سیاست پارسی

آیا قدرتهای جهانی هنوز هم به ناتو نیاز دارند؟

محمد رستم پور
سه کارشناس برجسته امنیتی در مطلبی کوتاه در نشنال‌اینترست، ناکارآمدی و ضعف ناتو در مواجهه با تهدیداتی که امروز جهان با آنها روبروست، اثبات می‌کنند. از نظر آنان، تهدیداتی که ناتو در 70 سال پیش به خاطر مواجهه با آنها تأسیس شد، دیگر وجود ندارد و علاوه بر این، ناتو هزینه اقتصادی و هماهنگی جهانی برای مقابله با تهدیدات را از بین می‌برد.
2887
به گزارش سیاست پارسی، 

 شیوع ویروس کرونا که همه جهان را درگیر کرده، یک بحران طولانی در سلامت عمومی را در مرکز توجهات قرار داده است؛ همراه با یک بحران اقتصادی بلندمدت که می‌تواند بافت اجتماعی میان ملّت‌ها را نابود کند. رهبران جهان باید هزینه منابع واقعی تهدیداتی که اکنون متوجه امنیت ملّی است، ارزیابی کنند تا بدانند چگونه باید از پس آنها برآیند. [از جمله] تعهد مداوم به ناتو که جاه‌طلبی‌های جهانی آن به شکل گسترده‌ای توسط ایالات متحده ترسیم و تأمین مالی می‌شود، نیز باید مورد پرسش قرار گیرد.

در سال 1949، نخستین دبیرکل ناتو، مأموریت این سازمان را «دور نگه داشتن روس‌ها، نزدیکی به آمریکا و کاهش نفوذ آلمان‌ها» خواند. هفتاد سال بعد، چشم‌انداز امنیتی در اروپا و جهان به کلی تغییر کرده است. اتحاد جماهیر شوروی و پیمان ورشو دیگر وجود ندارند، دیوار برلین فروریخته و آلمان دیگر در مواجهه با همسایگانش به دنبال جاه‌طلبی سرزمینی نیست. با این همه آمریکا هنوز با ناتو در اروپا متحد است. 

در سال 1993 یکی از نویسندگان این مقاله یعنی «دیوید اسپیدی» با میخائیل گورباچف مصاحبه کرد و از او در مورد ادعای گورباچف مبنی بر عدم توسعه ناتو در شرق پرسید. پاسخ گورباچف صریح بود: «آقای اسپیدی! ما گول خوردیم». او آشکارا معتقد بود با لغو پیمان ورشو و یکپارچه شدن مجدد آلمان اعتماد اتحاد جماهیر شوروی به غرب جبران نشد. این موضوع یک سؤال اساسی طرح می‌کند که آیا ناتو امنیت جهانی را تأمین می‌کند یا در حقیقت آن را ویران می‌سازد؟ ما به ده دلیل اعتقاد داریم جهان دیگر به ناتو نیازی ندارد:

در سال 1949، نخستین دبیرکل ناتو، مأموریت این سازمان را «دور نگه داشتن روس‌ها، نزدیکی به آمریکا و کاهش نفوذ آلمان‌ها» خواند. هفتاد سال بعد، چشم‌انداز امنیتی در اروپا و جهان به کلی تغییر کرده است.

 

