سیاست پارسی
حلال ساداتیان در گفتگو با سیاست پارسی مطرح کرد؛

بریتانیا در انتظار وعده های پسا برگزیت ترامپ

انگلستان همانگونه که در سال 1973 به اتحادیه اروپا پیوست، حالا بعد از 47 سال، با برگشتن تمام راه آمده سعی دارد خود را تا حد امکان از این اتحادیه و سیاست هایش دور سازد. اما این کار همانطور که تاکنون با پیچیدگی های زیادی همراه بوده است، از این پس نیز با دشواری های زیادی رو به رو است.
2733
به گزارش سیاست پارسی، 

با رسمی شدن خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، به نظر می رسد راه برای اجرایی شدن برگزیت بیش از پیش همواره شده باشد اما نگاهی به جزییات در نظر گرفته شده برای این کار نشان می دهد انگلستان برای خروج از اتحادیه اروپا هنوز هم راه طولانی و پر فراز و نشیبی در پیش رو دارد . سایت «سیاست پارسی»  در گفت و گو با جلال ساداتیان سفیر پیشین ایران در لندن، به شرایط این کشور بعد از خروج از اتحادیه اروپا پرداخته است.

 

خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا چه معنایی برای این کشور که برای 47 سال عضو این اتحادیه بوده است دارد؟

برای پاسخ به این سوال باید ابتدا تاریخچه کوچکی از روند برگزیت را شرح دهیم. زمانی که تعداد جنگ‌زده‌ها و مهاجرین جنگ سوریه افزایش پیدا کرد، ترکیه اعلام کرد که به تنهایی نمی‌تواند از پس این کار بربیاید و آنها را به سمت اروپا سوق داد. اروپاییان نیز برای اینکه فشارها به یک کشور وارد نشود در پذیرش پناهندگان برای کشورهای اروپایی سهمیه‌بندی ایجاد کردند. این در حالی بود که در قانون وجود دارد که مهاجرین باید در هر کشوری که وارد شدند پذیرای آنها باشد. بریتانیا در برابر این مسئله مقاومت کرد و از داخل حزب محافظه‌کار که مسئولیت این کار را داشتند صداهایی برآمد و اعلام کردند که ما زیر بار سهمیه نمی‌رویم زیرا خود به اندازه کافی مهاجر داریم.

کسی که از داخل حزب محافظه کار بیشترین اعتراض را داشت همین بوریس جانسون بود که به جناح ملی‌گرای حزب محافظه کار تعلق داشت. نهایتا دولت را مجبور به برگزاری رفراندوم کردند. در رفراندوم، خروج از اتحادیه با رای ضعیفی نتوانست رای بیاورد و آقای کامرون نخست وزیر وقت به دلیل اینکه موافق این امر نبود فورا استعفا داد و قاعدتا ترزا می مسئولیت نخست وزیری را بر عهده گرفت. ایشان تلاش های زیادی انجام داد تا بتواند با اتحادیه اروپایی به توافق برسند و برای اینکه این امر تسهیل شود و از حمایت های داخل حزب خود برخوردار شود؛ بوریس جانسون را به عنوان وزیر امور خارجه تعیین کرد و چون حجم کار بالا بود وزیری به نام وزیر برگزیت به کابینه خود اضافه کرد.

 طی این مدت سه بار توافقاتی که او با اتحادیه اروپایی انجام داده بود از ناحیه پارلمان رد شد و بار چهارم وقتی پارلمان توافق او را با اتحادیه اروپایی نپذیرفت استعفا داد. بوریس جانسون اعلام کرد که باتوافق یا بی‌توافق از اتحادیه اروپایی خارج خواهد شد و در این مسیر با مقاومتی جدی روبرو شد در نتیجه جانسون به این سمت رفت که با اتحادیه اروپایی به توافقی برسند و پارلمان آن را تایید کند. اما زمانی که با مقاومت پارلمان روبرو شد اعلام کرد که برای سه هفته پارلمان را تعلیق می کند که در طی آن سه هفته بتواند توافق اتحادیه اروپا را جلب و از اتحادیه خارج شود. دادگاه بریتانیا اعلام کرد این کار غیر قانونی است و در نتیجه با عدم موفقیت روبرو شد. جانسون به دلیل اینکه اکثریت قاطعی در پارلمان نداشت کل پارلمان را منحل کرد و انتخابات زود هنگام برگزار کرد. در این انتخابات رای بالایی آورد و فورا موفق شد توافق خروج از اتحادیه اروپا را بگیرد. در روند این کار علاوه بر تایید پارلمان انگلیس پارلمان اروپا نیز باید با این روند موافقت می کرد که دو هفته گذشته پارلمان اروپا نیز این امر را تایید کرد و گفت خارج شوند ولی هنوز هم مسائل حل نشده ای بین طرفین وجود دارد.

