هواووی را به حداقل می‌رساند.

مسئله مهم برای آمریکا در مورد تحریم‌های ترامپ این است که آیا آنها برای پیشبرد منافع امنیت ملی آمریکا کار می‌کنند یا نه.

تمرکز فزاینده ترامپ بر پیام‌رسانی دیپلماتیک و سیاسی حول تحریم‌ها مورد استقبال قرار گرفته است. برای این که تحریم‌ها محرکی باشند تا این که اهداف این تحریم‌ها رفتار خود را تغییر دهند، آنها باید بدانند که چه رفتاری را باید تغییر بدهند و البته نیاز به مسیر روشنی دارند تا بتوانند از طریق آن تحریم‌ها را برطرف کنند اگر این که با دادن امتیازهایی موافقت کنند. این روش اگر در مورد افراد و شرکت‌های مورد تحریم آمریکا باشد، می‌تواند در کوتاه‌مدت موفقیت‌هایی داشته باشد.

استفاده تهاجمی ترامپ از تحریم‌ها باعث بروز واکنش‌‌های شدید ژئوپولتیک شده که خطرات تازه‌ای را برای تاثیر بلندمدت آن تحریم‌ها در پی داشته است. اتحادیه اروپا، چین و دیگر کشورها عمده تلاش‌های خود را برای ایجاد کانال‌های مالی و تجاری جدای از فشار اقتصادی آمریکا افزایش داده‌اند اما تلاش‌هایی نظیر تلاش اتحادیه اروپا در مورد اینستکس که بسیار بر روی آن تبلیغ شده و برای تجارت با ایران است، ابعاد اقتصادی اندکی داشته و سلطه مالی آمریکا را در کوتاه مدت تهدید نمی‌کند.

با وجود این، چنین تلاش‌هایی می‌تواند به صورت بالقوه در بلند مدت افزایش بیابند، البته اگر کشورها سرمایه‌گذاری‌های وسیعی انجام دهند، سلطه مالی آمریکا می‌تواند تغییر کند آن هم در جهانی که آمریکا به آرامی و به صورت پیوسته در حال کاهش میزان تولید ناخالص ملی در جهان است. دولت ترامپ باید منافع قریب‌الوقوع کاربرد تهاجمی‌اش از تحریم‌ها را در برابر خطرات احتمالی بلندمدت از واکنش‌های جهانی بسنجد.

مهم‌تر از همه این است که ترامپ باید تشخیص دهد وقتی که از ابزارهایی برای هدف قرار دادن کشورها استفاده می‌کند وضعیت با هدف قرار دادن اشخاص و شرکت‌ها فرق می‌کند و مطالبات افراطی می‌تواند موجب شود تا آن کشورها با پناه گرفتن از دادن هر گونه امتیازی خودداری کنند علی رغم این که هزینه‌های هنگفت اقتصادی به آنها تحمیل می‌شود. برای نمونه، ایران بعید است که با دوازده درخواست پمپئو موافقت کند و با افزایش حملات در ماه‌های اخیر به فشارهای آمریکا پاسخ داده تا بتواند اهرم فشاری در مذاکرات داشته باشد.

انتهای مطلب/