کارشناس آمریکایی در گفت وگو با سیاست پارسی مطرح کرد:

حمله موشکی ایران محاسبات 40 ساله آمریکا را به چالش کشید

مصطفی افضل زاده
موشک‌باران عین‌الاسد محاسبات دست‌کم 40 ساله واشینگتن را به چالش کشید و کاخ سفید را در دامی انداخت که خودش آن را پهن کرده بود؛ آمریکا تلاش می‌کرد تهران را منزوی کند، اما اکنون احساس می‌کند خودش از نظر سیاسی و نظامی در محاصره قرار گرفته است.
2686
به گزارش سیاست پارسی، 

حمله موشکی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا و از جمله پایگاه هوایی عین‌الاسد در غرب عراق، علاوه بر تلفاتی که به آمریکایی‌ها تحمیل کرد و اخبار آن کم‌کم در رسانه‌ها مخابره می‌شود، ضربه مهم‌تری به جایگاه نظامی آمریکا در منطقه و جهان وارد نمود. طی ده‌ها سال گذشته هیچ دولتی رسماً به نیروها یا پایگاه‌های نظامی آمریکا حمله نکرده بود و بنابراین آمریکایی‌ها تصور می‌کردند، هیچ کشوری جرأت چنین حمله‌ای را ندارد. این تصور اکنون فروریخته و مصونیت نیروهای آمریکایی در منطقه و بلکه جهان را برای همیشه از بین برده است.

«رمزی بارود» نویسنده و کارشناس آمریکایی-فلسطینی در گفت‌وگو با «سیاست پارسی» ضمن تحلیل انگیزه‌های ترامپ از صدور فرمان ترور شهید سلیمانی، به نقش رژیم صهیونیستی در این عملیات، پیامدهای این ترور برای منطقه و جهان و همچنین پیام حمله موشکی مستقیم سپاه پاسداران ایران به نیروهای آمریکایی پرداخته است.

 

از نظر شما چرا سپهبد قاسم سلیمانی به طور خاص در این مقطع زمانی ترور شد؟

ترور قاسم سلیمانی بازتاب ناامیدی آمریکا و اسرائیل به خاطر ناتوانی تحریم‌های اقتصادی از به وجود آوردن نتایج مدنظر واشینگتن و تل‌آویو، از جمله تضعیف نقش منطقه‌ای ایران و تحریک آشوب در داخل این کشور بود.

دونالد ترامپ تا الآن تک‌تک آرزوهای اسرائیل را برآورده کرده است؛ از به رسمیت شناختن قدس اشغالی به عنوان پایتخت اسرائیل گرفته تا زیر سؤال بردن این واقعیت که شهرک‌های یهودی در کرانه باختری غیرقانونی هستند، و موارد دیگر. با این حال، یکی از اهداف اصلی اسرائیل یعنی شکست ایران و متحدانش در لبنان، فلسطین و سراسر منطقه، همچنان محقق نشده است. قتل این فرمانده ایرانی پیام آمریکا به اسرائیل بود با این امید که قتل سلیمانی قدرت، اراده و آمادگی آمریکا و اسرائیل برای مهار نفوذ ایران را به نمایش بگذارد. ترور سلیمانی را همچنین می‌توان یک پیام غیرمستقیم خطاب به روسیه و چین دانست: آمریکا آمادگی آن را دارد تا برای حفظ حضور استراتژیکش و تأمین منافع اقتصادی‌اش (عمدتاً نفت و گاز عراق و کشورهای عربی) در صورت لزوم کل منطقه را به آتش بکشد. این ترور بلافاصله پس از مانور دریایی مشترک ایران، روسیه و چین در اقیانوس هند و خلیج عمان صورت گرفت، مانوری که از 27 دسامبر شروع شد. خبر این مانور نظامی حتماً برای پنتاگون به طور خاص نگران‌کننده بوده است، چراکه ایران که قرار بود منزوی و مطیع [آمریکا] شود، اکنون به طور فزاینده‌ای تبدیل به عامل دسترسی منطقه‌ای یک قدرت نظامی نوظهور، یعنی چین، و یک قدرت نظامی در حال تجدید، یعنی روسیه، شده است.

