سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (26)

آغاز اختلافات ترامپ و بولتون بر سر کره شمالی

کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی همراه باشید».
2995
به گزارش سیاست پارسی، 

باوجود برنامه‌ریزی‌ها برای سفر بعدی پمپئو به کره‌شمالی در انتهای ماه اوت، دقیقاً قبل از اینکه او به‌ قصد پیونگ‌یانگ سوار هواپیما شود، کره‌ شمالی‌ها هشدار دادند که پمپئو در این سفر با کیم جونگ اون دیدار نخواهد داشت و نباید زحمت سفر کردن را به خود بدهد، مگر اینکه طرح‌های جدیدی داشته باشد که شامل اعلام پایان جنگ دو کره نیز باشد. آن‌ها در اصل هشدار می‌دادند که خلع سلاح هسته‌ای در دستور کار قرار ندارد اما پمپئو می‌خواست که بر این تهدید چشم‌پوشی کند پس توئیت کرد که در انتظار دیدار با کیم جونگ اون است. به‌ طور غیرمنتظره‌ای، ترامپ بیان کرد که پمپئو نباید اصلاً به این سفر برود. پنس و پمپئو موضع مخالف گرفتند و برای سفر اصرار کردند، اما هنوز این ترامپ بود که تصمیم می‌گرفت پیام چگونه فرستاده شود. او در نهایت به حالت توئیتری راحت خودش بازگشت و همان‌ طور که در اغلب موارد انجامش می‌داد، شروع کرد به دیکته کردن توئیت. ترامپ پرسید: «تو چی فکر می‌کنی جان؟» من بلافاصله موافقت کردم و گفتم: «موافقم. مایک اصلاً نباید با همه این مسائلی که رخ داده به پیونگ‌یانگ برود.» پنس موافقت کرد که ما به‌ جای نشان دادن ضعف، باید قدرت نشان دهیم و بعد از مدت کوتاهی توئیت منتشر شد: «من از وزیر امور خارجه، مایک پمپئو خواستم که در این زمان به کره‌شمالی نرود زیرا حس می‌کنم که پیشرفت لازم برای خلع سلاح هسته‌ای شبه‌جزیره کره را نداشته‌ایم ...» «علاوه بر این، گمان نمی‌کنم که به دلیل موضع سختمان در خصوص تجارت با چین، آن‌ها در پروسه خلع سلاح همان‌ طور که با ما همکاری می‌کردند، حالا هم به ما کمک می‌کنند (باوجود تحریم‌های سازمان ملل که هنوز هم اعمال می‌شوند ...)» «وزیر پمپئو به‌ احتمال‌ زیاد پس از حل روابط تجاری ما با چین، در انتظار رفتن به کره‌شمالی در آینده نزدیک است. در همین حال من می‌خواهم گرم‌ترین سلام و احترام خود را تقدیم رئیس کیم کنم. در انتظار این هستم که او را به‌ زودی ببینم!» خوشحال بودم. گلوله دیگری خطا رفته بود. کمی بعد با پمپئو صحبت کردم که خود را با تصمیم ترامپ کنار آمده بود. ترامپ خودش چند روز بعد گفت: «تحریم‌ها باید تا آخرین حدی که می‌تواند سنگین باشد. هیچ جای نفسی به آن‌ها ندهید تحریم‌های بیشتر علیهشان اعمال کنید».

ترامپ خودش چند روز بعد گفت: «تحریم‌ها باید تا آخرین حدی که می‌تواند سنگین باشد. هیچ جای نفسی به آن‌ها ندهید تحریم‌های بیشتر علیهشان اعمال کنید».

