آمریکا و طالبان به دنبال دور زدن جمهوری در افغانستان

ابوالفضل ظهره‌وند
توافقی که در دوحه قطر، میان آمریکا و طالبان به امضا رسید، پروژه‌ای است که آمریکایی‌ها از چند منظر به آن توجه دارند. این برنامه در حدود 18 ماه کار شد و طالبان را به خطی آورد که آمریکا می‌خواست. اما در این مرحله باید طالبان آزمون پس بدهد و نشان دهد که می‌تواند شریکی قابل اعتماد برای اهداف منطقه‌ای آمریکا باشد. ضمن اینکه دست آمریکا برای زیر میز زدن همیشه باز است.
2820
به گزارش سیاست پارسی، 

می‌توان توافقنامه آمریکا و طالبان را از دو منظر دید؛ اولین موضوع این است که این توافقنامه کار کردی کوتاه مدت برای آقای ترامپ دارد و او می‌تواند در رقابت‌های انتخاباتی 2020 خود به عنوان برگ برنده‌ای از آن استفاده کند. دومین موضوع اما این است که در راستای استراتژی منطقه‌ای آمریکا می‌تواند زحمت آمریکا را کم کند و هزینه‌های آمریکایی‌ها را کاهش دهد و آمریکا را برای مدیریت طالبان در سایه قرار دهد که طالبان صحنه گردان افغانستان در منطقه باشد.

آمریکایی‌ها برای رسیدن به این توافق دولت کابل را دور زدند و زمان را به ضرر دولت کابل و مردم افغانستان مدیریت کردند و عملاً تا اینجا با توافقی که به دست آمد از دولت کابل عبور کردند.

کاری که آقای ترامپ با بهره بردن از تجربه آقای خلیل زاد انجام داد کارکردی چندگانه دارد و هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت برای آمریکا منافعی را به دنبال خواهد داشت. ارزیابی اولیه از این توافق این است: آمریکایی‌ها برای رسیدن به این توافق دولت کابل را دور زدند و زمان را به ضرر دولت کابل و مردم افغانستان مدیریت کردند و عملاً تا اینجا با توافقی که به دست آمد از دولت کابل عبور کردند و هرگز اجازه ندادند نقش دولت کابل بر این توافق سایه بیندازد و در این توافق حضور داشته باشند. درحالیکه حداقل باید یک نماینده مردم افغانستان در دوحه حضور پیدا می‌کرد ولی این اتفاق نیفتاد. همچنین از برگزاری مراسم تحلیف جلوگیری شد. این نیز نکته‌ای است که نشان می‌دهد به دولت کابل ضربه زده وارد شده است. همچنین بحث آزادی 5 هزار اسیر و زندانی طالبان در کابل است که طالبان با غیر مشروع دانستن دولت کابل آزادی این افراد را از آمریکایی‌ها مطالبه کرده‌اند. اگر این آزادی به دستور آمریکایی‌ها اتفاق بیفتد باید گفت کمر دولت کابل می‌شکند و چیزی از اقتدار دولت در افغانستان نمی‌ماند.

پشت پرده ماجرا اما مهمتر است و باید به آن توجه بیشتری داشت. در حقیقت این توافق بین آمریکا و پاکستان است تا امریکا و طالبان. نکته دیگر، زمان 14 ماهه این پروژه است تا طالبان بخواهد خود را اثبات کند. قرار است مأموریت‌هایی که تا اینجا آمریکا در صحنه افغانستان داشت به طالبان موکول شود. وظیفه طالبان این است که بتواند نیروهای مخالف آمریکا را سرکوب کند. اگر طالبان بتواند در سرکوب جریانات و نیروهای مخالف آمریکا نمره قبولی بگیرد و تصویر طالبانی قابل کنترل و قابل مدیریت توسط آمریکایی‌ها را از خود به نمایش بگذارند و به عهد خود وفادار بمانند و ساختار سلفی ضد شیعه و ضد ایران و ضد روسیه و چین را در افغانستان شکل بدهند در این صورت آمریکایی‌ها باز هم نیروهای خود را کاهش می‌دهند و پایگاههای خود را در افغانستان کم رنگ می‌کنند.

قرار است مأموریت‌هایی که تا اینجا آمریکا در صحنه افغانستان داشت به طالبان موکول شود. وظیفه طالبان این است که بتواند نیروهای مخالف آمریکا را سرکوب کند.

