جنگ ادلب؛ نتیجه راه رفتن آنکارا و مسکو روی لبه پرتگاه

علی حیدری
اولین ماه سال جدید میلادی بود که ارتش سوریه مرحله دوم عملیات خود در شمال غرب این کشور را که هدف آن پاک‌سازی ادلب از وجود تروریست‌ها بود را کلید زد. نتیجه این عملیات طی دو ماه گذشته آزادسازی مناطقی همچون خان طومان، معره النعمان و بخش وسیعی از جاده راهبردی M4(حلب لاذقیه) بود. واکنش ترکیه به این عملیات قابل‌تأمل بود و باعث به راه افتادن درگیری و خشونت‌های جدید در ادلب شد.
2816
به گزارش سیاست پارسی، 

اردوغان و سایر مقامات سیاسی- نظامی این کشور بارها نسبت به عملیات ارتش سوریه در شمال غرب این کشور اعتراض کرده و عنوان می‌کردند که حاصل این عملیات، به راه افتادن موج جدید آوارگان سوری به ترکیه است و درحالی‌که 3.7 میلیون آواره سوری در شهرهای مختلف ترکیه حضور دارند، این کشور توانایی پناه دادن به 1.5 میلیون آواره جدید را ندارد.اردوغان برای حل این معضل و توقف عملیات ارتش سوریه مانند مرحله اول عملیات به پوتین متوسل شد تا مانع تکمیل روند موفقیت‌های ارتش سوریه شود. پاسخ کرملین اما برخلاف دور گذشته بود و با اشاره به کم‌کاری ترکیه در عمل به تعهداتش در توافق سوچی از عملیات ارتش سوریه با عنوان مبارزه با گروه‌های تروریستی حمایت کرد.

هفته گذشته حمله‌ای به کاروان نظامی ترکیه در ادلب انجام گرفت و منجر به کشته شدن تعدادی از نیروهای نظامی ترکیه شد. این اتفاق همچون کاتالیزوری باعث تسریع در تحولات شد.

این روند عملیات ارتش سوریه و اعتراضات اردوغان ادامه داشت تا اینکه هفته گذشته حمله‌ای به کاروان نظامی ترکیه در ادلب انجام گرفت و منجر به کشته شدن تعدادی از نیروهای نظامی ترکیه شد. این اتفاق همچون کاتالیزوری باعث تسریع در تحولات شد تا آنجا که اردوغان به دمشق تا پایان ماه فوریه مهلت داد که به مواضع سابق خود بازگردد وگرنه دست به اقدام نظامی خواهد زد.

پس‌ازآن حمله دیگری به کاروان نیروهای نظامی ترکیه در ادلب شد که این حمله نیز 36 کشته و چندین زخمی بر جای گذاشت و جامعه ترکیه را در شوک فرو برد. اردوغان از ناتو و آمریکا انتظار همراهی و کمک داشت. اما این امید چندان دوام نیاورد زیرا ناتو تنها به تشکیل جلسه فوق‌العاده و محکوم کردن حمله به کاروان نظامیان بسنده کرده و آمریکا نیز اقدام چندانی در این راستا به خرج نداد. واشنگتن حتی با درخواست ترکیه برای استقرار موقت و عاریه‌ای سامانه موشکی پاتریوت در مرزهای جنوبی ترکیه مخالفت کرد.

این رفتار غرب باعث خشم اردوغان شده و اعلام کرد که به مدت یک ماه دروازه‌های خروجی برای آوارگان به سمت اروپا را باز می‌کند تا آن‌ها نیز سهمی از آنچه ترکیه طی 8 سال گذشته هزینه کرده داشته باشند. در این چارچوب طی دو روز 70 هزار آواره سوری و کشورهای دیگر به سمت مرزهای یونان و بلغارستان حرکت کرده‌اند و پیش‌بینی می‌شود این تعداد افزایش یابد که البته موجب نگرانی‌هایی در غرب شده است.

روسیه نیز که نقشش در این حمله مشخص بود در مقابل اعتراضات ترکیه در دو بیانیه جداگانه از سوی کرملین و وزارت خارجه خود، اعلام کرد که اولاً کاروان هدف گرفته شده از آن تروریست‌های سوری بوده و اگر نیروی ترک در آن کشته شده احتمالاً در بین آن‌ها حضور داشته و در ثانی ارتش سوریه حق دارد علیه تروریست‌ها دست به اقدام بزند.

به‌موجب این تحولات ترکیه که در حال حاضر 12 هزار نیروی نظامی و بیش از 3 هزار ادوات تسلیحاتی در ادلب دارد دست به اقدام زده و بمباران مناطق مختلف ادلب و حلب از جمله مقر فرماندهی عملیات ادلب و نیز مقر نیروهای حزب‌الله لبنان را مورد هدف قرار داد که نتیجه آن کشته شدن سه مقام نظامی بلند پایه سوری و 9 عضو حزب‌الله بود.

