سعدالله زارعی در گفت وگو با سیاست پارسی مطرح کرد:

هدف اعتراضات در لبنان، شکل نگرفتن دولت قدرتمند است

2728
به گزارش سیاست پارسی، 

پس از مدتها گمانه زنی و آشوبی که در لبنان وجود داشت،سرانجام کابینه جدید در این کشور شکل گرفته ومشغول به کار شده است . از هم اینک تحلیلهای مختلفی در خصوص میزان دخالت آمریکا در امور داخلی لبنان و یا میزان همکاری دولت جدید با حزب الله مطرح شده است. سایت «سیاست پارسی» در گفت وگو با دکتر سعدالله زارعی کارشناس مسایل غرب آسیا به بررسی شرایط جدید لبنان پرداخته است.

شاهد اعتراضات شدیدی در لبنان بودیم. مدتی سکوت برقرار شد وباز مجددا اعتراضاتی شدید پیش آمد. به نظر شما این اعتراضات قرار است تا چه زمانی ادامه یابد؟

 

در لبنان سه جریان وجود دارد. یک جریان همان سیستم گذشته را مطلوب حساب می کند و مجلس و مناسبات گذشته را قبول دارند. در حقیقت در چهارچوب نظام سیاسی و سیستم سیاسی فعالیت می کند. که به طور مشخص حزب الله لبنان و جریان میشل عون که بخش قابل توجهی از نظام سیاسی را بر مبنای اکثریتی که در پارلمان بدست آورده اند در اختیار دارند و به وجود آمدن ثبات در لبنان برای آنها مطلوب است. یعنی وضعیتی دموکراتیزه که اولا بر میانی قانون اساسی و دوما بر مبنای توافق طوایف تنظیم شده و ادامه پیدا می کند. امروز دولت آقای حسان دیاب بر اساس قانون اساسی و بر اساس توافق طوایف مورد حمایت جریانات مقاومت و آقای میشل عون و دو حزب وطنی و آزاد ملی است.

 

جریان دیگر اصلاحاتی را طلب می کند. نسبت به وضعیت دولت، مقاومت و حزب الله به طور خاص اختیارات نخست وزیر اصلاحاتی را می خواهد ولی به قانون اساسی و طائف پایبند است و خواهان تغییراتی عمده در پیمان طائف و قانون اساسی نیست. در حقیقت بیشتر دعوا بر سر این است که چرا قدرت نخست وزیر کم است و نخست وزیر بر کابینه ای حکم می کند که اعضای آن را دیگر گروهها و دیگر دستگاهها تشکیل می دهند و منتخب فراکسیون ها و شخصیت های بیرونی هستند که به طور مشخص باید به آقای حریری و حزب المستقبل اشاره کرد که در سطح منطقه ای نیز عربستان سعودی تقریبا از این گرایش حمایت می کند. این گرایش به معنای رسیدن به دولت و موقعیتی قوی تر آمد و از مقام نخست وزیری استعفا داد به این گمان که می تواند دولت را با شرایطی جدیدتر تشکیل بدهد.

دسته سوم جریاناتی هستند که از وزن خود در نظام سیاسی راضی نیستند و خواهان تغییراتی اساسی در شرایط هستند و حرکت در چهارچوب قانون اساسی و پیمان طائف را در آینده برای خود مناسب ارزیابی نمی کنند.

امروز دولت آقای حسان دیاب بر اساس قانون اساسی و بر اساس توافق طوایف مورد حمایت جریانات مقاومت و آقای میشل عون و دو حزب وطنی و آزاد ملی است.

 

