سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (25)

سفرهای پمپئو به پیونگ‌یانگ به خاطر انتخابات کنگره

کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی همراه باشید».
2994
به گزارش سیاست پارسی، 

 

... نکته مهمی که ترامپ در روزهای آخر ماه ژوئن بیان کرد، اختلاف موجود بین ایالات‌ متحده و مون جائه این را که ما به‌ طور فزاینده‌ای نسبت به آن نگران بودیم، بیشتر کرد. ترامپ که اقدامات مون را می‌دید، به این نتیجه رسیده بود که احتمالاً او اهداف دیگری غیر از اهداف ما را دنبال می‌کند و این مسئله‌ ساده‌ای است که هر دولتی منافع ملی خود را در اولویت قرار می‌دهد. برای مون، این مسئله به معنای تأکید بیشتر بر روابط بین دو کره به‌ جای تأکید بر خلع سلاح هسته‌ای بود. علاوه بر این، ترامپ می‌خواست اخبار خوب از کره‌ شمالی تا قبل از انتخابات کنگره در سال 2018 منتشر شود. برای رسیدن به این هدف، باید جنوب، فشارها برای اتحاد با کره‌ شمالی را کمتر کند زیرا خلع سلاح هسته‌ای اولویت اصلی آمریکا بود. این مسئله به‌ عنوان هدف اصلی ایالات‌ متحده بارها به‌ صورت دقیق در بیانیه‌ها مطرح شده بود. ثابت کردن این مسئله در ذهن ترامپ، گاردریلی به ما می‌داد که می‌توانستیم بر اساس آن، چشم‌اندازمان را در دسترس و دید داشته باشیم. من نگران این بودم که ترامپ فقط به دنبال شنیدن خبرهای خود تا قبل از انتخابات 2018 باشد که البته نمی‌توانستیم در مورد آن تضمینی بدهیم. در عین‌ حال از این مسئله نیز نگرانی داشتم که پمپئو نمی‌خواهد مسئولیت خبرهای بد را بر دوش بگیرد و با دادن امتیازات به کره‌ شمالی به‌ راحتی از بر عهده گرفتن این نقش شانه خالی کرد. پمپئو به همین منظور در دیپلماسی با کره‌ شمالی سرعت گرفت و برنامه‌ریزی کرد که برای 6 جولای به پیونگ‌یانگ بازگردد. من نگران این بودم که بروکراسی وزارت خارجه چنان از آغاز شدن دوباره روند گفت‌وگوها با کره‌ شمالی مانند گفت‌وگوهای 6 جانبه خوشحال باشد که هر ملاقات جدیدی به فرصتی برای از دست دادن چیزهای بیشتری تبدیل شود. در حقیقت، وزارت خارجه زمانی که هنوز با کره‌ شمالی‌ها در زمان بعد از سنگاپور نشستی ترتیب داده نشده و گفت‌وگوی زنده‌ای صورت نگرفته بود، چارت‌هایی را با «گزینه‌های عقب‌نشینی» برای هیئت آمریکایی تهیه‌ کرده بود. با جدیت تمام به پمپئو تأکید کردم که تا قبل از اینکه پیونگ‌یانگ تعهد خود به ارائه بیانیه‌ای کامل و اساسی در مورد برنامه موشک‌های بالستیک و هسته‌ای‌شان را اعلام نکند، هیچ مذاکره جدی‌ای نباید صورت بگیرد.

با جدیت تمام به پمپئو تأکید کردم که تا قبل از اینکه پیونگ‌یانگ تعهد خود به ارائه بیانیه‌ای کامل و اساسی در مورد برنامه موشک‌های بالستیک و هسته‌ای‌شان را اعلام نکند، هیچ مذاکره جدی‌ای نباید صورت بگیرد.

