کابوس کره شمالی درباره پیوستن به FATF معنا ندارد

مجید شاکری
مخالفت و یا موافقت با عضویت ایران در FATF به یکی از مباحث پر جدل و تنش روز در کشور تبدیل شده است . موافقان عضویت در این سازمان بر این عقیده اند، عضویت میتواند ایران را از تبدیل شدن به کره شمالی برهاند اما در عین حال مخالفت مخالفان به معنای موافقتشان برای تبدیل شدن به کره شمالی نیست.
2810
به گزارش سیاست پارسی، 

FATF سازمانی بین المللی نیست بلکه سازمانی بین الدولی است و هنوز به سازمانی بین المللی تبدیل نشده است. FATF می تواند برای یک سری از کشور های غیر همکار اقدام تقابلی کند و توصیه هایی در خصوص مقابله با پولشویی، تامین مالی تروریسم و مبارزه با تامین مالی اشاعه سلاح های کشتاری دارد. توصیه ۱۹ یا توصیه اقدامات تقابلی یا counter-measures تفسیر دارد و در این تفسیر توضیح داده شده است که اگر کشوری از طرف FATF غیر همکار شناخته شود در مقابل این حد ریسک چه رفتارهایی باید با او  داشت. ده مثال از این رفتارها در تفسیر توصیه ۱۹ وجود دارد. همچنین پاراگراف۲۰ توصیه شماره 10 اجزای تشکیل دهنده اقدام متقابل هستند.  

 کشور ایران بعد از اینکه در بهار ۹۵ با امضای وزیر وقت شورای عالی مبارزه با پولشویی ( اقای دکتر طیب نیا) تصمیم گرفت تا برنامه اقدام را انجام دهد و این برنامه در ازای تعهد سطح بالای سیاسی خود، اقدام بر علیه ایران در FATF را لغو کند. تمام اقدامات بر علیه ایران جز یک مورد لغو شد. آن مورد به کشور ها توصیه می کند که اعمال «ای دی دی» یا شناخت همه جانبه و کامل ذی نفعان را در قبال ایران داشته باشند. ما در وضعیت تحریمی قرار داشتیم و تعلیق این وضعیت عملا فایده ای برای ما نداشت زیرا بخاطر اعمال «ای دی دی» ناچار به بارگذاری اطلاعات کاملی از ذی نفعان بود و مشخص است که پیام رسانی مالی از طریق سوییفت انجام می شود و در همان روز خزانه داری آمریکا به سوییفت دسترسی دارد و می داند که اساسا در دام تحریم های آمریکا می افتد. پس کسی به صورت رسمی با شما کار نخواهد کرد.

نکته دیگر اینکه، برنامه اقدام هر کشوری با هم فرق می کند. وقتی در مورد پرونده FATF صحبت می کنیم نمی توانیم بگوییم حدود ۲۰۰ کشور عضو FATF و یا گروههای هم خانواده FATF هستند و یا برای نوشتن قوانین اعضا با FATF همکاری کرده اند و چرا ما این کار را انجام نمی دهیم؟! اما در هر صورت برنامه اقدام هر کشوری با کشور های دیگر فرق می کند و قابل قیاس نیست.     

از همان ابتدا می توان اشکالاتی بر رویه تصویب آن در ایران وارد کرد. مثلا بعد از اینکه رییس شورای عالی مبارزه با پولشویی به عنوان مقام طرف گفتگو با FATF این پیمان را امضا می کند آنها این موضوع را به عنوان تعهد کل کشور ایران می بینند.

باید دقت داشت که برنامه اقدام بر علیه ایران مربوط به خروج او از اقدام متقابل و خروج از پابلیک استیتمنت است. ما هیچ کشوری را نداریم که بخواهد وارد فرایندی شود که در طی آن بخواهد از اقدام متقابل خارج شود. چون فقط دو کشور ایران و کره شمالی وارد اقدام متقابل شده اند. اگر چه کشور ایران این فرایند را آغاز کرد ولی از همان ابتدا می توان اشکالاتی بر رویه تصویب آن در ایران وارد کرد. مثلا بعد از اینکه رییس شورای عالی مبارزه با پولشویی به عنوان مقام طرف گفتگو با FATF این پیمان را امضا می کند آنها این موضوع را به عنوان تعهد کل کشور ایران می بینند.

زمانی که می خواهید فرایند تصویبی را در داخل کشور ادامه دهید و رخ دادن دست اندازی در حین این اقدام و این فرایند تصویب قابل پیش بینی است چه بهتر است که فرایند تصویب پیش از امضای رییس شورای پولشویی رخ بدهد و نه بعد از آن و اینطور نیست که ابتدا امضا کنیم و بعد بگوییم انجام نمی دهیم و مجددا به فرایند قبل از رای گیری برگردیم.

