سیاست پارسی

روندهای جهانی پس از بحران کوید-19

آیا می‌توان گفت شیوع کرونا هنجارهای نئولیبرالی که ساختارهای حاکم تمدن جهانی اکنون را شکل داده‌اند، ذوب خواهد کرد؟ آیا یک واکنش جمعی به زیاده‌خواهی‌هایی که به اقتدارگرایی می‌انجامد، می‌تواند ارزش‌های بشردوستانه را احیاء کند؟ همچنان که روندها ممکن است بدبینانه و خطرناک باشند، جهان پساکرونا می‌تواند فرصت‌ها و واقعیت‌های نوینی را پیش روی خود ببیند.
2877
به گزارش سیاست پارسی، 

«جرمی لنت»، نویسنده و مؤلف حوزه تاریخ فرهنگ و تمدن است که در مقاله‌ای که به تازگی منتشر شده، بحران حاصل از شیوع کرونا در به چالش کشیدن ساختارهای جهانی سیاست و اقتصاد با جنگ جهانی دوم هم‌تراز می‌داند. از نظر او، همچنان که جنگ جهانی دوم، بشر را به عصر نئولیبرالیسم وارد کرد، شیوع کرونا جهانی در مقابل نئولیبرالیسم بنا خواهد کرد:

هر اندازه به تأثیرات و پیامدهای بحران کوید-19 فکر کنید، باز هم کافی نیست. این ویروس در چند هفته گذشته، زندگی همه ما را تحت تأثیر قرار داده، اما هنوز در ابتدای راهی هستیم که کرونا برای فرهنگ و اجتماع ما تدارک دیده است. بدون تردید، یک یا دو سال آینده، ویروس قابل کنترل می‌شود و راهکارهای درمانی مثل واکسن‌ها در دسترس خواهند بود. بی‌ثباتی ساختاری که کرونا پدید آورده، مثل اخلال در زنجیره تأمین کالاها که مبتنی بر اصل تأمین به‌موقع نیازهاست، بسته شدن مرزها، کمبود داروها و مواد غذایی و رکود در اقتصاد جهانی تنها نشانه‌هایی از آغاز دورانی است که اگرچه با روی کار آمدن ترامپ و برگزیت خود را نشان داده، اما تغییرات سهمگین ویرانگری در پی خواهد داشت. این ویروس، وخامت و شدت بحران‌هایی مثل نابرابری عمیق اقتصادی، فساد سیستماتیک سیاسی و نابودی گسترده محیط زیست را در چند دهه رخ داده، اکنون در چند هفته آشکار کرده است.

این ویروس، وخامت و شدت بحران‌هایی مثل نابرابری عمیق اقتصادی، فساد سیستماتیک سیاسی و نابودی گسترده محیط زیست را در چند دهه رخ داده، اکنون در چند هفته آشکار کرده است.

ما به یک پهنه نامعلوم پا گذاشته‌ایم و برای آنکه مقیاس تغییری که با آن روبرو خواهیم شد، درک کنیم؛ باید به آخرین تجربه‌ای که جهان را دگرگون کرد، توجه کنیم: جنگ جهانی دوم. جهان پیش از جنگ، تحت سلطه قدرت‌های استعماری اروپایی قرار داشت. لیبرال دموکراسی رو به زوال بود و فاشیسم و کمونیسم رو به صعود. اما طی چند سال، جهان چنان تغییری کرد که با دوران پیش از آن، قابل مقایسه نبود. با فروپاشی امپراتوری بریتانیا، ژئوپلتیک جهان، جنگ سرد را برآمده از تقسیم جهان به دو بلوک شرق و غرب تجربه کرد. ایالات متحده و متحدانش بر محور صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، سیستمی از تجارت جهان بنا کردند. دنیای پس از جنگ، نئولیبرالیسم را شکل داد. گفتمان نئولیبرالیسم که بعدها خود را به شکلی جهان‌گیر توسعه بخشید، معتقد است انسان‌ها، فردگرا، خودمحور و ماتریالیست‌های محاسبه‌گرند و از این روست که بازار آزاد باید به هر شکل از تلاش انسانی برای تولید و خلق ثروت احترام بگذارد و در خدمت او درآید.