برای کنترل‌کنندگان سلاح اگر به دنبال تضمین موفقیت باشند، این گامی ابتدایی است. این تکنیک اطلاعاتی اولیه برای مذاکره‌کنندگان بود که می‌توانستند آنچه اعلام شده بود را با آنچه درباره توانایی‌های نظامی دشمن می‌دانند، مقایسه کرده و بر این اساس بتوانند حسن نیت مذاکره‌کنندگان طرف مقابل را به محک بگذارند و در مورد کره‌ شمالی، این مسئله نشان‌دهنده میزان صداقت آن‌ها در قبال «تعهداتشان» در خصوص خلع سلاح هسته‌ای بود. اگر کشوری در اعلام میزان دارایی‌های هسته‌ای خود علناً مسائلی را بیان نکند، این به ما نشان می‌دهد که مذاکرات تا چه حد جدی هستند. من معمولاً گفته‌ام که «برخلاف خیلی‌ها، من به کره‌ شمالی ایمان دارم. آن‌ها هیچ‌ وقت مرا ناامید نکرده‌اند![1]» من در عین‌ حال به پمپئو فشار آوردم که چیزی که کارکنان و کارشناسان شورای امنیت ملی و جامعه اطلاعاتی آمریکا مطرح کرده‌اند را بپذیرد: اگر کره‌ شمالی‌ها در مورد از بین بردن سلاح‌های کشتارجمعی‌شان جدی هستند، باید با اقدامات خلع سلاح کردن به‌ خوبی همکاری کنند (که آزمایش دیگری در خصوص جدیتشان است) و این کار صرف یک سال یا کمتر قابل انجام است. کارمندان وزارت خارجه دوره طولانی‌تری را برای خلع سلاح می‌خواستند که نسخه‌ای دردسرساز بود. پمپئو علاقه‌ای به برنامه‌ریزی برای خلع سلاح سریع نداشت شاید به این خاطر که می‌ترسید کره‌ شمالی‌ها مقاومت کنند بنابراین، این به معنای اخبار ناامیدکننده برای ترامپ بود که نمی‌خواست تا قبل از انتخابات خبر بدی بشنود و بدین ترتیب این باعث دردسرهای احتمالی بعدی برای پمپئو می‌شد.

ترامپ شروع به مطرح کردن ایده‌ای شد که به او گفته‌ شده بود؛ مبنی بر اینکه نمی‌فهمد ما برای چه در جنگ کره جنگیده‌ایم و چرا هنوز نیروهای زیادی در شبه‌جزیره داریم و البته اشاره‌ای به آن مانورهای نظامی نکرد.

پمپئو بعد از تماشای آتش‌بازی‌های 4 جولای که آن‌ها را وقتی میزبان تعدادی از سفرا در ساختمان وزارت خارجه بود، از همان‌ جا تماشا می‌کرد، راهی پیونگ‌یانگ شد. او جمعه‌ شب ساعت 6 و 30 دقیقه (شنبه صبح به‌ وقت کره) با واشنگتن تماس گرفت تا با ترامپ، کلی و من صحبت کند. پمپئو توضیح داد که 5 ساعت را در دو جلسه مجزا با کیم یونگ چول گذرانده که «فوق‌العاده خسته‌کننده» بوده و «تقریباً هیچ پیشرفتی» هم حاصل نشده است. پمپئو جلسات دیگری را هم روز شنبه داشت و ساعت 5 و 15 دقیقه نیز دوباره با واشنگتن تماس گرفت که بیان کند دیدار دیگری با کیم یونگ چول و نه کیم جونگ اون داشته است که خود نشان می‌داد که کره‌ شمالی می‌خواهد دقیقاً با چه کسی گفت‌وگو داشته باشد. (چانگِ کره جنوبی، چند روز بعد به من گفت که آن‌ها هم از اینکه دیدار و گفت‌وگویی با کیم جونگ اون نبوده است، شگفت‌زده شده‌اند.) بعد از اینکه پمپئو پیونگ‌یانگ را ترک کرد، شمال این گفت‌وگوها را «تأسف‌آور» خوانده بود که نمایش‌دهنده «درخواستی یک‌جانبه و گنگستر مانند برای خلع سلاح هسته‌ای» بود. پمپئو بیان کرد که کره‌ شمالی به دنبال «تضمین امنیت» قبل از خلع سلاح هسته‌ای است و بررسی و تأیید بعد از خلع سلاح هسته‌ای بود و نه قبل و بعد از آن که بتوان مقایسه‌ای در مورد «قبل و بعد» از خلع سلاح هسته‌ای داشت. از دید من این واقعاً کار عبثی بود. ترامپ موافقت کرد و گفت: «این «اعتمادسازی» احمقانه است» که هوشمندانه‌ترین حرفی بود که بعد از ماه‌ها در مورد پیونگ‌یانگ از او می‌شنیدم. پمپئو اضافه کرد: «همه این کارها، تلاشی برای کم کردن از تحریم‌ها است؛ یک تاکتیک تأخیر استاندارد» که حرفش درست بود. پمپئو که سعی داشت خبر خوب بدهد، به مسئله‌ای در بیانیه مطبوعاتی کره‌ شمالی اشاره کرد که چیزی شبیه به این می‌گفت که «کیم جونگ اون هنوز هم به رئیس‌جمهور ترامپ اعتماد دارد.» در هر دوی مکالمات روز جمعه و شنبه، چین چه تأثیری بر کره‌ شمالی دارد؟ پمپئو تأثیر چین بر کره‌ شمالی را کم‌اهمیت جلوه داد که در مقابل ترامپ فکر می‌کرد اهمیت بیشتری دارد. بعد ترامپ شروع به مطرح کردن ایده‌ای شد که به او گفته‌ شده بود؛ مبنی بر اینکه نمی‌فهمد ما برای چه در جنگ کره جنگیده‌ایم و چرا هنوز نیروهای زیادی در شبه‌جزیره داریم و البته اشاره‌ای به آن مانورهای نظامی نکرد. ترامپ گفت: «آخرش هم احمق فرض می‌شویم» بعدازاین با اشاره به کره‌ شمالی گفت: «وقت هدر دادن است. از اساس دارند می‌گویند که نمی‌خواهند غیرهسته‌ای شوند» که کاملاً درست بود. تا زمان پایان تماس، به نظر می‌رسید ترامپ متوجه نشده است که پمپئو اصلاً با کیم جونگ اون دیدار نکرده است و از پمپئو پرسید که کپی سی دی «مرد موشکی» التون جان را که خودش امضا کرده بود، به کیم جونگ اون داده است؟ که پمپئو نداده بود. دادن این سی دی به کیم جونگ اون تا ماه‌ها اولویت اصلی بود. پمپئو بعد از تماس تلفنی با ترامپ جداگانه با من تماس گرفت که درباره اینکه چطور باید مطبوعات ژاپنی را که برای سوخت‌گیری در آنجا فرود آمده بود، مدیریت کند با من مشورت کند. چیزی که در مورد کره‌ شمالی مرا شگفت‌زده کرد این بود که آن‌ها چقدر زود بعد از اجلاس سنگاپور موضع سخت گرفتند. آن‌ها هیچ زمانی را هدر نمی‌دادند.