ترور سلیمانی را همچنین می‌توان یک پیام غیرمستقیم خطاب به روسیه و چین دانست: آمریکا آمادگی آن را دارد تا برای حفظ حضور استراتژیکش و تأمین منافع اقتصادی‌اش (عمدتاً نفت و گاز عراق و کشورهای عربی) در صورت لزوم کل منطقه را به آتش بکشد.

 

بلافاصله پس از ترور ژنرال سلیمانی، نخست‌وزیر اسرائیل در مصاحبه‌ای گفت که اسرائیل هیچ نقشی در این اقدام نداشته است. این در حالی است که منابع خبری آمریکایی اعلام کرده‌اند اسرائیل در این عملیات به آمریکا کمک اطلاعاتی کرده است. دلیل این روایت‌های ضدونقیض چیست؟

با وجود گزارش‌های رسانه‌ای مبنی بر دخالت اسرائیل، تل‌آویو تا کنون هرگز نقش داشتن در عملیات آمریکا را رسماً تأیید یا تکذیب نکرده است. طی چند ماه گذشته، احتمال جنگ علیه ایران بار دیگر افزایش یافته و در صدر فهرست [نگرانی‌ها و] برنامه‌های مقامات سیاست خارجی اسرائیل قرار گرفته است. نتانیاهو، نخست‌وزیرِ «تحت محاصره» [سیاسی داخلی در] اسرائیل، بارها و مکرر از دوستان خود در واشینگتن خواسته تا فشار بر تهران را افزایش بدهند. وی 4 دسامبر [2019] در دیدار با مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا، گفت: «ایران همین الآن که ما با هم صحبت می‌کنیم در حال تشدید تجاوزگری‌هایش است. ما فعالانه درگیر مقابله با این تجاوزگری‌ها هستیم.» اکنون می‌توان تصور کرد که «درگیری فعالانه» از دیدگاه مشخصاً نظامی اسرائیل در شرایط کنونی به چه معناست. به علاوه، اثر انگشت موساد، نهاد اطلاعاتی اسرائیل، به شکل کاملاً واضح در این عملیات ترور دیده می‌شود. به خوبی می‌دانیم که تجربه اسرائیل در انجام ترورهای هدفمند در منطقه، به تنهایی از تجربه مجموع کشورهای خاورمیانه بیش‌تر است. تل‌آویو صدها فعال فلسطینی و عرب را به همین روش کشته است. ترور عماد مغنیه، رهبر ارشد نظامی حزب‌الله، یعنی دومین نفر در صدر فرماندهی این جنبش، در فوریه 2008 در سوریه، تنها یکی از قتل‌های بی‌شمار با استفاده از این شیوه بود.

 

 اثر انگشت موساد، نهاد اطلاعاتی اسرائیل، به شکل کاملاً واضح در این عملیات ترور دیده می‌شود.

 

بر هیچ‌کس پوشیده نیست که اسرائیل به دنبال یک جنگ علیه ایران است. با این وجود، تمام تلاش‌های تل‌آویو برای آغاز جنگی به رهبری آمریکا، مانند حمله سال 2003 به عراق، تا الآن شکست خورده‌اند. بزرگ‌ترین موفقیتی که نتانیاهو در خصوص حمایت آمریکا از اسرائیل به دست آورد، تصمیم دولت ترامپ برای شانه خالی کردن از زیر تعهداتش به جامعه جهانی با خروج از توافق هسته‌ای ایران در ماه می سال 2018 بود. پس از آن‌که تنش‌ها افزایش یافت و واشینگتن تحریم‌های بیش‌تر و بیش‌تری را علیه تهران وضع کرد، و پس از آن‌که ایران در تاریخ 20 ژوئن 2019 [30 خرداد 98] یک پهپاد آمریکایی را (که تهران می‌گفت حریم هوایی ایران را نقض کرده) سرنگون کرد، به نظر می‌رسید جنگی که اسرائیل آرزویش را دارد بالأخره به وقوع خواهد پیوست [اما این اتفاق باز هم نیفتاد].