ترامپ همچنان مانده بود که شی جینپینگ به کیم جونگ اون چه می‌گفت و من به او گفتم که هر چه باشد کمکی نمی‌کند. بر اساس تجربه‌ام در سال‌های گذشته، یک پیش‌نویس یک‌ صفحه‌ای به ترامپ دادم و گفتم که احتمالاً شی به کیم چه می‌گوید امید داشتم که این کار او را بیدار کرده و یا به تفکر وادارد. همه کارهای دیگر را امتحان کرده بودم بنابراین فهمیدم که چیزی برای باختن ندارم. ترامپ «متن نمایش» را خواند اما واکنشی به آن نشان نداد. حداقل به آن چیزی که اعتقاد داشتم در صحنه واقعیت در حال رخ دادن است، گوش کرد. «نسخه» من از «نظرات» ی که شی می‌توانست به کیم داده باشد این بود: «ببین جونگ اون! تو هر قدر هم که نامه‌های خوبی برایت نوشته باشد، اما باز نمی‌توانی به ترامپ اعتماد کنی. او سعی می‌کند مانند همه تجار سیستم سرمایه‌داری تو را فریب دهد. در دامش نیفت. چیزی که ترامپ واقعاً می‌خواهد تبدیل کردن کره‌شمالی به کره جنوبی است. ترامپ، پمپئو و بولتون همه مانند هم هستند. آن‌ها فقط به این دلیل متفاوت به نظر می‌رسند تا سرت را گرم کنند و آشفته‌ات سازند. آمریکایی‌ها حافظه تاریخی کوتاه‌مدتی دارند. آن‌ها دمدمی‌مزاج و متناقض هستند و نمی‌توان به آن‌ها اعتماد کرد. علاوه بر این، مون جائه این نیز مانند آن‌ها فکر می‌کند، به‌ جز اینکه او بدتر از آن‌ها است. او یک صلح‌جوست. ما می‌توانیم هر طور بخواهیم با مون رفتار کنیم اما آمریکایی‌ها قدرت را می‌فهمند. به همین دلیل است که تو باید به من بچسبی. این تنها راه برای تو در جهت نگه‌ داشتن برنامه تسلیحات هسته‌ای، گرفتن کمک‌های مالی و در قدرت باقی ماندنت است. اگر به راه مذاکره با آمریکایی‌ها بروی زیاد طول نمی‌کشد که از درختی در پیونگ‌یانگ آویزانت می‌کنند این را تضمین می‌کنم؛ به من بچسب. همه کاری که باید انجام دهی ادامه پنهان کردن تسلیحات هسته‌ای، موشک‌ها و تأسیسات تولیدت هست. دوستان ما در ایران، همان‌ طور که در دو دهه گذشته این کار را کرده‌اند، باز هم موشک‌های تو را در ایران آزمایش می‌کنند[1]. در مقابل تو هم می‌توانی کلاهک‌های هسته‌ای را در تأسیسات زیرزمینی‌ات برایشان بسازی. من نفت بیشتری از ایرانیان می‌خرم و سرمایه‌مان را در آنجا قرار می‌دهم تا تحریم‌های آمریکا را ناکارآمد سازد. ایران هم هر چه من بگویم انجام می‌دهد. برای فریب دادن ایالات‌ متحده، به پس دادن استخوان‌های سربازان آمریکایی ادامه بده با ژاپن هم همین کار را بکن. آن‌ها در مورد چنین مسائلی به‌ شدت احساساتی می‌شوند. جنازه مردمی که پدرت از ژاپن ربود را نیز پس بده. آبه در ملأعام گریه می‌کند و شروع به دادن چمدان‌های دلار به تو می‌کند. هم‌ اینک من در جنگ تجاری با ترامپ به سر می‌برم. او ضربات و خسارت‌هایی به اقتصاد چین وارد آورده است و اگر این جنگ تجاری ادامه یابد، می‌تواند به ما صدمه بزند. خوشبختانه، ترامپ با مشاوران وال‌استریتی دوره شده است که آن‌ها هم مانند اغلب آمریکایی‌ها حافظه کوتاه‌مدتی دارند و مانند مون جائه این ضعیف هستند. من با خرید سخاوتمندانه دانه‌های سویا و برخی از فنّاوری‌هایشان (که درنهایت آن‌ها را می‌دزدم و با قیمت کمتر به مصرف‌کنندگان آمریکایی می‌فروشم) باعث می‌شوم که آن‌ها کوتاه بیایند.

به‌ زودی کاری می‌کنی که کره جنوبی مثل میوه رسیده به دامنت بیفتد. تفکر طولانی‌ مدت داشته باش جونگ اون. تو می‌خواهی در طرف برنده تاریخ باشی و آن، چین است. آمریکایی‌ها دوست ما نیستند.

زمانی که ماه آینده با هم یکجا جمع‌ شویم، این مسائل را با جزییات بیشتری برایت شرح می‌دهم. در عین‌ حال بسته‌های کمکی را برایت می‌آورم که حتی ژاپن هم نمی‌تواند تصور کند. هیچ‌ کدام از تحریم‌های سازمان ملل را نقض نمی‌کنم زیرا مجبور نیستم این کار را انجام دهم. تجهیزات و منابعی را فراهم می‌کنم که توسط تحریم‌ها پوشش داده نشده است و پلیس مرزی را هم وادار می‌کنم چندان توجهی به اینکه داخل بسته‌ها چیست، نکند. تو در امان خواهی بود. نه‌ تنها لازم نیست که سلاح‌های هسته‌ای‌ات را تسلیم کنی، به‌ زودی کاری می‌کنی که کره جنوبی مثل میوه رسیده به دامنت بیفتد. تفکر طولانی‌ مدت داشته باش جونگ اون. تو می‌خواهی در طرف برنده تاریخ باشی و آن، چین است. آمریکایی‌ها دوست ما نیستند.»

