غرب به دنبال اختلاف افکنی در اتحاد ترکیه – ایران – روسیه

ضیاء ترک یلماز
نظریه پردازی برای دخالت ترکیه در بحران سوریه توسط غرب صورت گرفت اما سرنوشت سوریه نه توسط غرب بلکه توسط اتحادهای منطقه ای و به خصوص اتحاد ایران، ترکیه و روسیه رقم خواهد خورد.
2847
به گزارش سیاست پارسی، 

بعد از بیداری اسلامی و یا بهار عربی قرار بر تغییر رژیم‌ها بود. این تحولات ابتدا از شمال آفریقا شروع شد و سپس به کشورهایی چون لیبی و سپس به سوریه رسید. در حقیقت غرب بعد از بهار عربی، طوری وانمود کرد که سوریه سهم ترکیه است و ترکیه در آینده سوریه نفوذ بیشتری خواهد داشت. این تلقی توسط غرب بوجود آمد و دولتمردان ترکیه بر این اساس ایده تحولات تاریخی را مطرح کردند و گفته شد این سرزمین یک قرن پیش جزو خاک ترکیه بود و ما دوباره آن را به خاک خود باز می‌گردانیم. به این ترتیب نظریه پردازی برای اشغال یا نفوذ ترکیه در سوریه مطرح شد.

مساله نئو عثمانی گری از این مرحله و بعد از تحولات بیداری اسلامی آغاز شد. وزیر امور خارجه وقت ترکیه با صراحت گفت که در سال 1915 از برادران خود جدا شدیم و بعد از یک قرن آنها را در آغوش می‌گیریم. این به معنای الحاق سوریه به خاک ترکیه بود که با ادبیاتی ظریف بیان شد و از تعلق سوریه به ترکیه دم زدند. رسانه‌های دولتی ترکیه و طرفداران دولت مرتباً این موضوع را در میان افکار عمومی مطرح کردند و گفته می‌شد سوریه از ترکیه جدا نیست و به این نظریه حق وجلوه ای طبیعی داده می‌شد.

ترکیه گمان می‌کرد با رسیدن پناهندگان به این سطح دخالت سازمان ملل آغاز می‌شود و ماموریتی به ناتو داده می‌شود و ترکیه در این مرحله ایفا کننده نقش اول خواهد بود اما هیچ یک از این اتفاقات رخ نداد.

پس از آن بود که تحرکاتی در شمال سوریه آغاز شد. تحریک مردم و بعد حمایت‌ها آغاز شد و حتی قبل از ورود پناهندگان سوری شهرک‌هایی با چادرهای مستقر آماده شد و می‌توان گفت به نوعی دعوت صورت گرفت و برای رسیدن پناهندگان به صد هزار نفر نوعی مسابقه برپا شده بود. ترکیه گمان می‌کرد با رسیدن پناهندگان به این سطح دخالت سازمان ملل آغاز می‌شود و ماموریتی به ناتو داده می‌شود و ترکیه در این مرحله ایفا کننده نقش اول خواهد بود اما هیچ یک از این اتفاقات رخ نداد.

تعداد پناهندگان به چندین میلیون رسید ولی نه سازمان ملل و نه سایر سازمان‌های بین المللی از ترکیه حمایت نکردند. با وجود این اوضاع، ترکیه وارد باتلاقی شد و شروع به تربیت و آموزش نیروهای مخالف سوریه کرد و حتی از کشورهایی دیگر از جمله از مناطق شمال قفقاز و اروپا نیروهای داوطلب ورود به سوریه را آموزش داده و مسلح کرد و از نظر لجستیکی مورد حمایت قرار داد تا وارد سوریه شوند. حتی قسمت‌هایی از مخالفین عراقی که بعدها به داعش تبدیل شد به طور مشترک توسط آمریکا، عربستان و ترکیه آماده و تجهیز شدند و ترکیه در استقرار این گروه در استان الانبار عراق نقش داشتند تا دولتی اسلامی تحت حمایت ترکیه در سوریه مستقر شود.

امروز تمام کشورها به جز ترکیه حمایت‌های خود را از این افراد قطع کرده‌اند و حداقل به ظاهر از آنها حمایت نمی‌شود اما ترکیه همچنان بر مواضع خود باقی مانده است.