در خصوص مذاکرات اسلو و گفتگوهای بین الافغانی، در حقیقت هدف تشکیل دولت موقت است که این نیز ضربه جدیدی به اشرف غنی است زیرا فرایند کار به چیزی غیر از این شکل نمی‌دهد. قاعدتاً ابتدا باید دولت افغانستان شکل می‌گرفت و مشروعیت دولت کامل می‌شد و جریاناتی دولت را می‌پذیرفتند و بعد توافقنامه صلح امضا می‌شد.

اما امروز در این شرایط هیات افغانی در راه اسلو هیاتی مستقل و منسجم نخواهد بود زیرا اشرف غنی بخشی از کار و عبداله عبداله که نتیجه انتخابات را نپذیرفته است بخش دیگری از کار را می‌پذیرد و در چنین شرایطی طالبانی که در دوحه مشروعیت گرفته مبتکر میز مذاکرات بین الافغانی در اسلو خواهند بود. امروز پاکستان نمی‌تواند خوشحالی خود را کتمان کند. آن‌ها هم بر خروج آمریکایی‌ها تصریح دارند و هم روابط آینده افغانستان با پاکستان و سایر همسایگان خود وارد فاز جدید و متفاوتی از گذشته خواهد شد. همه اینها بیانگر پروژه‌ای است که پشت پرده در حال اجرا است.

این طرحی است که توسط آمریکایی‌ها مدیریت می‌شود اما اگر اشرف غنی آگاه باشد و مساله خود با آقای عبداله را به سرعت حل و فصل کند و بتوانند به دولتی ائتلافی شکل بدهند و هیاتی منسجم به اسلو راهی کنند می‌توانند با ابتکار عمل این هیات پروژه آمریکایی‌ها را به نفع خود مدیریت کنند و به صورت هم زمان طالبان و آمریکا را از صحنه افغانستان اخراج کنند. در حقیقت راه نجات افغانستان در اخراج این دو جریان نهفته است زیرا حضور این دو جریان موجب ویرانی و انهدام افغانستان شده و ادامه این حضور به بقای مشکلات کمک می‌کند.

در حقیقت راه نجات افغانستان در اخراج دو جریان طالبان و آمریکا نهفته است زیراحضور این دو جریان موجب ویرانی و انهدام افغانستان شده و ادامه این حضور به بقای مشکلات کمک می‌کند.

در حقیقت ترامپ با یک تیر چند نشان زد و طالبان را که قبلاً به دروغ دشمن اصلی مردم آمریکا معرفی می‌شد و پروژه صهیونیستی آمریکایی یازده سبتامبر را بهانه‌ای برای حمله به افغانستان طراحی شد کنار زده و آرام آرام نشان می‌دهند که دوست و متحد اصلی آمریکا طالبان و جریانات سلفی است. به همین دلیل عربستان از این توافق ابراز خرسندی می‌کند. این پروژه زمان بی نظیر بوتو است که در فازی متفاوت‌تر و جدیدتر در حال اجراست و کسی جز ملت افغانستان در این پروژه قربانی نمی‌شود.

ایران قدرتر است و موقعیتی بالاتر از این دارد که امروز فقط نظاره گر میدان باشد باید این پروژه توسط ایران شفاف سازی شود. ایران نمی‌تواند همچون روسیه در بازی آمریکا بیفتد. ما باید ابعاد این پروژه ضد منطقه‌ای را روشن کنیم. تا اینجا برنده این صحنه پاکستان و عربستان هستند که در ادامه پروژه دستیابی به آسیای میانه فعالیت می‌کنند. دستیابی کامل به منابع افغانستان و پشتونیزه کردن این منطقه مورد توجه این کشورهاست. اما این‌ها خوابی بیش نیست. نه انگلیس و نه شوروی سابق و نه آمریکایی‌ها هیچ کدام نتوانستند افغانستان را ببلعند ولی آگاه شدن افکار عمومی و آگاهی نخبگان سیاسی و گروههای جهادی افغانستان اهمیت دارد. این پروژه خطرناک با پرچم سفید صلح عملیاتی می‌شود و افغانستان باید از این نقشه آگاه باشد. قوی شدن دولت افغانستان در این مسیر ضرورت دارد یک دولت قوی می‌تواند پروژه طالبان آمریکا را از بین ببرد. ایران می‌تواند با ایجاد شفافیت به عنوان طرفی ناظر بر تحولات افغانستان مسئولیت تاریخی خود را اجرایی و عملیاتی کند.