در 29 ماه اوت بنا به دلایلی، متیس و دانفورد کنفرانس مطبوعاتی فاجعه باری برگزار کردند که در طول آن از متیس درباره میزان آمادگی نیروهای ارتش آمریکا مستقر در کره در سایه لغو شدن تمرینات نظامی، سؤال پرسیده شد. او پاسخی طولانی و مبهم داد که جوهره اصلی‌اش نشان دادن اختلاف او و ترامپ در این موضوع بود. این کار ترامپ را به صحبت کردن درباره این مسئله کشاند که چه اتفاقی برای متیس، ژنرال‌ها و مانورهای نظامی افتاده است. گفتم که متیس می‌خواست به سردرگمی‌ها پایان دهد، اما ترامپ می‌خواست توئیت کند. او بعداً این کار را انجام داد و نوشت: «بیانیه از طرف کاخ سفید رئیس‌جمهور دونالد جونیور ترامپ به‌ شدت احساس می‌کند که کره‌ شمالی به دلیل اختلافات ما بر سر مسائل تجاری با چین، به‌ شدت از طرف این کشور تحت‌ فشار قرار دارد. ما همچنین می‌دانیم که چین به کره‌ شمالی ...

... کمک‌های قابل‌توجهی شامل پول، سوخت، کود و سایر مواد می‌کند. این کار کمکی نمی‌کند! با این‌ وجود رئیس‌جمهور اعتقاد دارد که روابط او با کیم جونگ اون خیلی خوب و گرم است و در این زمان دلیلی برای هزینه کردن مقادیر متنابهی ....

.... پول برای تمرینات نظامی مشترک با کره جنوبی وجود ندارد. در کنار این‌ها، رئیس‌جمهور می‌تواند هر زمان که تصمیم بگیرد، بلافاصله تمرینات نظامی با کره جنوبی و ژاپن را آغاز کند. اگر این کار صورت گیرد، تمرینات به‌ شدت بزرگ‌تر از دفعات قبلی خواهند بود. اختلافات تجاری بین چین و ایالات‌ متحده و سایر ....

.... اختلافات در زمان خودش توسط رئیس‌جمهور ترامپ و رئیس‌جمهور فوق‌العاده چین، شی جینپینگ حل می‌شود. رابطه و عهد آن‌ها بسیار قوی است.

ترامپ از این مسئله شکایت کرد که دیداری که در سنگاپور داشتند پدیده بود و دوستی خوبی با کیم ایجاد شده بود اما حالا به یکباره خبری از توافق نیست. او مانده بود که چه اتفاقی افتاده است.

فکر می‌کردم که همه این‌ها عمدتاً خنده‌دار است اما موضع اساسی ما را زیر پا نمی‌گذاشت. در طول دوره کاخ سفید ترامپ، این پیروزی بود و یک روز خوب در دفتر. روز بعد چین از توئیت ها انتقاد کرد که از نظر من پیشرفت بزرگ‌تری بود. متیس به پمپئو و من در جلسه صبحانه هفتگی‌مان در سالن افسران کاخ سفید گفت که از برگزار کردن کنفرانس مطبوعاتی که باعث تسریع در کارهای ترامپ شده، پشیمان شده است و تردید داشتم که بخواهد تا مدتها کنفرانس دیگری برگزار کند. مون و ترامپ روز 4 سپتامبر با هم گفت و گو کردند. ترامپ از این مسئله شکایت کرد که دیداری که در سنگاپور داشتند پدیده بود و دوستی خوبی با کیم ایجاد شده بود اما حالا به یکباره خبری از توافق نیست. او مانده بود که چه اتفاقی افتاده است. البته سنگاپور واقعاً «پدیده» نبود مگر اینکه اهل کره شمالی باشید؛ کیم جونگ اون هم با دشمنانش دوستی نمی‌کرد و واقعاً هم توافقی در کار نبود. جدای از این ... مون همچنان درباره سیاست «تابش آفتاب» صحبت می‌کرد و همچنان بیان می‌کرد که کیم بر تعهد خود به ایجاد رابطه بهتر با ایالات‌ متحده و خلع سلاح هسته‌ای پایدار است اما کیم یونگ چول و دیگرانی که در اطرافش هستند، رفتارهای بی‌ادبانه‌ای دارند که گمانه‌زنی جالبی بود. مون پیشنهاد کرد که ترامپ یک بار دیگر با کیم جونگ اون دیدار کند. دقیقاً همان چیزی که ما می‌خواستیم! مون باز هم برای اجلاس خودش با کیم در نیمه ماه سپتامبر اصرار می‌کرد که احتمالاً آن را به دلایل سیاسی داخلی می‌خواست.

ترامپ گفت: «جان! تو پر از خصومتی» که من جواب دادم: «نامه توسط دیکتاتوری از یک کشور کوچک اندازه فضله موش آمده است.»