تا سال 2015 بیش از دو سوم خاک سوریه اشغال شد ولی موفقیتی برای ترکیه در این زمینه حاصل نشد. در سال 2015 روسیه به درگیری سوریه ورود کرد و درگیری‌های جدید آغاز شد. با حمایت نیروهای هوایی روسیه از جبهه مقاومت و عقب نشینی طرفداران غربی معادله تغییر کرد. امروز تمام مخالفین و مسلحین و تروریست‌هایی که در قسمت‌های مختلف سوریه شکست خورده‌اند با موافقت دولت سوریه در ادلب تجمیع شده‌اند. دولت سوریه هرگز مخالفین شکست خورده خود را به اسارت نگرفت و کشتاری صورت نگرفت. امروز مخالفین داخلی سوریه و تروریست‌های وارداتی از کشورهای دیگر و بقایای داعش و النصره و دیگر گروهها در ادلب جمع شده‌اند. تمام کشورها به جز ترکیه حمایت‌های خود را از این افراد قطع کرده‌اند و حداقل به ظاهر از آنها حمایت نمی‌شود اما ترکیه همچنان بر مواضع خود باقی مانده است.

امروز مساله ادلب برای ترکیه موضوعی حیثیتی است. این مساله هم از نظر امنیتی و هم از نظر سیاسی برای ترکیه اهمیت دارد. این کشور در صدد کسب دستاوردی است تا هم افکار عمومی داخلی ترکیه را قانع کند و هم در آینده سوریه نقشی ایفا کند. اگر نظریه سلطه تمامیت خواهانه ترک‌ها بر سوریه موفق نبود و دیگر کسی در ترکیه به این موضوع ایمان ندارد ولی این کشور در فینال این ماجرا همچنان در صدد بدست آوردن امتیازی است تا در آینده سیاسی سوریه نقشی ایفا کند.

ترکیه با دشمن خود یعنی روس‌ها به سازش رسید تا در مقابل متحدان خود دوام بیاورد. این کشور در سه سال گذشته با کمک روسیه و ایران دوام آورده است ولی غرب ترکیه را رها نکرده و اقتصاد این کشور در دوری از غرب متضرر است.

از طرفی توطئه مخالفین در این منطقه بیش از آنکه بر علیه سوریه باشد بر علیه ترکیه است. آمریکا در این منطقه کریدور ایجاد کرد تا بعدها آن را به کشوری تحت حمایت آمریکا و اسرائیل تبدیل کند. ترکیه در این میدان اعتبار سیاسی و اقتصادی خود را از دست داد. بیداری اسلامی و بهار عربی، ترکیه را به عنوان یک الگو برای کشورهای منطقه معرفی می‌کرد و منطقه از این الگو استقبال می‌کرد. اما امروز ترکیه این جایگاه را از دست داده و حتی علیه دولت ترکیه کودتایی اجرا شد. سپس ترکیه با دشمن خود یعنی روس‌ها به سازش رسید تا در مقابل متحدان خود دوام بیاورد. این کشور در سه سال گذشته با کمک روسیه و ایران دوام آورده است ولی غرب ترکیه را رها نکرده و اقتصاد این کشور در دوری از غرب متضرر است.

غرب در عین اینکه نمی‌خواهد ترکیه را از دست بدهد به نوعی به اردوغان فرصت داد ولی نزدیکی او به روس‌ها و ایران برای غرب سنگین بود و به دنبال انتقام گیری از این سه کشور هستند. غرب اخیراً به این عقیده رسیده است که چنین فرصتی را در میدان ادلب به دست آورده و می‌تواند ترکیه را در این باتلاق گرفتار کند و این کشور را از سوریه، ایران و روس‌ها جدا کند. موضع مهم و پر اهمیت برای غرب ایجاد درگیری بین ترکیه و ایران است. آن‌ها می‌دانند که ترکیه قادر به درگیر شدن با روس‌ها نیست آن‌ها می‌خواهند ترکیه را به هر اندازه‌ای که می‌شود از روس‌ها دور کنند و با ایران و سوریه به درگیری بکشند. دراین میان هوشیاری وصبر استراتژیک ایران بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند عنصری تعیین کننده وحیاتی در آینده منطقه و همچنین سرنوشت ترکیه وسوریه باشد.