پیروزی نئولیبرالیسم بزرگترین نابرابری تاریخ را رقم زده است. براساس آخرین آمار، 26 ثروتمند جهان به اندازه نیمی از کل جمعیت جهان ثروت دارند. جستجوی بی‌امان سود مالی و منفعت شخصی، تمدن بشری را در یک مسیر وحشتناک قرار داده است. خطرناک‌ترین بحران که زیست بشر را مورد هدف قرار داده است، بحران آب و هواست. حتی اگر بحران آب و هوا تحت کنترل قرار گیرد، ادامه این شکل از به دست آوردن رشد اقتصادی تهدیدات بنیادینی را پیش روی ما قرار خواهد داد. در حال حاضر، تمدن ما با بیش از 40 درصد از ظرفیت خود کار می‌کند. ما با سرعتی باورنکردنی در حال نابودی جنگل‌های زمین، حیوانات، حشرات، ماهی‌ها، آب شیرین و حتی خاک هستیم تا محصولاتی که اکنون تولید می‌کنیم، به دست آوریم. در سال 2017، بیش از 15 هزار دانشمند از 184 کشور جهان در بیانیه‌ای تلخ به بشریت هشدار دادند که زمانش رو به پایان است و پیشنهاد دادند «بشر باید سریعاً تغییراتی سریع و بنیادین و بی‌سابقه در همه ابعاد جامعه آغاز کند». این هشدارها و تذکرات تاکنون مورد اعتنایی قرار گرفته، اما آیا شیوع کرونا این روند را تغییر خواهد داد؟

پیروزی نئولیبرالیسم بزرگترین نابرابری تاریخ را رقم زده است. براساس آخرین آمار، 26 ثروتمند جهان به اندازه نیمی از کل جمعیت جهان ثروت دارند.

یک خطر جدی این است که به جای بازگشت از مسیر انحطاطی که بشر پیش گرفته، همان نیروهای کنترل‌کننده نظم کنونی جهان، از فرصت استفاده کنند و با اهرم کردن قدرت خود، نسل بشر را به نابودی بکشانند. چین استانداردهای محیط زیستی خود برای افزایش تولید به‌روزرسانی کرده و سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا از فرصت شیوع کرونا استفاده کرده و قوانین خود را به حالت تعلیق در آورده تا شرکت‌ها به دلیل مواجهه با کرونا اختیارات بیشتری داشته باشند. از سویی دیگر، کرونا زمینه‌‌ای فراهم کرده تا رهبران قدرت‌طلب جهان آزادی‌های فردی را بیشتر لگدکوب کنند و کشورهایشان را با سرعت بیشتری به سوی اقتدارگرایی حرکت دهند. مثل ویکتور اوربان در مجارستان که اعلام کرده از این پس قدرت عمل بیشتری خواهد داشت یا نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل که دادگاه‌ها را به خاطر شیوع کرونا تعطیل کرد اما خودش از محاکمه گریخت. وحتی در آمریکا که برخی نگرانند ترامپ از اجازه تعلیق دادرسی در مواقع اضطراری استفاده انتخاباتی کند. در کشورهایی که کنترل اقتدارگرایانه را در پیش نگرفته‌اند، افزایش نظارت بر فناوری‌های پیشرفته مجازی حریم شخصی شهروندان را تضعیف کرده است. ممکن است ترس و بی‌اعتمادی که در خرید تصاعدی اسلحه در آمریکا یا هجوم به فروشگاه‌ها در اروپا خود را نشان داده، تثبیت شود. اگر این روندها و سناریوها مورد بررسی قرار نگیرند، ممکن است یلوک‌های قدرت بسیاری از آزادی‌ها و حقوقی که اکنون وجود دارند، هدف بگیرند.

همان گونه که نئولیبرالیسم مبتنی بر ارزش‌ها و هنجارهایی خودخواهانه بدون توجه به انگیزه‌های اجتماعی انسانی پدید آمده است؛ دوران پسانئولیبرال نه در چارچوب انتخاب‌های سیاسی یا اقتصادی، بلکه مبتنی بر مبانی و بنیادهای فکری و اجتماعی استوار خواهد شد.