از چه لحاظ مناسب نمی بینند؟

به طور مثال آقای سمیر جعجع که رهبر قوات لبنان است در طیفی تعریف می شود که مسیحی ها هستند و سه چهار حزب مهم مسیحی آنجا وجود دارد. حزب وطنی حر به رهبری آقای میشل عون که حزب اول مسیحی مارونی است و حزب آقای جمیه که حزب دوم به حساب می آمد و حزب قوات لبنانی به رهبری سمیر جعجع که حزب سوم بود و یک حزب دموکراتیک که به رهبری آقای سلیمان فرنجیه. در واقع آقای جع جع قدرتی در یک جغرافیا است که او تنها نیست و از آنجاییکه ریاست جمهوری به حزب و جریان بزرگتر می رسد آقای جع جع به لحاظ سوابق و وضعیت خانوادگی و... احساس می کند که هیچگاه حزب اول نخواهد شد و به ریاست جمهوری نمی رسد نخست وزیری نیز در اختیار اهل سنت است و به او نمی رسد و همینطور ریاست مجلس نیز به شیعه مربوط است و به او نمی رسد لذا اینها تغییر اساسی در شرایط موجود را دنبال می کنند. به همین جهت با آقای سعد حریری بر سر اینکه هدف از تظاهرات چه باید باشد اختلاف داشتند. در ماجرای کاندیدایی برای نخست وزیری نیز در زمان معرفی حسان دیاب آقای جعجع از کاندیدای حزب المستقبل تبعیت نکرد. یعنی کاندیدای دیگری دارد و او 13 رای بیشتر نیاورد و کاندیدای مستقبل جدا بود به طور طبیعی نه حریری این را می خواهد و می پسندد چون نتیجه حکومت حریری به قدرت رسیدن آنها نیست و نه آقای حسان دیاب را می خواهند چون او هم فراهم آمده از ساختاری است که آنها را در حاشیه قرار می دهد. رمز ادامه تظاهرات ها و تشدید تظاهرات ها بعد از اعلام نخست وزیری دیاب این بود و هدف هم این بود که دیاب بترسد و کابینه را رها کند که این کار را نکرد.

 

رمز ادامه تظاهرات ها و تشدید تظاهرات ها بعد از اعلام نخست وزیری دیاب این بود و هدف هم این بود که دیاب بترسد و کابینه را رها کند که این کار را نکرد.

 

نکته جالب کابینه جدید لبنان، حضور پر رنگ خانمها به عنوان وزرای دولت در این کابینه است . برخی بیان می کنند این حضور پر رنگ برای جلب نظر کشورهای غربی بوده است.

در لبنان اساسا توافقی مبنی بر اینکه بین یک سوم تا یک چهارم کرسی های کابینه در اختیار خانمها باشد وجود دارد. البته در برخی کابینه ها عمل نشده است ولی جزو توافقات بوده است. در عین حال در بعضی از پست ها خانمها تجربه موفقتری از خود نشان داده اند و به طور طبیعی از خانمها استفاده می شود 4 نفر پست وزارتی دارند و دو نفر پست مشاورتی دارند. کابینه اینبار از سی عضو به بیست عضو تقلیل پیدا کرده است. من تحلیلی در مورد اعضای کابینه ندارم ولی این کابینه کاملا نو محسوب می شود و در این کابینه حزب الله حداکثر مماشات را نشان داده است و حتی پست وزارت بهداشت که قبلا در اختیار حزب الله بود تحویل داده و نقشی کمتر در دولت آقای دیاب پیدا کرده است. در عین حال شکی وجود ندارد که این دولت بدون حمایت حزب الله اصلا نمی توانست مطرح شود و کار کند ولی حزب الله هیچ شرط و برای این کابینه قرار نداد.

 

شاهد رابطه خوبی بین حسان دیاب و حزب الله بودیم. فکر می کنید این نکته چقدر در بحث های منطقه ای تاثیر گذار است؟

رابطه دیاب با حزب الله رابطه ای عادی است. حتی ضعیفتر از رابطه حریری نسبت به حزب الله چون در سوابق آقای دیاب مخالفت با سلاح حزب الله وجود دارد. لذا اگرچه مشهور شده که این کابینه، کابینه حزب الله است ولی در حقیقت اینطور نیست. بلکه کابینه ای است که مثل گذشته تمام گروهها و طیف ها در آن مشارکت دارند و داخل کابینه وزیر دارند. حال جعجع گفته است که شرکت نمی کند ولی او به طور اختیاری شرکت نکرده است نه اینکه به او سهمی نداده اند و او کنار رفته باشد.

