سیاست پارسی

جنگ روایت‌ها بر سر پیمان راهبردی شیر و اژدها

در حالی که نبرد بر سر جا انداختن روایت مدنظر بین موافقان و مخالفان توافق‌نامه همکاری 25 ساله ایران و چین در افکار عمومی ایران به‌ شدت جریان دارد، برنده این رقابت می‌تواند آینده ایران در یک افق 100 ساله را تعیین کند.
2972
به گزارش سیاست پارسی، 

درک سایه نفوذ چین بر اقتصاد ایران نیازی به تحقیقات گسترده اقتصادی و نمودار پیچیده تجاری ندارد. با گذری در مهم‌ترین مراکز خرید پایتخت ایران به ‌خصوص مراکز فروش تجهیزات الکترونیکی می‌توان این نفوذ را حس کرد. با افزایش قیمت تلفن‌های همراه برندهای معروف جهانی حالا مصرف‌کنندگان ایرانی بیشتر به سراغ برندهای معروف چینی همچون «هوآوی» می‌روند. در بازار «امین حضور» که بورس لوازم کالاهای خانگی است، محصولات چینی مشتری‌های ایرانی فراوانی دارد. حتی بازار خودروهای وارداتی ایرانی نیز مدت‌ها است که در تصرف خودروسازهای چینی همچون «جیلی» قرار دارد. در سطح کلان‌تر نیز چین اصلی‌ترین طرف تجاری ایران محسوب می‌شود.

طبق سخنان معاون اقتصادی وزارت امور خارجه ایران، چین تنها خریدار نفت ایران محسوب می‌شود و به‌ این ‌ترتیب اتکای بازار مصرفی اقتصادی ایران به کالاهای ساخته شده این کشور بیشتر خواهد شد. علاوه بر این چین مهم‌ترین تأمین‌کننده کالاهای واسطه‌های و سرمایه برای ایران محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد ساختار حاکمیتی در ایران مشکلی برای گسترش روابط با ابرقدرت شرق حداقل در سطح افکار عمومی نداشته باشد. با این‌ حال مشکل اینجاست که وقتی قرار است معامله با چین انتخابی دائمی و نه از سر اجبار باشد، کم‌کم صدای مخالفان پر تعداد بلند می‌شود.

 

هسته اصلی روابط ایران و چین در دهه 80 میلادی، خرید سلاح بود.

*کدورت اولیه و گرمی روابط پس ‌از آن

واقعیت تاریخی جالب اینجاست که سابقه ذهنی اولیه انقلابیهای ایرانی از نظام کمونیستی چین چندان جالب نیست. البته این مسئله ارتباطی به مرام کمونیستی و حاکمیتی این کشور ندارد بلکه به ‌احتمال ‌زیاد در زمان‌بندی و شاید بد شانسی مقامات چینی ریشه دارد. در شهریور سال 1357 و در شرایطی که خیابان‌های تهران عرصه زدوخورد خیابانی بود، «هوا کوفنگ» رهبر وقت حزب کمونیست چین به تهران آمد و مورد پذیرایی شاهانه حکومت وقت قرار گرفت. انتشار این خبر آن هم در آن زمان کدورتی جدی در دل انقلابیون ایرانی ایجاد شد. برای رفع سوءتفاهم به وجود آمده و بعد از سرنگونی حکومت پهلوی مقامات چینی از طریق وزیر امور خارجه پاکستان یک پیام معذرت‌خواهی برای امام خمینی (ره) ارسال کردند که مورد پذیر ایشان قرار گرفت. به ‌این ‌ترتیب بود که روابط دو طرف با گذشت زمان گرم‌تر شد، به ‌گونه‌ای که آخرین سفر خارجی رهبر فعلی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در قامت رئیس‌جمهور در اردیبهشت سال 68 به این کشور بود.

هسته اصلی روابط ایران و چین در دهه 80 میلادی خرید سلاح بود. ایران به ‌عنوان یک حکومت انقلابی درگیر جنگ سهمناکی با رژیم بعثی عراق بود و چین از معدود کشورهایی بود که حاضر به فروش سلاح به ایران بود. جنگنده‌های اف-7، تانک‌های تیپ 56 و همچنین انواع توپخانه سنگین و موشک‌های بالستیک کوتاه برد و کروز موسوم به کرم ابریشم بخشی از این خریدها محسوب می‌شد.