 

تمام تلاش‌های تل‌آویو برای آغاز جنگی به رهبری آمریکا، مانند حمله سال 2003 به عراق، تا الآن شکست خورده‌ است.

 

اهمیت حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکایی عین‌الاسد در چه بود و چرا آمریکایی‌ها تلفات خود را اعلام نمی‌کنند؟

صرف‌نظر از این‌که چند سرباز آمریکایی در حمله موشکی ایران زخمی یا کشته شده‌اند، پیام تهران واضح و مشخص بود: آمریکا دیگر در خاورمیانه ایمن نیست و هرگونه اقدام تهاجمی این کشور در آینده با واکنش شدید ایران مواجه خواهد شد.

این اتفاق بی‌سابقه بود. آمریکا تا پیش از این هرگز خود را در چنین وضعیتی ندیده است. در طول تاریخ همیشه این واشینگتن بوده که تجاوز را آغاز می‌کرده است؛ از جمله با حمله و اشغال عراق و انجام عملیات‌های کثیف [و نظامی] به نیابت از اسرائیل در منطقه؛ و در عین حال، آمریکا تا الآن تاوان اندکی بابت این کارهایش پرداخت کرده، یا حتی متحمل هیچ عواقبی نشده است.

با این وجود، واکنش ایران محاسبات دست‌کم 40 ساله آمریکا را به چالش می‌کشد. این مسئله مطمئناً موجب تجدیدنظر آمریکایی‌ها خواهد شد. واشینگتن اکنون در دامی افتاده که خودش آن را پهن کرده است. کاخ سفید تلاش می‌کرد تهران را منزوی کند، اما در عوض خود واشینگتن است که اکنون احساس می‌کند از نظر سیاسی و نظامی در محاصره قرار گرفته است.

 

پیام تهران به آمریکا در حمله به عین الاسد کاملا واضح و مشخص بود: آمریکا دیگر در خاورمیانه ایمن نیست

 

ایران می‌گوید بخشی از انتقامی که به خاطر ترور سلیمانی از آمریکا می‌گیرد، اخراج نیروهای آمریکایی از عراق خواهد بود. چه‌قدر احتمال دارد که این هدف محقق شود؟

خروج آمریکا از عراق اکنون مسئله «آیا» نیست، بلکه مسئله «چه وقت» است [قطعاً رخ خواهد داد، فقط زمان آن مشخص نیست]. مردم عراق مدت‌هاست که حضور نظامی آمریکا در کشورشان را رد و در برابر آن مقاومت می‌کنند. این مخالفت در تاریخ 5 ژانویه [2020]، با تصویب قانون خروج همه نظامیان خارجی از عراق در پارلمان این کشور، رسمیت پیدا کرد.

آمریکا یک موضع مشخص یا یک استراتژی بلندمدت تعریف‌شده در عراق ندارد. ترامپ دائماً می‌گوید عراقی‌ها باید به او پول بدهند، ظاهراً به خاطر این‌که آمریکا به کشورشان حمله کرده است؛ در عین حال، ژنرال‌ها [و فرماندهان نظامی آمریکا در عراق درباره خروج از این کشور] اختلاف‌نظر دارند. سردرگمی آمریکا کاملاً ملموس است.

6 ژانویه، آمریکایی‌ها قصد خود برای خروج از عراق را اعلام کردند، اما چند ساعت بعد نظرشان عوض شد. واشینگتن دیگر نمی‌داند در خاورمیانه چه کاری دارد. این سردرگمی آمریکا در تضاد کامل با عزم راسخ دولت عراق، ایران و متحدان آن‌هاست که خواستار پاک‌سازی منطقه از نیروهای آمریکا و سایر کشورهای غربی هستند.