سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (24)

امتیاز نظامی که ترامپ در سنگاپور به «اون» داد

کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی همراه باشید».
2993
به گزارش سیاست پارسی، 

و سپس لحظه‌ای حساس. کیم نگاهی به دور میز کرد و پرسید که بقیه ما در این‌ باره چه فکر می‌کنیم. ترامپ از پمپئو خواست که شروع کند و پمپئو بیان کرد که تنها دو رهبر می‌توانند روی روز تاریخی امضای سند توافق کنند. ترامپ با خوشحالی بیان کرد که ایالات‌ متحده نمی‌توانست این توافق را با تیلرسون که مثل بلوک گرانیت بود به دست بیاورد.

کیم و ترامپ راجع به گلف، دنیس رادمن و تیم فوتبال زنان آمریکا که در المپیک سال 2016، تیم کره شمالی را شکست داده بودند، صحبت کردند.

خوشبختانه کیم موضوع را عوض کرد تا به مسئله بازگرداندن باقی آمریکایی‌ها در جنگ دو کره بپردازد و من مجبور نبودم صحبت کنم. گلوله دوم هم خطا رفت. عکاسان رسمی از هر دو طرف وارد اتاق شدند و جلسه ساعت 11 و 10 دقیقه پایان یافت. بعد از توقفی کوتاه در یک اتاق که ترامپ بتواند پوشش عظیم تلویزیونی این اتفاق را مشاهده کند، ناهار کاری خود را ساعت 11 و 30 دقیقه آغاز کردیم. جمعیت رسانه‌ای دیگری به داخل هجوم بردند و بعد بیرون رفتند و کیم گفت: «این مثل گذراندن یک روز در سرزمین خیالی می‌ماند» سرانجام چیزی گفته بود که من با او موافق بودم. مذاکرات آغازین سبک بود و کیم از دیدار شبانه‌ای که شب گذشته از کازینوی شلدون ادلسون و مجموعه هتل‌هایش داشت و یکی از محورهای اصلی زندگی شبانه در سنگاپور بود، خبر داد. کیم و ترامپ راجع به گلف، دنیس رادمن و تیم فوتبال زنان آمریکا که در المپیک سال 2016، تیم کره شمالی را شکست داده بودند، صحبت کردند. گفت‌وگوها بی‌مقصدی معین مدام از این‌سو به آن‌سو کشیده می‌شد و بعد از آن ترامپ به سمت من برگشت و گفت: «جان زمانی باز بود اما الآن کبوتر است. بعد از این معرفی چیزی برای گفتن داری؟» خوشبختانه همه خندیدند. من که تلاش می‌کردم قیافه‌ای جدی داشته باشم، گفتم: «رئیس‌جمهور برای این انتخاب شد که از بسیاری جهات با سایر سیاستمداران فرق داشت. او یک مختل‌کننده سیاست است. من مشتاقانه منتظر بازدید از پیونگ‌یانگ هستم مطمئناً جالب خواهد بود.»

کیم بنا به دلایلی فکر کرد که حرف من خنده‌دار است و گفت: «از شما به گرمی استقبال خواهد شد شاید پاسخ دادن به این سؤال برایتان سخت باشد اما می‌توانید به من اعتماد کنید؟» این سؤال مزورانه بود؛ یکی از آن سؤال‌هایی که در پرسیدنش استاد بود. نمی‌توانستم حقیقت را بگویم یا دروغ بگویم بنابراین گفتم: «رئیس‌جمهور به دلیل سابقه‌شان در تجارت، حس خوبی برای شناخت افراد دارند. اگر او می‌تواند به شما اعتماد کند، ما راهمان را از همین‌ جا به جلو می‌بریم.»

ترامپ اضافه کرد که من همیشه در فاکس نیوز بوده و خواستار جنگ با روسیه، چین و کره شمالی بوده‌ام اما از درون، آدم دیگری هستم. این همه کره شمالی‌ها را از فرط خنده منفجر کرد! کیم گفت «من شنیده‌ام که سفیر بولتون چیزهایی خوبی راجع به ما نمی‌گوید. در پایان جلسه ما باید با هم عکس بگیریم تا به تمام تندروها بگویم که شما آدم بدی نیستی.»

پرسیدم: «می‌توانم به یونگ‌بیون[1] بروم؟» خنده‌ها بیشتر شد.

ترامپ گفت: «می‌توانم بگویم جان یکی از معتقدان اصلی به این کار است» و نشان داد که حقیقت تا کجا می‌تواند کشیده شود!

ترامپ در پرواز برگشت به واشنگتن به من گفت که «چهره‌ات را مقابل آنان ترمیم کردم» که دقیقاً همان چیزی بود به آن نیاز داشتم!