آیا می‌توان گفت شیوع کرونا هنجارهای نئولیبرالی که ساختارهای حاکم تمدن جهانی اکنون را شکل داده‌اند، ذوب خواهد کرد؟ آیا یک واکنش جمعی به زیاده‌خواهی‌هایی که به اقتدارگرایی می‌انجامد، می‌تواند ارزش‌های بشردوستانه را احیاء کند؟ همچنان که روندها ممکن است بدبینانه و خطرناک باشند، جهان پساکرونا می‌تواند فرصت‌ها و واقعیت‌های نوینی را پیش روی خود ببیند. بیایید برخی از این فرصت‌ها را با هم مرور کنیم:

ظهور یک جامعه عادلانه‌تر: دانمارک در نظر دارد 75 درصد دستمزد شاغلان بخش خصوصی که به دلیل شیوع کرونا متضرر شده‌اند، پرداخت کند. انگلیس هم به دنبال برنامه مشابهی است. مقامات کالیفرنیا در پی اجاره دادن هتل‌های خالی به بی‌خانمان‌ها هستند. در نیویورک جمعیتی از زندانیان به صورت موقت آزاد شده‌اند. اسپانیا بیمارستان‌های خصوصی را ملّی می‌کند. ایده درآمد پایه مورد بحث دموکرات‌ها در آمریکا اکنون مورد توجه جمهوری‌خواهان قرار گرفته است.

تثبیت اکولوژیک: ویروس کرونا تاکنون از همه ابتکارات و برنامه‌های جهانی در بهبود وضع زیست محیطی بهتر عمل کرده است. در ماه فوریه، میزان انتشار گاز co2 در چین 25 درصد کاهش یافته است. در ماه‌های پیش رو انتشار گازهای گلخانه‌ای کاهش چشمیگری خواهد داشت. البته هیچکس پیشنهاد نمی‌کند در برابر بحران‌ها چنین پاسخ‌هایی در پیش بگیریم، اما می‌توان گفت وقتی اراده سیاسی باشد و جوامع حالت اضطراری پیدا کنند، تغییر ممکن است.

ظهور گلوکالیزیشین: یکی از خصوصیات بارز عصر نئولیبرال، جهانی‌سازی فاسد براساس ارزش‌های بازار آزاد بوده است. کشورها برای کم‌هزینه کردن رقابت در جهان سرمایه‌داری، کارگران را قربانی کرده‌اند. استفاده از سوحت‌های فسیلی ارزان‌قیمت، منابع زمین را نابود کرده است. اثرات کوید-19 می‌تواند به وارونگی این هنجارهای نئولیبرالی منجر شود. جوامع با مختل شدن خطوط تأمین منابع به دنبال تأمین‌کنندگان و تولیدکنندگان محلی و منطقه‌ای خواهند رفت. همچنان که اکنون همگی ایده‌ها و نظرات خود در مورد چگونگی مواجهه با کرونا به اشتراک می‌گذارند و دانشمندان در تلاش جمعی به دنبال کشف واکسن کرونا هستند، مردم کشورهای مختلف می‌توانند در دوره جدید بیشتر به صورت مستقیم با هم حرف بزنند.

شکل‌گیری یک جامعه دلسوز: قرار گرفتن همگان در یک بحران و اضطرار، عواطف و احساسات آنها را جریحه‌دار می‌کند. مثل کرونا که در تمام دنیا پخش شده، واکنش‌های محبت‌آمیز مانند مراقبت از بی‌خانمان‌ها و همیاری پرستاران و کادر درمان و همچنین کمک به نیازمندان نیز جهانی شده است. در مواجهه با یک فاجعه، مردم می‌آموزند که چگونه به عنوان یک «جامعه» قدرتمندتر از «افراد» هستند. 

مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری عصر جدید، «انقلاب در ارزش‌ها»ست. همان گونه که نئولیبرالیسم مبتنی بر ارزش‌ها و هنجارهایی خودخواهانه بدون توجه به انگیزه‌های اجتماعی انسانی پدید آمده است؛ دوران پسانئولیبرال نه در چارچوب انتخاب‌های سیاسی یا اقتصادی، بلکه مبتنی بر مبانی و بنیادهای فکری و اجتماعی استوار خواهد شد. پیش از آنکه بحران کوید-19 فروکش کند و نظم اجتماعی جدیدی سر برآورد، اضطراری بزرگتر از فروپاشی زیست محیطی در انتظار ماست. اضطرار تعریف و تبیین دوران جدید تا بشر را از نئولیبرالیسم نجات دهیم و آینده‌ای شکوفا برای بشریت و زمین رقم بزنیم.