بیانیه آژانس؛ پالس ضعف آمریکا در برابر ایران

سید عابدین نورالدینی
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بعد از یک وقفه تقریباً یک ساله، یک بار دیگر به تکالیف سنتی خود یعنی سخت‌گیری و ممانعت در مسیر دستیابی کشورهای در حال توسعه به دانش و تکنولوژی هسته‌ای بازگشته است.
2838
به گزارش سیاست پارسی، 

11 روز قبل مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مدعی شد ایران امکان دسترسی بازرسان این نهاد بین‌المللی به 3 سایت ایرانی را نداده است. رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی 3 مارس (13 اسفند) در مصاحبه با خبرگزاری انگلیسی رویترز ادعا کرد: «چنانچه ایران از پاسخگویی به آژانس درباره فعالیت‌های گذشته اتمی در 3 سایت خود توضیح ندهد وارد بحران جدیدی خواهد شد». مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفت: «ما از ایران قدری اطلاعات و دسترسی خواسته‌ایم اما به اطلاعاتی که درخواست کرده‌ایم دست پیدا نکرده‌ایم». وی در ادامه ادعاهای خود گفت: «اصرار کرده‌ایم و به‌رغم همه تلاش‌هایمان نتوانسته‌ایم به آن اطلاعات دست پیدا کنیم... معنای این موضوع این است که ایران دارد در توانایی آژانس برای انجام کارش مانع‌تراشی می‌کند». گروسی که در پاریس صحبت می‌کرد، گفت: «این موضوع جدی است و امیدواریم ایران بعد از نشست هفته آینده اعضای شورای حکام آژانس به پایبندی کامل به توافق هسته‌ای بازگردد». او گفت: «صادقانه امیدوارم ایران به حرف ما و حرف جامعه بین‌المللی در شورای حکام گوش فرا دهد و به این ارزیابی برسد که به نفع خودشان است با ما همکاری کنند». به نوشته خبرگزاری رویترز، گروسی در ادامه گفت: «[اگر چنین نشود] به سمت بحران خواهیم رفت».

این اظهارات مدیرکل آژانس پس‌ازآن مطرح شد که آژانس در گزارش فصلی خود ادعای جدیدی علیه ایران مطرح کرد. در بخشی از این گزارش آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ادعا شده است: «آژانس ذرات اورانیوم طبیعی ساخت بشر در مکانی که توسط ایران به آژانس اظهار نشده بود را، شناسایی کرده است. تعاملات بین ایران و آژانس برای حل‌وفصل موضوع ادامه دارد».

هم اینک این گزاره جذاب در مقابل ایران قرار دارد که با تکیه بر وضعیت فعلی، ضمن بازسازی و ترمیم و اصلاح ساختار اقتصادی خود، به شرایطی برسد که خود را به عنوان یک قدرت جدید جهانی و ناظم هندسه جدید غرب آسیا به طرف مقابل تحمیل کند.

بازگشت زیر سایه کرونا

ایران 15 دی‌ماه امسال و پس از ترور سپهبد قاسم سلیمانی توسط دولت آمریکا، اعلام کرد دیگر هیچ‌کدام از تعهدات هسته‌ای خود در برجام را به رسمیت نمی‌شناسد. این اعلام ایران که به عنوان گام پنجم و نهایی کاهش تعهدات ایران معروف شد؛ نشان داد مناسبات ایران و غرب وارد فاز و منظومه جدیدی شده است. اگر تا پیش از ترور سپهبد سلیمانی، آمریکا و تروئیکای اروپایی موضوع دانش هسته‌ای و برنامه موشکی و نیز نفوذ منطقه‌ای ایران را تحت عنوان یک "نگرانی" مطرح می‌کردند اما پس از ترور سپهبد سلیمانی، ایران این موارد 3 گانه را تضمینی و اهرمی برای حفظ حاکمیت و امنیت ملی خود دانسته و هر نوع گفتگو درباره این گزاره‌ها را به معنای تهدید جدی برای حاکمیت ملی و امنیت ملی می‌داند. ترور شهید سلیمانی منازعه و مواجهه ایران و امریکا را به یک حالت فوق‌العاده از سال 1357 تاکنون رساند. ایران برخلاف ماجرای جنگ نفت‌کش‌ها، این بار به مقر نظامیان آمریکایی در عین الاسد حمله کرد و نشان داد با تکیه بر قدرت دفاع موشکی و همین‌طور نفوذ منطقه‌ای است، می‌تواند یک توان پاسخگوی و انتقام را به رخ آمریکا بکشاند. در واقع به اعتقاد کارشناسان، پس از ترور شهید سلیمانی، افکار عمومی در ایران درک واقع‌بینانه‌تری نسبت به ماهیت دشمنی رژیم حاکم بر ایالات‌متحده آمریکا پیدا کرده‌اند و از همین رو اهمیت دانش صلح‌آمیز هسته‌ای، توان دفاع موشکی و انسجام نفوذ منطقه‌ای ایران بیشتر از گذشته نمودار شده است.

از سوی دیگر معادلات ایران و غرب پس از آشکار شدن بدعهدی آمریکا و بی‌عملی اروپا در مقابل آمریکا و همین‌طور اقدام دولت آمریکا در ترور ناجوانمردانه سپهبد سلیمانی، کاملاً تغییر کرده است و مقوله اولویت تنش‌زدایی با غرب که طی 7 سال گذشته در رأس دیپلماسی ایران قرار داشت؛ جای خود را به اقتدارگرایی داده است. از سوی دیگر آمریکا در مواجهه با ایران همه اقدامات ممکن خود را انجام داده است و جای هیچ‌گونه ملاحظه‌ای نگذاشته است. اکنون در مناسبات ایران و اروپا و ایران و آمریکا، ایران در جایی قرار گرفته است که چیزی برای از دست دادن ندارد. اما این گزاره جذاب در مقابل ایران قرار دارد که با تکیه بر وضعیت فعلی، ضمن بازسازی و ترمیم و اصلاح ساختار اقتصادی خود، به شرایطی برسد که خود را به عنوان یک قدرت جدید جهانی و ناظم هندسه جدید غرب آسیا به طرف مقابل تحمیل کند.

ورود آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ایفای همان نقش قدیمی فشار به ایران از طریق یک نهاد بین‌المللی، شبیه یک شلیک مشقی است.

 

شلیک مشقی آژانس 

در چنین شرایطی که معادله ایران و آمریکا و اروپا، بر اساس این مجهولات چیده شده، ورود آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ایفای همان نقش قدیمی فشار به ایران از طریق یک نهاد بین‌المللی، شبیه یک شلیک مشقی است. اگر در گذشته آمریکا از طریق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران را از اجماع 1+5 علیه تهران می ترساند؛ حالا پس از تجربه برجام و تجربه مهمتر پسابرجام، و نیز پس از یک تجربه برخورد نظامی میان ایران و آمریکا، طرفین فهم واقع‌بینانه‌تری نسبت به توان و اهرم‌های یکدیگر پیدا کرده اند. به همین خاطر بیانیه اخیر آژانس که کپی‌برداری از همان سناریوی همیشگی این نهاد بوده است؛ اگرچه در ظاهر تلاش دارد ایران را از اجرای مفاد گام پنجم کاهش تعهدات برجامی منصرف کند؛ اما در عمل نشان دهنده استیصال طرف آمریکایی در انتخاب گزینه‌های تمام شده روی میز است. این نکته ظریفی است. البته اگر در دولت ایران درست و بر اساس منافع ملی دریافت شود.