 

شرایط با عملیات سپر بهار پیچیده‌تر می‌شود

عملیاتی که طی روزهای بعد به نام "سپر بهار" رسمیت گرفت شرایط پیچیده ادلب را برای ترکیه پیچیده‌تر کرد به‌طوری‌که در حال حاضر موجب درگیری مستقیم ارتش ترکیه و سوریه هرچند به‌طور محدود شده و احتمال درگیری نیروهای ترک با مقاومت را نیز در خود دارد.

عملیات ارتش ترکیه طی چند روز گذشته منجر به وارد آمدن خسارت به هر دو طرف شده است اما به نظر می‌رسد از حجم آن کاسته شود زیرا اولاً جامعه ترکیه آمادگی پذیرش کشته‌شدگان ترک در سوریه را ندارد، دوماً آخر هفته جاری در مسکو نشستی بین رهبران ترکیه و روسیه برگزار خواهد شد و اردوغان قصد ندارد شرایط از کنترل خارج شود.

 نگرانی اصلی آنکارا کاسته شدن از نفوذ ترکیه در آینده سوریه با از بین رفتن نیروهای تحت حمایتش در ادلب و نیز پس گرفته شدن نقاط اشغال شده سوریه است.

از رویدادهای دو ماه گذشته می‌توان نتیجه گرفت که اولاً ارتش سوریه بخشه‌ای زیادی از شمال غرب این کشور را آزادکرده و اراده‌ای برای توقف عملیات ندارد.

ثانیاً ترکیه از گسیل شدن موج آوارگان به سوی مرزهای خود نگران است اما نگرانی اصلی آنکارا کاسته شدن از نفوذ ترکیه در آینده سوریه با از بین رفتن نیروهای تحت حمایتش در ادلب و نیز پس گرفته شدن نقاط اشغال شده سوریه است. رابعاً ترکیه به دنبال دست یافتن به اهرمی برای نقش‌آفرینی سیاسی و اقتصادی در آینده سوریه است و بر این اساس همه تلاش خود را به کار خواهد بست تا بخشی از خاک این کشور را در دست نیروهای متحد خود نگه دارد. در این راستا بود که اردوغان پیشنهاد داد عمق 30 کیلومتری شمال سوریه در منطقه ادلب به‌عنوان منطقه امن یا حائل مشخص شود تا ترکیه بتواند آوارگان را در آنجا مستقر کند. این پیشنهاد بعداً تعدیل‌شده و به 15 کیلومتر رسید اما اخبار حکایت از آن دارد که روسیه به‌طرف ترک طی 3 دور مذاکره پیشنهاد عمق 6 کیلومتری را داده که اصلاً به مذاق آنکارا خوش نیامده است. زیرا در این عمق هیچ منطقه مهمی وجود ندارد و ترکیه عملاً تنها باید هزینه آوارگان را بدهد و هیچ دستاورد سیاسی نیز نخواهد داشت. ترکیه بیش از 40 میلیارد دلار برای پذیرش، اسکان و خدمات به 3.7 میلیون آواره سوری طی 8 سال گذشته هزینه کرده است.

 

اگرچه روابط ترکیه با روسیه طی چند هفته اخیر و به دلیل عملیات ادلب دچار نوساناتی شده اما به نظر نمی‌رسد که آنکارا قصد فاصله گرفتن از مسکو را داشته باشد زیرا منافع این روابط بسیار فراتر از ادلب است. مسکو نیز تمایل ندارد که با افزایش فشار، آنکارا را بار دیگر به سمت غرب سوق دهد.

اقدامات نظامی ترکیه محدود و کوتاه‌مدت خواهد بود

با توجه به جدی بودن دمشق و مسکو در ادامه عملیات، ناتوانی ترکیه در ادامه عملیات علیه ارتش سوریه با توجه به هزینه‌های سنگین انسانی و اقتصادی آن و نیز افزایش زمزمه‌های اعتراضی در جامعه ترکیه به دلیل دوقطبی بودن فضای سیاسی و اجتماعی این کشور به نظر میر سد که اقدامات نظامی ترکیه در شمال سوریه چندان طولانی نباشد و تنها به بخشه‌ای کوچکی که جنبه راهبردی داشته باشد مانند شهرک سراقب که موجب بسته شدن جاده M4 شد بسنده کند تا در میز مذاکره در مسکو و بعد در تهران بتواند امتیازهای مدنظر خود را از طرفین (روسیه و ایران) بگیرد.

اگرچه روابط ترکیه با روسیه طی چند هفته اخیر و به دلیل عملیات ادلب دچار نوساناتی شده اما به نظر نمی‌رسد که آنکارا قصد فاصله گرفتن از مسکو را داشته باشد زیرا منافع این روابط بسیار فراتر از ادلب است. مسکو نیز تمایل ندارد که با افزایش فشار، آنکارا را بار دیگر به سمت غرب سوق دهد.

بر این اساس پیش‌بینی اینکه این روابط که سیاستمداران از آن به‌عنوان «راه رفتن روی لبه پرتگاه» یاد می‌کنند دچار بحران جدی شود چندان منطقی نخواهد بود و احتمالاً مانند دفعات گذشته شاهد توافقنامه‌ای با رضایت طرفین در این منطقه باشیم که البته مانند گذشته نیز در "مسکو" پایه‌ریزی می‌شود.