پمپئو، کلی و من روز دهم سپتامبر نامه دیگری از کیم جونگ اون را به ترامپ دادیم که آن را در دفتر بیضی خواند و همانطور که می‌خواند، نظر می‌داد: «این واقعاً نامه فوق العاده ایست»، «نامه خوبی است» و «ببین راجع به من چه گفته است» و پاراگراف‌ها با توصیفات اغراق آمیز را پشت سر هم می‌خواند. همانطور که من و کلی قبلاً هم گفته بویم مانند این بود که نامه را یکی از طرفداران پاولوف[2] که دقیقاً می‌داند چگونه اعتماد به نفس ترامپ را تقویت کند، نوشته بود. ترامپ می‌خواست با کیم دیدار کند و نمی‌خواست هیچ چیز در تضاد با آن بشنود و احتمالاً به همین دلیل بود که نمی‌خواست مرا ببیند و بشنود که می‌گویم دیدار دیگری به این زودی ایده بدی است. ترامپ گفت: «جان! تو پر از خصومتی» که من جواب دادم: «نامه توسط دیکتاتوری از یک کشور کوچک اندازه فضله موش آمده است. تا زمانی که با دیدار با پمپئو همانطور که چند هفته پیش قول داده بود، موافقت نکند، لیاقت دیدار دیگری با شما را ندارد.» ترامپ گفت: «واقعاً سراسر خصومتی. من بیشترین میزان خصومت را دارم اما تو هم سراسر خصومتی.» همین طور به این صحبت‌ها ادامه می‌دادیم تا اینکه ترامپ گفت: «در اولین هفته بعد از انتخابات می‌خواهم با کیم دیدار کنم باید بگویید که نامه کیم فوق العاده خوب بود. رییس جمهور احساس فوق العاده ای نسبت به رییس کیم دارد. او می‌خواهد نامه را منتشر کند زیرا این برای عموم مردم بسیار خوب است که قدرت رابطه را ببینند و می‌خواهد بعد از انتخابات با شما دیدار کند، دوست دارید ملاقات در کجا برگزار شود؟»

مشکل اصلی و ادامه‌دار، تمایل بی‌امان ترامپ برای عقب‌نشینی نیروهای ارتش ایالات‌ متحده از شبه‌جزیره کره بود که بخشی از نقشه او برای کاهش نیروهای آمریکایی در سراسر جهان بود.

 بیرون از دفتر بیضی کلی به من گفت: «متاسفم که در این ملاقات اینقدر به تو سخت گذشت» و پمپئو به نظر دلسرد می‌رسید. گفتم که اتفاقاً از نتیجه جلسه خوشحال شدم. در هر صورت مهلتی 5 هفته‌ای قبل از دیدار ترامپ – کیم به دست آورده بودیم که در طول این زمان، هر اتفاقی در دنیای ترامپی می‌توانست بیفتد. باید همین را بگیریم و ادامه دهیم.

مشکل اصلی و ادامه‌دار، تمایل بی‌امان ترامپ برای عقب‌نشینی نیروهای ارتش ایالات‌ متحده از شبه‌جزیره کره بود که بخشی از نقشه او برای کاهش نیروهای آمریکایی در سراسر جهان بود. یک سپتامبر آمد و رفت و متیس در روزهای ابتدایی ماه اکتبر نگرانی خود در مورد میزان آمادگی نیروهایمان در شبه‌جزیره را دوباره مطرح کرد. او و دانفورد باید بعد از اول ژانویه و در پروسه تصویب بودجه، در کنگره شهادت می‌دادند و به نظر نمی‌رسید که مشکل تا آن زمان از نظرها خارج شده باشد. پمپئو در نهایت دیدار دیگری با کیم جونگ اون در اواسط ماه اکتبر را به دست آورد که در آن کیم به‌ صورت مفصل نسبت به تحریم‌های اقتصادی ما شکایت کرده بود اما ایده‌ای از طرف خودش اعلام نکرد. نتیجه اصلی جلسه آغاز دوباره بحث‌های کاری بین دو طرف بود که من آن‌ها را غیرقابل‌اجتناب دانسته و در عین‌ حال به‌عنوان خبری بد در نظر گرفتم. اینجا، جایی بود که قطار ایالات‌ متحده واقعاً شروع به حرکت در مسیر دادن امتیازات کرد. اما حداقل ما از انتخابات کنگره در ماه نوامبر بدون فاجعه‌ای بزرگ جان سالم به در برده بودیم و می‌توانستیم به دور بعدی اشتیاق ترامپ برای دیدار با کیم جونگ اون برویم.

 


[1] چه در شایعات و چه در عالم واقع هیچ‌گاه گفته نشده که ایران موشک‌های کره شمالی را آزمایش می‌کند. صنعت موشکی ایران بومی است و نیازی به این کار ندارد.

[2] اشاره به آزمایش معروف پاولوف و سگش.