من اضافه کردم: «آقای رئیس خوشحالم که فاکس نیوز تماشا می‌کنید.» و همه خندیدند. (ترامپ در پرواز برگشت به واشنگتن به من گفت که «چهره‌ات را مقابل آنان ترمیم کردم» که دقیقاً همان چیزی بود به آن نیاز داشتم! ناهار کمی بعد از این حرف‌ها در ساعت 12 و 30 دقیقه تمام شد) اما ما همچنان آنجا گیرکرده بودیم زیرا بیانیه مشترک آماده نبود. ترامپ و کیم تصمیم گرفتند که به باغ درون هتل بروند و قدم بزنند که باز هم به‌صورت بی‌وقفه‌ای تصویر تلویزیونی درست کرد و چیزی غیر از آن نداشت. درنهایت مراسم امضا کردن را برپا کردیم.

آبه از اینکه ترامپ موضوع ژاپنی‌های ربوده شده را در دیدار تک‌به‌تک با رهبر کره شمالی پیش کشیده است تشکر کرد و نمی‌خواست باران روز رژه باشد و همه‌ چیز را با گفته‌هایش خراب کند.

در هیئت کره شمالی همه به‌شدت احساسی بودند. همه وقتی‌ که کیم چیزی می‌گفت و یا کار قابل‌ توجهی می‌کرد با اتحادی عالی به‌صورت بلند و به‌شدت دست می‌زدند که در تقابل با رفتار به هم‌ریخته و آشفته هیئت آمریکایی قرار داشت. ترامپ قبل از آغاز شدن رویداد مطبوعاتی عظیم در ساعت 4 بعدازظهر، به‌صورت تک‌به‌تک با رسانه‌های زیادی مصاحبه کرد و در جلسه مطبوعاتی بزرگ به‌ یک‌باره به‌صورتی غیرمنتظره فیلم «استخدام» را به نمایش گذاشت. پوشش مطبوعاتی فوق‌العاده بود و بعد به واشنگتن بازگشتیم که آرزوی من بود تا قبل از خراب شدن همه‌ چیز سریع بازگردیم. با فاصله کوتاهی بعد از اینکه ایرفورس وان از زمین بلند شد، ترامپ با مون و آبه تماس گرفت تا آن‌ها را در جریان کار قرار دهد. (پمپئو در سنگاپور ماند و به سئول، پکن، و توکیو رفت تا خوانش های دقیق‌تری از آنچه اتفاق افتاده بود را به آن‌ها برساند). ترامپ به مون گفت که مسائل بهتر از این نمی‌توانست بپیش برود و هر دو با آب‌وتاب درباره کاری که انجام شده بود، صحبت کردند. ترامپ کمی دیر از مون پرسید که حالا این توافق را چطور باید به اجرا بگذارد و آنچه در کنفرانس مطبوعاتی گفته بود را بارها تکرار کرد که برای 27 ساعت است که بیدار بوده است که من و کلی با اطمینان می‌دانستیم که صحت ندارد. مون همان‌طور که نمایندگان کره جنوبی متعاقباً در رسانه‌ها اعلام می‌کردند، بیان کرد که کیم تعهدی آشکار برای خلع سلاح هسته‌ای داده است. آبه از اینکه ترامپ موضوع ژاپنی‌های ربوده شده را در دیدار تک‌به‌تک با رهبر کره شمالی پیش کشیده است تشکر کرد و نمی‌خواست باران روز رژه باشد و همه‌ چیز را با گفته‌هایش خراب کند. ترامپ گفت باور کرده است که کیم می‌خواسته توافقی داشته باشد و حالا زمان رسیدن به این توافق بوده است.

من هم تماس‌های توجیهی زیادی برقرار کردم و به‌خصوص با پنس در مورد «مانورها» که جمهوری خواهان کنگره از هم‌اینک در حال انتقاد به آن بودند صحبت کردم. پمپئو که به دلیل خرابی موتور هواپیمایش در سنگاپور گیر افتاده بود، راجع به امتیازات نگران بود. پمپئو و من موافقت کردیم که هر دوی ما باید زمانی که به واشنگتن بازگشتیم با متیس و دانفورد در این‌ باره صحبت کنیم و ببینیم برای اجتناب از اختلالات در آمادگی ایالات‌ متحده در شبه‌جزیره چه‌کاری باید انجام دهیم. رویکرد ما باید «کاری نکن و فقط همان‌جا بنشین» باشد تا ببینیم چه چیزهایی لازم است. این نکته زمانی که در ایرفورس وان در دفتر ترامپ فاکس نیوز را تماشا می‌کردم، برایم مسجل‌تر شد. خبرنگاری به نقل از یکی از سخنگویان پنتاگون که نمی‌خواست نامش فاش شود، بیان کرده بود که برنامه‌ریزی برای تمرینات نظامی همچنان مانند قبل انجام می‌شود و ترامپ را از عصبانیت به سقف چسباند. ترامپ از من خواست که با متیس تماس بگیرم و از او بخواهم همه‌چیز متوقف شود اما من در مقابل از میرا ریکاردل که در ایرفورس وان بود خواستم که به دیگران در پنتاگون تماس بگیرد و از آن‌ها بخواهد تا اطلاع ثانوی صحبت رسانه‌ای نداشته باشند.