 

با محدود شدن روابط اقتصادی ایران و غرب این چینی‌ها بودند که جای طرف مقابل را اشغال کردند.

*از موشک تا پوشک

در سال‌های بعد نیز علاوه بر خرید تسلیحات، همکاری‌های هسته‌ای نیز به لیست حوزه‌های علاقه‌مندی دو طرف اضافه شد. کمک‌های پکن نقش مهمی در توسعه برخی زیرساخت‌های هسته‌ای ایران همچون تأسیسات تبدیل کیک زرد به گاز هگزا فلوراید اورانیوم در اصفهان داشت و در این میان برخی از شرکت‌های چینی نیز مورد هدف تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا قرار گرفتند.

با گذشت زمان و رشد گسترده اقتصادی چینی‌ها در دهه اول قرن بیستم، اقتصاد به وجه اصلی روابط دو طرف تبدیل شد. ایرانی‌ها به ‌شدت علاقه‌مند بودند تا چین نقش اصلی در فروش نفت ایران را بر عهده بگیرند. در کنار این توسعه بخش مهمی از میدان‌های نفتی در ایران از حمله میدان نفتی یادآوران به شرکت‌های چینی سپرده شد.

هم‌زمان با این اتفاق پرونده هسته‌ای ایران به گره اصلی روابط تهران با پایتخت کشورهای غربی تبدیل شد و به‌ این ‌ترتیب با محدود شدن روابط اقتصادی ایران و غرب این چینی‌ها بودند که جای طرف مقابل را اشغال کردند. تا زمان وضع تحریم‌های ثانویه نفتی و سقوط صادرات نفت ایران چین روزانه 700 هزار بشکه نفت از ایران می‌خرید و دو طرف حجم روابط اقتصادی خود را به 30 میلیارد دلار در سال 2010 رساندند. این رکورد بی‌سابقه با گسترش تحریم‌های نفتی به‌تدریج کم شد اما چین حتی با وجود امضای برجام، اصلی‌ترین طرف تجاری ایران باقی ماند.

جالب اینجاست که چنین توافقی با توجه به روابط گسترده چین و ایران باید زودتر امضا می‌شد اما تصویب تا همین امسال به طول انجامیده است.

*عقب‌ماندگی ایران در مقابل رقبا

شاید یک منطق رئالیستی در شرایط فعلی ایران و گسترش شکاف بین چین و آمریکا، حکم به گسترش روابط بین تهران و پکن بدهد، اما حقیقت آن است که در جامعه ایرانی همیشه منطق نیست که حکم می‌کند.

این فرآیند در جریان مطرح شدن توافق نامه همکاری‌های 25 ساله ایران و چین به‌ خوبی خود را نشان دهد. توافقی که در جریان سفر رئیس‌جمهور چین به تهران در سال 2016 پی‌ریزی شد و حالا با تأخیر فراوان به مرحله مذاکره رسیده است. جالب اینجاست که چنین توافقی با توجه به روابط گسترده چین و ایران باید زودتر امضا می‌شد، اما تصویب آن تا همین امسال به طول انجامیده است. نگاهی به منطقه نشان می‌دهد که بسیاری از رقبای منطقه‌ای ایران همچون عربستان، امارات و رژیم صهیونیستی توافق‌نامه‌های جدی‌تری را برای جذب سرمایه‌گذاری‌های خارجی امضا کرده‌اند. به‌عنوان مثال رژیم صهیونیستی میزبان بزرگ‌ترین مرکز توسعه فناوری‌های شرکت هوآوی در خاورمیانه است. عمق همکاری دو طرف به قدری گسترده است که «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا یک ماه پیش به تل‌آویو رفت تا هشداری جدی به هم‌پیمان یهودی خود در این ‌باره بدهد. در مقابل ایران نه‌تنها رابطه راهبردی جدی با چین ایجاد نکرده، بلکه یک جنگ روانی گسترده علیه این پیمان همکاری در تهران به راه افتاده است.

 

روایت غالب در فضای رسانه‌ای و خبری ایران بر اساس مقاله «شیرین هانتر» است که در سال 97 منتشر شد. در این مقاله گسترش همکاری چین و ایران نوعی مستعمره‌سازی از طرف پکن تعریف شده است.