اقدامات متقابلی که بر علیه ایران اعمال شد با توجه به موضوع بند A فایده چندانی برای ما نداشت، به لحاظ فنی و عمرانی و حقوقی کار بسیار مهم و ارزشمندی بود. اما وقتی بعدها تصویب آن در ایران به دست انداز خورد طرف مقابل شروع به تمدید کرد و بعد دانه دانه نمونه ها را برای ایران اعمال کرد. سپس در برنامه اکتبر به جایی رسید که اعلام کرد اگر ایران به CFT و پالرمو ملحق نشود ایران را مجددا به وضعیت «اقدام متقابل» بازمی گرداند.

بازگشت ایران به آن وضعیت اما دو وجه جدا از هم دارد. یکی وجه حقوقی و دیگری وجه فنی. در وجه فنی حقیقتا اتفاق خاصی نمی افتد زیرا وقتی ایران تعلیق شد هم زمان با حضور ماده A عملا نمی توانست طرفی از این موضوع ببندد. از طرف دیگر بعد از مرحله تمدید چند ماه این مساله عملا نمی توان کارهای کارگزاری جدیدی انجام داد زیرا طرف مقابل می گفت من نمی دانم در عرض چهار ماه بعد اقدام متقابل در مورد تو اعمال می شود یا نه.

نکته مهمی که وجود دارد این است، برنامه ای که ما در دست داریم مربوط به ضوابط قبل از سال ۲۰۱۳ است. در این ضوابط علاوه بر موضوع اجرایی این اکشن پلان موضوع FATF نیز مطرح است و موضوع بند ۷ و شاید توصیه های دیگری نیز در آن باشد. در پلانیلر فوریه اکشن پلان ما منقضی نشده است و گفته شده اگر به این دو کنوانسیون بپیوندید ما سیستمی ارائه می دهیم که شاید ادامه برنامه اقدام نیز باشد. اگر ما  برنامه اقدام را تکمیل می کردیم باید می دانستیم که از مجموعه برنامه اقدام ایران فقط CFT و پالرمو باقی نمانده است و مواردی وجود دارد که اساسا به این دو بخش مربوط نیست و از دید FATF هنوز تکمیل نشده است.

 این موارد دو دسته هستند ؛ قانون مبارزه با تامین مالی تروریستی و مبارزه با پولشویی. با این حال گفته شده است تا آن دو کنوانسیون را تصویب نکنید بررسی ممکن نیست زیرا ما این چهار مورد را با هم مرور می کنیم. بازهم در این میان یک مساله دیگر نیز وجود دارد که نشان می دهد اینگونه نیست و در ظرف سیاست گذاری فعلی قابل حل نیست. به هر حال در اینجا سوال این است که جدا از همه اینها اگر اکشن پلن را تکمیل کنیم آیا از پابلیک استیتمنت خارج خواهیم شد؟ در این مرحله سوالاتی مطرح است.

در حقیقت جنس فرایندی که ما روز اولدر مقابل FATF انجام دادیم و امضا را پیش از تصویب قرار دادیم باعث شد ما دچار فرایندی کاملا احتمالی شویم که پاسخی احتمالی می طلبد.

 روند تصمیم گیری در داخل پلان، اجماع موثر است اگر کسی دارای دلیل و استدلالی باشد و دیگرانی پشت این دلیل را نگیرند عملا اجماع موثر ایجاد نمی شوند و آن کشورها همچنان می توانند دلایلی اقامه کنند و ایجاد اشکال کنند. در حقیقت جنس فرایندی که ما روز اول انجام دادیم و امضا را پیش از تصویب قرار دادیم باعث شد ما دچار فرایندی کاملا احتمالی شویم که پاسخی احتمالی می طلبد. همه موافقین و مخالفین FATF در جمله ای مشترک هستند. آنها می دانند که این فرایند دارای دستآوردهای احتمالی و هزینه های قطعی است. بر این اساس آدمها به موافقین و مخالفین تصویب اکشن پلان FATA تقسیم می شوند. ما موافق و مخالف تعامل با دنیا و یا مخالف و موافق با تجارت خارجی نداریم بلکه موافقین و مخالفینی در تصویب اکشن پلان FATA داریم و این بدین معنا نیست که عده ای بخواهند کره شمالی شویم و عده دیگری مخالف آن باشند.  بحث در روش کره شمالی نشدن است.  

حال پیشنهاد مطرح این است که به جای موافق و یا مخالف بودن به دنبال راه حلهایی باشیم که احتمال دستآوردهای ما را بیشتر و هزینه هایمان را کمتر کند. به همین دلیل پیشنهادی که می تواند ارائه شود یا عدم الحاق به دو کنوانسیون است و یا اینکه الحاق را وسط بگذاریم و در دو حالت ببینیم چه الزامات کارکردی مورد نیاز است و شانس بهره مندی خود را بیشتر کنیم.