کمی قبل از ساعت 5 صبح روز چهارشنبه 13 ژوئن در فرودگاه اندروز فرود آمدیم و ترامپ تا کاخ سفید اسکورت شد. سرویس مخفی مرا از جاده کمربندی واشنگتن به خانه رساند و در راه متوجه شدم که ترامپ در راه توئیت کرده است: «همین الآن نشستیم، سفری طولانی اما همه الآن می‌توانند احساس آرامش بیشتری نسبت به‌ روزی که من کاخ سفید را تحویل گرفتم داشته باشند. دیگر تهدید اتمی از طرف کره شمالی وجود ندارد. دیدار با کیم جونگ اون تجربه‌ای جالب و بسیار مثبت بود. کره شمالی پتانسیل عظیمی برای آینده دارد!»

ژاپن و کره جنوبی هر دو نسبت به رویکردی که ترامپ به نظر می‌رسید در گفت‌وگوهایش با آبه و مون داشته است، گیج شده بودند و علی‌الخصوص بیان می‌کردند که مون نسبت به ترامپ به توافق هسته‌ای «نزدیک‌تر» بود.

هیچ راهی برای متوقف کردن آن وجود نداشت. روز بعد با یاچی صحبت کردم و به نظر من ژاپنی‌ها کاملاً نسبت به آنچه ما داده بودیم و اینکه در مقابل چیز کمی گرفته بودیم، نگران بودند. تلاش کردم همه‌چیز را آرام نگه دارم اما نتیجه سنگاپور به قدر کافی مبهم بود که یا باید همه‌ چیز به روال قبل باز می‌گشت و یا اینکه به سرعت کنترل همه وقایع را از دست می‌دادیم. ژاپن و کره جنوبی هر دو نسبت به رویکردی که ترامپ به نظر می‌رسید در گفت‌وگوهایش با آبه و مون داشته است، گیج شده بودند و علی‌الخصوص بیان می‌کردند که مون نسبت به ترامپ به توافق هسته‌ای «نزدیک‌تر» بود. واقعا در ذهن رئیس‌جمهور چه می‌گذشت؟ آن‌ها می‌خواستند بدانند. نه پمپئو و نه من هیچ ایده‌ای نداشتیم و هر دو هم مطمئن بودیم که ترامپ هم ایده‌ای ندارد. در حقیقت من در حال تجدید نظر در دیدگاه قبلی‌ام بودم و می‌دانستم که احتمالاً دخالت بیشتر کره جنوبی در روند خلع سلاح هسته‌ای موضوع را آن‌قدر پیچیده نمی‌کند و ما می‌توانیم هم از فروپاشی کامل سیاست منع گسترش سلاح هسته‌ای‌مان جلوگیری کنیم و هم استراتژی بازدارندگی متعارفمان در شبه‌جزیره و شرق آسیا را حفظ کنیم. در عین‌ حال با متیس درباره «مانورهای نظامی» نیز صحبت کردم و توضیح دادم که من فکر می‌کنم چطور باید ادامه دهیم. متیس گفت که همتایان ژاپنی و کره جنوبی‌اش با او تماس گرفته‌اند و قابل‌درک است که واقعاً نگران هستند. او همچنین گفت – که البته این را من نشنیده بودم – 6 ماه قبل، ترامپ مانورها را تقریباً لغو کرده بود زیرا چین و روسیه نسبت به آن‌ها شکایت کرده بودند و حداقل گفته بودند آزاردهنده است. دانفورد در حال تهیه فهرستی از تمرینات نظامی بود که احتمالاً تحت تأثیر قرار می‌گرفتند و توافق کردیم که در واشنگتن با هم ملاقات کنیم. اما نباید متیس را آن روز تنها می‌گذاشتیم و بعداً به من گفت که می‌خواست در همان روز بیانیه‌ای مطبوعاتی در این خصوص منتشر کند. در این بیانیه هر چه که گفته می‌شد، در نگاه من درنهایت خطر صدور فرمان اجرایی دیگری از جانب رئیس‌جمهور را به همراه داشت که درهرصورت جوهره اصلی آن را متیس نمی‌پسندید. چرا تاس را رها کنیم؟ احتمالاً به این خاطر که این اقدام بروکراتیک وزارت دفاع بود: اگر پنتاگون می‌توانست به‌ اندازه کافی جو انتقادی در کنگره ایجاد کند، می‌توانست از زیر بار مسئولیت هر نوع تنزل در میزان آمادگی در کره شانه خالی کند. اما این استراتژی خطرناکی بود زیرا می‌توانست این خطر را به دنبال داشته باشد که ترامپ ممنوعیت‌های تمرینات نظامی را گسترده‌تر و سخت‌تر اجرایی سازد.