  1.  ناتو در سال 1949 به همان سه دلیلی که در بالا اشاره شد، پدید آمد. آن سه دلیل دیگر معتبر نیستند. چشم‌انداز امنیتی اروپا نسبت به 70 سال پیش به کلی متفاوت است. ولادمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، آرایش امنیتی قاره‌ای جدیدی با عنوان «از دوبلین تا ولادی‌وستوک» که توسط غرب رد شده؛ ارائه کرده است. اگر این آرایش پذیرفته شود، روسیه را در یک چارچوب همکاری قرار می‌دهد که برای امنیت جهانی اثرگذاری بیشتری دارد.
  2.  برخی ادعا کرده‌اند به دلیل تهدید فعلی روسیه، نیاز است آمریکا همچنان در اروپا بماند. اما این را در نظر بگیرید که اقتصاد اتحادیه اروپا پیش از برگزیت، 18.8 تریلیون دلار بود و پس از برگزیت 16.6 تریلیون دلار. در مقام مقایسه، اقتصاد روسیه اکنون تنها 1.6 تریلیون دلار است. در این شرایط که اقتصاد اروپا ده برابر بزرگتر از اقتصاد روسیه است، اروپا باز هم نمی‌تواند مقابل روسیه به خود اتکاء کند؟ لازم است بدانیم که بریتانیا همچنان در ائتلاف یورو باقی خواهد ماند و نقش خود را در دفاع از اروپا ایفا خواهد نمود.
  3.  جنگ سرد اول، یکی از تهدیدات بزرگ امنیتی جهان بود، با دو ابرقدرت رقیب که هر یک به 30 هزار کلاهک هسته‌ای مسلح بودند. با این حال شرایط فعلی جهان با بی‌ثباتی فوق‌العاده‌ای که بازیگران غیردولتی مانند گروه‌های تروریستی ایجاد می‌کنند و  احتمال دستیابی آنها به سلاح‌های کشتار جمعی وجود دارد؛ خطرناک‌تر از دوران جنگ سرد اول است. روسیه و کشورهای محوری ناتو اگر با هم همراه شوند، به شکل بی‌نظیری می‌توانند با این تهدیدات مقابله کنند.
  4.  تنها عضو ناتو که از ماده پنج اساسنامه ناتو (حمله به یک عضو یعنی حمله به همه اعضا) استفاده کرده، ایالات متحده پس از یازدهم سپتامبر بوده است. در آن زمان نیز دشمن واقعی یک کشور دیگر نبود، بلکه تهدید مشترک تروریسم بود. روسیه مرتباً در این زمینه اعلام همکاری کرده و حتی پس از یازدهم سپتامبر، اطلاعات لجستیکی ارزشمندی در ارتباط با افغانستان در اختیار قرار داد. ویروس کرونا نگرانی جدی دیگری پدید آورده است: تروریست‌هایی که سلاح‌های بیولوژیک در اختیار دارند و از آن استفاده می‌کنند. این تهدید را نمی‌توان در فضایی که ما زندگی می‌کنیم، نادیده گرفت.
  5.  مادامی که روسیه یک تهدید بالقوه در مرزهای خود داشته باشد، مانند مانورهای نظامی ناتو در سال 2020، به استبداد و تضعیف دموکراسی گرایش پیدا خواهد کرد. وقتی شهروندان یک کشور احساس خطر کنند، آنان رهبری می‌خواهند که از آنها حراست کند.
  6.  عملیات‌های نظامی ناتو در صربستان در دوران ریاست جمهوری بیل کلینتون و در لیبی در دوران باراک اوباما، به همراه 20 سال مداخله نظامی در افغانستان که طولانی‌ترین جنگ در تاریخ به شمار می‌آید، به طور اساسی تحت مدیریت و رهبری آمریکا صورت گرفت. با اینکه در این موارد دیگر «عنصر روسیه» وجود نداشته، همچنان این درگیری‌ها به عنوان دلایلی برای ضرورت مقابله با تجاوزات روسیه به کار می‌رود.
  7.  درکنار تغییرات آب و هوا، تهدید جدی امروز همچنان هولوکاست هسته‌ای است که مثل یک شمشیر داموکلس همچنان بالای سر ماست. تا زمانی که ناتو در 29 کشور پایگاه دارد که بسیاری هم در مرزهای روسیه مستقرند و برخی هم در محدود توپخانه‌های روسی قرار دارند، ما همچنان با تهدید جنگ هسته‌ای روبروییم که می‌تواند نسل بشر را نابود کند. در طول جنگ سرد، خطر زنگ هشدار تصادفی یا اشتباه در چندین مورد ثبت شد و با قدرت و سرعتی که موشک‌های امروز دارند، این خطر اکنون به مراتب وحشتناک‌تر است.
  8.  تا زمانی که ایالات متحده 70 درصد بودجه در اختیار خود را صرف امور نظامی می‌کند، همچنان نیاز به وجود دشمن واقعی یا فرضی وجود دارد. آمریکایی‌ها حق دارند بپرسند چرا چنین هزینه‌کردهای هنگفتی ضروری است و واقعاً چه کسی از این حجم هزینه سود می‌برد؟ هزینه‌های ناتو سایر اولویت‌های امنیت ملّی آمریکا را نیز تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. همین حالا ما در میانه بحران کرونا درک کرده‌ایم که سیستم‌های مراقبت بهداشتی عمومی به شکل وحشتناکی از ضعف بودجه رنج می‌برند و به شدت دچار آشفتگی‌اند. کاهش هزینه‌‌های بدون دلیل ناتو سبب می‌شود سایر اولویت‌های منافع ملّی آمریکا که برای بخش عمومی ضروری‌اند، اعتبار پیدا کنند.
  9.  ما از ناتو استفاده کرده‌ایم تا یک‌طرفه بدون تصویب کنگره و تأیید قوانین بین‌المللی عمل کنیم. منازعه آمریکا و روسیه اساساً یک منازعه سیاسی است تا نظامی. این منازعه، دیپلماسی خلاقانه‌ای طلب می‌کند. حقیقت این است که آمریکا به جای ابزارآلات و تجهیزات سخت نظامی ناتو به دیپلماسی مستحکم‌تری در روابط بین‌الملل نیاز دارد.
  10.  و در پایان، بازی‌های جنگی عجیب و غریب در همسایگی روسیه که با نقض پیمان‌های کنترل تسلیحاتی همراه می‌شود، تهدیدات روزافزونی پدید می‌آورد که هر کسی را تهدید می‌کند، به ویژه زمانی که توجهات بین‌المللی روی یک «دشمن» حیله‌گرتر متمرکز شده است. ویروس کرونا به فهرست تهدیدات جهانی اضافه شده. تهدیداتی که مواجهه با آنها بیش از گذشته هماهنگی و همکاری می‌طلبد.

با گذشت زمان، چالش‌های دیگری در پهنه جهان پدید می‌یابند که که کشورها باید با مشارکت هم با آنها روبرو شوند. با این حال، ناتو در هفتاد سالگی ابزاری مناسب برای مقابله با این چالش‌ها نیست. وقت آن رسیده این شکل از رویارویی را کنار بزنیم و یک رویکرد امنیت جهانی بسازیم که از پس تهدیدات امروز و فردای جهان برآید.