*نبرد روایت‌ها بر سر چیست

با قاطعیت می‌توان گفت که روایت غالب در فضای رسانه‌ای و خبری ایران بر اساس مقاله «شیرین هانتر» است که در سال 97 منتشر شد. در این مقاله گسترش همکاری چین و ایران نوعی مستعمره‌سازی از طرف پکن تعریف شده است. جالب اینجاست که با وجود تکذیب نهادهای دولتی شایعات فراوانی در خصوص واگذاری بنادر ایرانی به طرف چینی در فضای مجازی منتشر می‌شود.

بر اساس متنی که از پیش‌نویس توافق نامه اولیه به دست «سیاست پارسی» رسیده نه ‌تنها هیچ بحثی در این ‌باره مطرح نشده، بلکه بر همکاری‌های دوجانبه در خصوص گسترش روابط نیز تأکید شده است. از سوی دیگر همین سطح از همکاری، هم‌ اکنون بین ایران و هند در بندر چابهار جاری است، اما هیچ‌کس در ایران از احتمال مستعمره شدن ایران توسط هند سخن نمی‌گوید. به نظر می‌رسد بخش مهمی از این مخالفت ریشه در تغییر پارادایم نظام تجاری ایران دارد. تا قبل از این طیف وسیعی از نخبگان اقتصادی ایران امیدوار بودند تا با امضای برجام بتوانند روابط اقتصادی خود را با طرف غربی احیا کنند. با این ‌حال خروج دولت ترامپ از برجام این امیدواری را ناکام گذاشته و تمام امید آن‌ها را به انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 محدود کرده است. امضای این تفاهم‌نامه طیف غرب‌گرای ایران را از بازگشت به دوران خوش گذشته ناامید می‌کند. از همین رو بخش مهمی از مخالفت‌ها را می‌توان در این چهارچوب تفسیر کرد.

 

در نهایت جزییات این توافق باید در مجلس ایران مورد بررسی قرار گرفته و به تصویب برسد.

*آمریکایی‌ها و تحریک احساسات وطن‌پرستانه ایرانی‌ها

بخش دیگری از موج مخالفت با این تفاهم‌نامه ریشه در عملیات روانی رسانه‌های غربی میان جامعه ایرانی دارد. همین موج دقیقاً چند سال پیش و بر سر فرود هواپیماهای روسی در پایگاه شهید شاهرخی همدان به وجود آمد. ماجرا به قدری جدی شد که جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا خواستار تحریک احساسات میهن‌پرستانه ایرانی برای مخالفت با توسعه روابط دو طرف شد. اکانت توییتری وزارت خارجه آمریکا نیز مستقیماً به انتشار این مطلب علیه توافق نامه فوق می‌پردازد. انتشار جزییات بی‌ربط به این توافق آن هم بر اساس خبر یک رسانه درجه دو به نام «اویل پرایس» بخش دیگری از این جنگ روانی است.

این در حالی است که در هیچ بخشی از پیش‌نویس این توافق‌نامه‌ای اشاره به جزییات همکاری‌های دو طرف نشده و تنها بر روی کلیات تفاهم نسبی انجام گرفته است. درنهایت نیز جزییات این توافق باید در مجلس ایران مورد بررسی قرار گرفته و به تصویب برسد. این تبلیغات مغرضانه هم‌زمان با پشتیبانی چین از ایران در موضوع تمدید تحریم‌های تسلیحاتی صورت می‌پذیرد. روشن است که ترس از فعال شدن پتانسیل همکاری‌های چین و ایران می‌تواند انگیزه خوبی برای تبلیغ علیه آن به‌ خصوص در جامعه ایرانی باشد.

 

*آینده ایران در دستان برنده جنگ ادراک‌ها

 همان‌گونه که ایرانی‌ها مشتری‌های خوبی برای اجناس چینی هستند، می‌توانند طرف مورد اطمینانی برای همکاری راهبردی با طرف چینی نیز باشند. شرط چنین رابطه‌ای وجود یک اجماع سراسری در جامعه ایرانی است. اقتصاد ایران به ‌اندازه کافی طی 10 سال گذشته تحت ‌فشار تحریم‌ها قرار داشته و حالا به نظر می‌رسد که توافق فوق راهی برای فرار از این فشار باشد. در این میان موفقیت این توافق بسته به ادراک سازی درست در ذهن جامعه ایرانی است. با مشاهده فضای افکار عمومی می‌توان گفت که نبرد بر سر تحمیل روایت مورد نظر از سوی موافقان و مخالفان این توافق آغاز شده و شاید با جرئت بتوان گفت آینده ایران در گرو مشخص شدن طرف پیروز در این رقابت فشرده است.