 

مسایل حل نشده شامل چه مواردی است و قرار است دوباره درباره آنها گفت و گو و مذاکره انجام گیرد؟

مسایل حل نشده شامل موارد زیادی است که به طور مثال تعدای از شهروندان بریتانیایی در شهرهای اروپایی مختلفی مشغول به کار هستند و همینطور برعکس از اتحادیه در انگلستان کار می کنند و سرمایه گذاری هایی وجود دارد که طرفین انجام داده اند و همچنین تعرفه های تبادل کالایی که درون اتحادیه وجود دارد کالاهایی که تبادل می شود از تعرفه برخوردار نیست. در امور کنسولی نیز همینطور است. با اینکه انگلستان به شینگن و پول واحد اروپایی نپیوسته بود ولی هم یورو آنجا جریان داشت و هم شهروندان اتحادیه اروپایی بدون ویزا در انگلستان تردد می کردند. در یکسال گذشته نیز گفته شد که این کار می تواند ادامه پیدا کند تا تکلیف همه موارد یکجا معین شود در نتیجه یازده ماه را به عنوان دوره گذار تعیین کردند تا همین مواردی که اشاره شد و جزئیات دیگر حل و فصل شود و تکلیف معلوم شود ولی در نقطه مقابل این ماجرا مسائل سیاسی سنگینی برای بریتانیا وجود دارد. اینکه از ابتدا اسکاتلند و همچنین ایرلند شمالی که جزو بریتانیا هستند اعلام کرده بودند موافق خروج از برگزیت نیستند و در همین لحظه که این توافق حاصل شده است زمزمه های شدیدی از اسکاتلند و ایرلند شنیده می شود که خواهان رفراندوم از مردم خود هستند تا از پیوند با بریتانیا خارج شوند و کماکان در اتحادیه اروپایی باقی بمانند.

 

مسایل حل نشده شامل موارد زیادی است که به طور مثال تعدای از شهروندان بریتانیایی در شهرهای اروپایی مختلفی مشغول به کار هستند و همینطور برعکس از اتحادیه در انگلستان کار می کنند و سرمایه گذاری هایی وجود دارد که طرفین انجام داده اند و همچنین تعرفه های تبادل کالایی که درون اتحادیه وجود دارد کالاهایی که تبادل می شود از تعرفه برخوردار نیست.

 

با این توصیفات، به نظر شما خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بیشتر ریشه اقتصادی دارد یا سیاسی؟

به نظر می آید بیشتر سیاسی بوده باشد چون مقاومت آنها با اتحادیه اروپا از گذشته که به آن سمت رفتند که با واگرایی ها همراه بود همانطور که اشاره کردم جزو این واگرایی ها مساله عدم ملغی ویزا به طور کلی بود. به پول واحد اروپایی نپیوستند. ولو اینکه در قسمتهایی با آنها همراهی می کردند ولی به طور کامل خود را در اختیار اتحادیه اروپا نگذاشته بودند از جمله سهمیه بندی مهاجرین که زیر بار نرفتند و به برگزیت منجر شد.

 

206b1be2-6e10-403d-9958-f1d9d12e4dc7.jpeg

با توجه به نزدیکی اندیشه های آقای جانسون به ترامپ فکر می کنید بریتانیا پس از خروج از اتحادیه اروپا نسبت به مسائل خاورمیانه به چه شکل رفتار کند؟

آقای بوریس جانسون از حمایت های آمریکا برخوردار بود حتی در این رای گیری تبلیغات اسرائیل و آمریکا کمک زیادی به او داشت تا با رای نسبتا بالایی پیروز انتخابات باشد. در نتیجه او خود را مدیون پشتیبانی آمریکا می داند و امیدوار است زیان‌های ناشی از جدا شدن از اتحادیه اروپا را با مراودات فراآتلانتیکی که از گذشته هم داشته‌اند و با تقویت آنها موقعیت اقتصادی خود را بهبود ببخشد. ولی در میزان تحقق این امر جای تردید بسیاری است.