ترامپ اعتقاد داشت چین عامل اصلی پشت سرکشی‌های شمال است. او احتمالاً فکر کرده بود که اگر مسائل تجاری با چین را حل کرده بود، همه‌ چیز مرتب می‌شد.

ترامپ می‌خواست هر نوع اخبار بد را سرکوب کند بنابراین تا نیمه‌های راه کمپین انتخاباتی کنگره، در ملأعام حاضر نشد به‌ خصوص اینکه هیچ سندی هم مبنی بر اینکه کره‌ شمالی درباره خلع سلاح هسته‌ای جدی است، وجود نداشت. بنابراین بر این نکته تأکید کرد که شمال دیگر هیچ سلاح هسته‌ای را آزمایش نمی‌کند. سعی کردم توضیح دهم که این تأخیر همان‌ طور که همیشه به نفع گسترش‌دهندگان سلاح بوده است، به نفع کره‌ شمالی است. به‌ احتمال‌ زیاد شمال در حال جابه‌جا کردن سلاح‌هایش، موشک‌ها و تجهیزات تولیدی‌اش به مکان‌های جدید و امن‌تر بود و همان‌ طور که برای دهه‌ها این کار را انجام داده بود، به تولید سلاح و سیستم‌های حامل ادامه می‌داد و به این نتیجه رسیده بود که در زمان حاضر حداقل برنامه‌های آزمایشان مأموریتشان را انجام داده‌اند. این مسئله مطمئناً دیدگاه ژاپن بود که مرتباً در تماس‌های تلفنی مانند تماس تلفنی‌ای که با یاچی داشتم، به اشتراک گذاشته می‌شد. احتمالاً برخی از اقلام را هم در کشورهای دیگر انبار می‌کردند. این مسئله ترامپ را آزار نمی‌داد و او در این‌ باره گفت: «سال‌هاست که این کار را انجام می‌دهند» البته که انجام می‌دادند این دقیقاً ذات اصلی مشکل بود! اما او دوباره تضادها بین موضوع اتحاد دو کره و هدف ما از خلع سلاح هسته‌ای را می‌دید و به همین دلیل تصمیم گرفت که امضای توافق تجارت آزاد بین کره جنوبی و آمریکا را تا زمانی که سئول نشان دهد تحریم‌های آمریکا را با شدت تمام علیه پیونگ‌یانگ به اجرا می‌گذارد، به تعویق بیندازد. این توافق درنهایت در 24 سپتامبر سال 2018 به امضا رسید. اما در هر صورت خطرات از سمت کره‌ شمالی را تا مدت‌ زمانی می‌توانستید نادیده بگیرید، به‌ خصوص اینکه ترامپ اعتقاد داشت چین عامل اصلی پشت سرکشی‌های شمال است. او احتمالاً فکر کرده بود که اگر مسائل تجاری با چین را حل کرده بود، همه‌ چیز مرتب می‌شد. اگر این‌ طور بود، در رؤیا به سر می‌برد.