متیس نگران لغو شدن تعداد بسیار کمی از تمرینات نظامی و متعاقب آن، خشم ترامپ بود اما من فکر می‌کردم این مضحک است که تعداد زیادی از تمرین‌ها را لغو کنیم و باعث ایجاد رویارویی غیرضروری با جمهوری خواهان کنگره شویم.

متیس در نهایت پذیرفت که وزارتخانه‌اش در این خصوص ساکت بماند، اما تنها تلاش در این جهت بود. روز دوشنبه، 18 ژوئن، متیس، من و پمپئو در سالن افسران کاخ سفید صبحانه خوردیم و تا آن زمان هم فهرست تمرینات نظامی دانفورد کامل شده بود. متیس استدلال کرد که آمادگی، در هر صورت در زمانی که تمرینات لغو شود، کاهش می‌یابد و گذر زمان روند نزولی را تسریع می‌کند. همه ما در مورد هدف این کار نگران بودیم و چه در درازمدت و چه در کوتاه‌مدت نباید آمادگی ما در شبه‌جزیره کاهش می‌یافت. همان‌ طور که از قبل برنامه‌ریزی‌شده بود و جابه‌جایی‌های افسران شروع شده بود و معمولاً افسران جدید جای باتجربه‌ترها را می‌گرفتند و عدم تمرینات مداوم می‌توانست عواقب زیادی به دنبال داشته باشد. این بحث، تاریخ اول سپتامبر را به تاریخی احتمالاً مهم تبدیل کرد.

ترامپ گفت خوشحال است که تلاش‌های قبلی‌اش برای لغو این مانورها «نادیده» گرفته‌ شده است زیرا اگر این کار انجام شده بود «دیگر چیزی برای دادن باقی نمی‌ماند.

متیس نگران لغو شدن تعداد بسیار کمی از تمرینات نظامی و متعاقب آن، خشم ترامپ بود اما من فکر می‌کردم این مضحک است که تعداد زیادی از تمرین‌ها را لغو کنیم و باعث ایجاد رویارویی غیرضروری با جمهوری خواهان کنگره شویم و تنها اوضاع را از این طریق بدتر کنیم. در نهایت تصمیم گرفتیم که پنتاگون بیانیه‌ای صادر و مطرح کند که دو تمرین نظامی بزرگ سالانه ما «تعلیق» شده است که کلمه‌ای کلیدی در این زمینه بود (به‌طور مثال لغو شدن نیامده بود). با این‌ حال به‌صورت کلی، با یادآوری اینکه چینی‌ها در پکن به پمپئو پیشنهاد داده بودند که در دو ماه آینده به‌شدت بر روی پیشرفت پروسه پیونگ‌یانگ فشار بیاوریم، روز اول سپتامبر را به‌ عنوان روزی که ارزیابی می‌کنیم آیا مذاکرات سازنده بوده است یا نه، تعیین کردیم.

در طول باقی روزهای هفته بعد از بازگشت از سنگاپور، ترامپ سرخوش بود. روز جمعه در طول جلسه توجیه اطلاعاتی او ادعا کرد: «من هرگز نمی‌توانستم این توافق را با مک مستر و تیلرسون به دست بیاورم. پمپئو کار فوق‌العاده‌ای انجام می‌دهد» و با اشاره به من گفت: «این پسر هم کارش را عالی انجام می‌دهد». ترامپ خوشحال بود که دیگر مانور نظامی‌ای برگزار نمی‌شود و گفت خوشحال است که تلاش‌های قبلی‌اش برای لغو این مانورها «نادیده» گرفته‌ شده است زیرا اگر این کار انجام شده بود «دیگر چیزی برای دادن باقی نمی‌ماند». ترامپ همچنین گفت که به یاد می‌آورده کیم جونگ اون در طول دیدار رسمی با عصبانیت به یکی از مقاماتش نگاه کرده و «رگه‌هایی شیطانی در وجودش دارد» و می‌تواند «تغییراتی ناگهانی در شخصیتش داشته باشد». ترامپ یادداشت‌ها و تصاویر و مقالات روزنامه را برای کیم جونگ اون امضا کرده بود تا درخشش سنگاپور را همیشه به یاد داشته باشد که البته برای من این درخشش به این زودی‌ها محو نمی‌شد.

 


[1] مرکز اصلی برنامه هسته‌ای کره شمالی