 

آقای بوریس جانسون از حمایت های آمریکا برخوردار بود در نتیجه او خود را مدیون پشتیبانی آمریکا می داند و امیدوار است زیان‌های ناشی از جدا شدن از اتحادیه اروپا را با مراودات فراآتلانتیکی که از گذشته هم داشته‌اند و با تقویت آنها موقعیت اقتصادی خود را بهبود ببخشد. 

 

 

ترامپ بارها به بریتانیا وعده داده است که در صورت خروج از اتحادیه از این کشور حمایت می کند به نظر شما غیر از این قرار دادهای تجاری در چه زمینه ای به بریتانیا کمک می کند و این کمک ها می تواند جای خالی اتحادیه اروپا را بگیرد یا خیر؟

به دلیل اینکه ابعاد روشن نیست و جای ابهام بسیار دارد نمی توان نظر صریح داد. اتحادیه اروپایی تلاش زیادی در سال‌های گذشته بکار برد تا بتواند همگرایی بیشتری داشته باشد و به یک قطب تبدیل شود . هر کدام از این کشورها ضمن اینکه توانمندی‌های خاص خود را دارند ، توان خود را روی هم ریخته بودند تا مثل آمریکا که ایالات متحده است و هر کدام از این ایالات یک کشور تلقی می شود ، آنها نیز قدرت خوبی در این زمینه به دست بیاورند و متحد شوند.  اروپایی‌ها تا حدود زیادی پیش رفتند و کارهای زیادی انجام شد و شورای اروپا تشکیل شد. پارلمان اروپا و پول واحد ایجاد شد، مرزها برداشته شد و زمزمه ارتش واحد از ناحیه فرانسه مطرح شد تا صرفا در قالب ناتو زیر یوغ آمریکا نباشند.

وقتی انگلستان به این صورت از اتحادیه خارج می شود تضعیف همگرایی رخ می‌دهد و تلاش‌هایی که در گذشته صورت گرفته است تضعیف می‌شود و طبیعتا اتحادیه و بریتانیا هر دو تضعیف می شوند. اما وعده‌ای که ترامپ داده است و تاکید مداوم او که همواره بر این است که منافع آمریکا را در نظر دارد چقدر ممکن است خسارت های انگلیس را جبران کند؟! من نمی‌دانم و جای ابهام بزرگی وجود دارد خصوصا اگر مسائل سیاسی مربوط به جدایی اسکاتلند و ایرلند را مورد بررسی قرار بدهیم باید بگوییم که انگلستان در این شرایط تنها خواهد بود و باید در چند جبهه بجنگد.

 

وقتی انگلستان به این صورت از اتحادیه خارج می شود تضعیف همگرایی رخ می‌دهد و تلاش‌هایی که در گذشته صورت گرفته است تضعیف می‌شود و طبیعتا اتحادیه و بریتانیا هر دو تضعیف می شوند.

 

آیا این احتمال وجود دارد که انگلستان از لحاظ اقتصادی ضربه محکمی بخورد؟

شاید به این محکمی که شما می گویید نباشد. ولی لطمه‌ای که انگلیس به جبران آن به حمایت آمریکا امید بسته است جای تردید دارد. با این حال قطعا سرمایه گذاری های مشترکی که صورت گرفته است ، پروژه های مشترکی که دارند و نیروی کار بریتانیا در اروپا همه مسائلی است که به دلیل بعد مسافت با آمریکا امکان مهاجرت و رفت و آمد با آمریکا و حل این مسائل وجود ندارد. بریتانیا در مناطق مختلفی از دنیا از جمله در سنگاپور و هنگ کنگ پایگاه دارد و همه اینها برای او قدرتی ایجاد می کند ولی اینکه همه اینها آنچه را که او در سایه ارتباطات با اتحادیه اروپایی داشت و از دست خواهد داد جبران کند یا نه جای سوال دارد.