 

مهمترین دلیلی که عنوان می کنید حسان دیاب تعاملش با حزب الله لبنان نسبت به سعد حریری کمتر است چیست؟

تعامل خاندان حریری با حزب الله ریشه دار است. از زمان مرحوم رفیق حریری ارتباط وجود داشت و خانواده حریری به سید حسن نصرالله اعتقاد دارند حتی زمانی که رفیق حریری به تازگی ترور شده بود خانم حریری در مصاحبه ای گفت رفیق حریری چند روز قبل از ترور گفت اگر لبنان یک مرد داشته باشد اوسید حسن نصرالله است. و این تعبیر را مطرح کرده بود از این جهت روابطی عاطفی و ریشه دار بین خانواده حریری و حزب الله وجود دارد. ولی آقای دیاب همیشه در ذیل دولتی تعریف می شد او در کابینه فواد سینیوره که کابینه ای ضد حزب الله بود نقشی مهم داشت. البته امروز حزب الله و آقای دیاب با هم کار می کنند البته آقای دیاب مطلوب حزب الله نیست ولی آقای سید حسن نصر الله اصلن نمی خواهد در لبنان دولتی تشکیل بدهد او می خواهد به کابینه کمک کند و در رابطه با حزب الله از دولت کمک بگیرد حزب الله می داند که تشکیل دولت او را به شدت مشغول می کند. و جنبه مقاومتی لبنان را ضعیف می کند. استراتژی سید حسن نصر الله مقاومت است و مقاومت را وظیفه حزب الله می داند. به نظر او هر کسی می تواند در لبنان کابینه تشکیل بدهد ولی کاری که دیگران به آن رقبت ندارند را در دست گرفته است. راز پذیرش او در دوران طولانی دبیر کلی در لبنان از سوی جناح های مختلف همین است که حزب الله هیچگاه مانعی بر سر راه قدرت دیگران نوبده است.

 

رابطه دیاب با حزب الله رابطه ای عادی است. حتی ضعیفتر از رابطه حریری نسبت به حزب الله چون در سوابق آقای دیاب مخالفت با سلاح حزب الله وجود دارد. لذا اگرچه مشهور شده که این کابینه، کابینه حزب الله است ولی در حقیقت اینطور نیست.

 

 آیا این امکان وجود دارد که فاصله ای بین دولت جدید و حزب الله به وجود بیاید؟

اساسا فاصله ای وجود دارد و حزب الله انکار نمی کند و این قضیه به ضرر حزب الله و کابینه نیست. ما در لبنان دو مقوله موازی داریم که منطبق بر هم نیستند. در لبنان جریانی به نام مقاومت داریم که وظیفه صیانت از کشور را در برابر هجوم خارجی و بطور خاص در برابر اسرائیل بر عهده دارد که وظیفه ذاتی و مهم و پذیرفته شده حزب الله در لبنان است. وظیفه دولت نیز اداره امور اقتصادی جامعه لبنان است. حزب الله در این مساله اجتماعی اقتصادی تا جاییکه بتواند به دولت کمک می دهد. مثلا در گذشته پست وزارت بهداشت و وزارت جوانان در دست حزب الله بود و کمک می داد و در مقابل مسائل امنیتی دولت هم هوای حزب الله را دارد بنابر این ضرورتی ندارد که ما بگوییم این دو در کارهای اختصاصی هم باید در چهارچوب دیدگاههای طرف مقابل کار کنند.

 

آمریکا گفت اگر این دولت از حزب الله فاصله بگیرد ما به آنها کمک می کنیم. دولت آقای دیاب تا چه حد می تواند روی این وعده ها حساب باز کند؟

به نظر من، آمریکایی ها نمی خواهند به دولت کمک کنند و به دنبال بهانه می گردد و رابطه حزب الله و دولت بهانه است. ترجمه حرف آمریکا این است که ما از دولت لبنان انتظار داریم در برابر حزب الله موضع بگیرد تا ما از دولت حمایت کنیم. آنها دولتی را می خواهند که در چالش با حزب الله باشد در حالیکه دولت لبنان در چنین موقعیتی اساسا نمی تواند کار خود را انجام بدهد. چون جامعه لبنان اجتماعی است که فقط وقتی در کنار هم باشند می توانند کاری انجام بدهند و مخالفت با حزب الله به معنای مخالفت با شیعه در لبنان است. و این یعنی چالش دولت با 35% از جمعیت لبنان و این به مصلحت دولت نیست. این شیطنت آمریکا است. فاصله لازم بین حزب الله و دولت وجود دارد و دولت و حزب الله این فاصله را کتمان نمی کنند و حزب الله هرگز به دنبال پر کردن این فاصله نیست. آمریکا می خواهد شرایطی را فراهم کند که دولت و حزب الله از وضعیت سازش به وضعیت ستیز برسند.