پمپئو گفت: «من می‌خواهم عکس قیافه‌ات زمانی که رئیس‌ جمهور گفته می‌خواهم کیم جونگ اون به کاخ سفید بیاید را ببینم!» گفتم که کار سختی است زیرا آن‌ها برای انجام این کار باید از روی جنازه من در دفتر بیضی رد شوند.

روز جمعه 27 جولای، جلسه کمیته مدیران را تشکیل دادم تا به بحث در این‌ باره بپردازیم که از زمان سنگاپور تا به‌ حال چه اتفاقی افتاده است، اما هیچ مخالفتی با این نتیجه‌گیری وجود نداشت: «اتفاق زیادی نیفتاده است». پمپئو معتقد بود که کره‌ شمالی هیچ گام جدی‌ای در راستای خلع سلاح برنداشته است و «هیچ شانسی» برای موفقیت وجود ندارد. من هم دقیقاً همین نظر را داشتم. توافقی کلی وجود داشت که تحریم‌ها را به طرق مختلف؛ دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی افزایش دهیم. نه من و نه متیس و پمپئو هدف تاریخ اول سپتامبر را یادآور نشدیم اما در ذهنم ماده بود که تا اول سپتامبر تنها 5 هفته باقی است. رویکرد کره‌ شمالی متفاوت بود. کیم یکی از آن «نامه‌های عاشقانه» معروفش را در ابتدای ماه اوت برای ترامپ فرستاد و با انتقاد از اینکه پیشرفتی از زمان سنگاپور ایجاد نشده، خواهان ملاقات دوباره با ترامپ در آینده نزدیک شد. پمپئو و من موافقت کردیم که باید از چنین دیداری به هر طریق ممکن خودداری شود و مطمئناً این دیدار نباید تا انتخابات ماه نوامبر صورت بگیرد. تحت چنین فشار سیاسی‌ای، چه کسی می‌دانست که ترامپ حاضر است چه امتیازاتی بدهد؟ ما همچنین موافقت کردیم که بهترین پاسخ این است که بیان کنیم پمپئو حاضر است هر زمان که ممکن باشد دوباره به پیونگ‌یانگ بیاید. با این‌ حال زمانی که نامه کیم جونگ اون را به ترامپ دادم و برایش توضیح دادم که توصیه‌های ما چیست، ترامپ بلافاصله گفت: «باید با کیم جونگ اون دیدار کنم. باید او را به کاخ سفید دعوت کنیم.» این فاجعه‌ای بالقوه با قدرت بسیار بالا بود. در عوض پیشنهاد دادم که دیدار در زمان افتتاحیه مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر در نیویورک صورت گیرد اما ترامپ آن را نمی‌پذیرفت: «نه، تا آن زمان اتفاقات زیادی افتاده است». در همین زمان دیگران هم به دفتر بیضی آمدند و من در راه خروج در گوش کلی زمزمه کردم: «او اصلاً نباید کیم را ملاقات کند». کلی کاملاً تأیید کرد. پمپئو که به آسیا سفرکرده بود اواخر بعد از ظهر تماس گرفت و من توضیح دادم که چه اتفاقی افتاده است. او گفت: «من می‌خواهم عکس قیافه‌ات زمانی که رئیس‌ جمهور گفته می‌خواهم کیم جونگ اون به کاخ سفید بیاید را ببینم!» گفتم که کار سختی است زیرا آن‌ها برای انجام این کار باید از روی جنازه من در دفتر بیضی رد شوند. ترامپ همان بعدازظهر برای کیم توئیت کرد: «از نامه خوبت متشکرم مشتاقم که زودتر ببینمت!» با وجود اینکه کار پرخطری بود اما نامه‌ای تهیه کردیم که ترامپ روز بعد امضایش کرد که پیشنهاد می‌کرد پمپئو به پیونگ‌یانگ برود. ترامپ گفت که از این ایده خوشش نیامده است و احتمالاً توهینی به کیم است. او گفت: «من با تو و پمپئو مخالفم. این برای کیم جونگ اون منصفانه نیست و امیدوارم همه‌چیز را خراب نکند» و زیر نامه را با این جمله امضا کرد: «مشتاقم که تو را زودتر ببینم». حداقل امضایش کرده بود.

 


[1] کنایه از اینکه آن‌ها همیشه در مورد میزان توانایی تسلیحاتی و هسته‌ای خود دروغ گفته‌اند.