سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (28)

مشکل ترامپ با ناتو چه بود؟

کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی همراه باشید».
2999

 

بروکسل

در سال‌های گذشته، اجلاس‌های ناتو، رویدادهای مهمی در زندگی متحدانش بود. با این‌ حال در طول دو دهه گذشته، گردهمایی‌ها تقریباً سالانه شد و بدین ترتیب کمتر هیجان‌انگیز بود؛ تا اینکه رسیدیم به سال 2017 و اجلاس ناتو در بروکسل. ترامپ با اشاره نکردن به ماده 5 نمادین پیمان آتلانتیک شمالی که می‌گوید «حمله مسلحانه به یک یا چند تن از اعضای این اتحاد در اروپا و آمریکای شمالی باید حمله علیه همه آن‌ها فرض شود» اجلاس را با هیجان زیادی روبه‌رو ساخت. این شرط در حقیقت کمتر از شهرتش الزام‌آور است زیرا هرکدام از متحدان تنها در زمانی چنین کاری انجام می‌دهد که «آن را ضروری بداند». درخواست برای این اقدام تنها یک‌ بار بعد از حملات 11 سپتامبر به نیویورک و واشنگتن صورت گرفت. با این‌ وجود، ناتو ساختار بازدارنده موفقی بوده و برای چندین دهه جلوی ارتش سرخ را برای عبور از «شکاف فولدا[1]» در آلمان و رسیدن به قلب اروپای غربی می‌گرفت. البته ایالات‌ متحده همیشه بزرگ‌ترین نیرو و مشارکت‌کننده در این اتحادیه بوده است. این به خاطر اتحاد ما بود و در درجه اول به نفع ما بود نه اینکه نیروهای خودمان را برای دفاع از اروپا اجاره دهیم، زیرا دفاع از «غرب» یکی از منافع استراتژیک آمریکا بود. ناتو به‌عنوان خاک‌ریز جنگ سرد در مقابل گسترش طلبی اتحاد جماهیر شوروی، یکی از موفق‌ترین ائتلاف‌های سیاسی – نظامی در تاریخ بود. آیا ناتو دچار مشکلاتی بود؟ البته که بله. کار معروف کیسینجر در سال 1965 با عنوان «مشارکت مشکل‌زا؛ ارزیابی مجدد اتحاد آتلانتیک» بدون دلیل نگاشته نشد.

باراک اوباما اعضای ناتو را مورد انتقاد قرارداد و آن‌ها را «مفت سواران» ای دانست که بودجه کافی برای دفاع از خود هزینه نمی‌کنند، اما در بسیاری از موارد دنیا را با نگاه خود مورد لطف قرار داد و هیچ کاری برای حل این مشکل نکرد.

لیست ناکارآیی های ناتو، فهرستی بلندبالا بود یکی از این موارد شامل این مسئله است که بعد از فروپاشی شوروی در سال 1991، بسیاری از کشورهای اروپایی مسئولیت‌های خود برای تأمین دفاع خودشان را ترک کردند. در زمان ریاست جمهوری کلینتون، آمریکا که شاهد فروپاشی کمونیسم به‌عنوان «پایان تاریخ[2]» بود و بودجه‌های دفاعی به سمت هزینه‌های سیاسی برای برنامه‌های رفاه اجتماعی می‌رفت، از سقوط نظامی خود در رنج بود. این توهم «سودِ نتیجه صلح[3]» هرگز در بسیاری از کشورهای اروپایی پایان نیافت اما در آمریکا با حادثه 11 سپتامبر و کشتارجمعی در نیویورک و واشنگتن به‌ وسیله تروریست‌های اسلام‌گرا پایان یافت. آینده ناتو به‌ طور گسترده‌ای بین کارشناسان امنیت ملی در دهه‌های مختلف مورد بحث قرار گرفته است و بسیاری خواهان بحث بر سر موضوعات پسا جنگ سردی در این خصوص شدند. باراک اوباما اعضای ناتو را مورد انتقاد قرارداد و آن‌ها را «مفت سواران» ای دانست که بودجه کافی برای دفاع از خود هزینه نمی‌کنند، اما در بسیاری از موارد دنیا را با نگاه خود مورد لطف قرارداد و هیچ کاری برای حل این مشکل نکرد.

ترامپ به انتقاد از آلمان ادامه داد و آن را بدترین شریک ناتو نامید و به خط لوله نورد استریم 2 نیز حمله کرد که ازنظر او آلمان در حال پرداخت درآمدهای خود به دشمن ناتو، یعنی روسیه بود.

ترامپ در اولین حضور خود در اجلاس ناتو در سال 2017، از این شکایت کرد که بسیاری از متحدان به تعهدات سال 2014 خود در اجلاس ناتو که در شهر «کاردیف» ولز برپا شده بود، عمل‌ نکرده‌اند و دو درصد از تولید ناخالص داخلی خود را که باید تا سال 2024 در بودجه‌های دفاعی هزینه می‌کردند، نکرده‌اند که این برای بسیاری از اروپاییان به معنای دفاع از خود در جبهه اروپایی بود. آلمان یکی از بدترین متخلفان بود که تنها در حدود 1.2 درصد از تولید ناخالص داخلی خود را صرف بودجه دفاعی می‌کرد و همیشه تحت‌ فشار سوسیال‌ دموکرات‌ها و یا سایر چپ‌گرایان بود که هزینه کمتری داشته باشد. ترامپ برخلاف اینکه پدرش ریشه‌های آلمانی داشت و یا شاید به خاطر همین مسئله، همیشه به‌ صورت بی‌امان موضع انتقادی علیه آلمان داشت. در طول مشاوره برای حمله به سوریه در ماه آوریل، ترامپ از ماکرون پرسید که چرا آلمان به حمله انتقام‌جویانه علیه اسد ملحق نمی‌شود. سؤال خوبی بود بدون هیچ پاسخی جز سیاست‌های داخلی آلمان. با این‌ حال ترامپ به انتقاد از آلمان ادامه داد و آن را بدترین شریک ناتو نامید و به خط لوله نورد استریم 2 نیز حمله کرد که از نظر او آلمان در حال پرداخت درآمدهای خود به دشمن ناتو، یعنی روسیه بود. ترامپ در طول کمپین انتخاباتی‌اش در سال 2016، ناتو را اتحادی «منسوخ» خواند اما در آوریل سال 2017 بیان کرد که در دوره ریاست جمهوری او این مشکل «حل شده» است. شکست قابل‌ توجه او در سال 2017 برای اشاره به ماده 5 حتی مشاوران ارشد او را نیز متعجب کرد زیرا وی شخصاً ارجاعات به متن را از پیش‌نویس سخنرانی خود حذف کرده بود. درست باشد یا نه، در هر صورت اجلاس سال 2017 بود که شرایط برای بحران احتمالی در سال 2018 را فراهم ساخت.

ترامپ گفت که می‌خواهد به استولتنبرگ بگوید ایالات‌ متحده قصد دارد میزان «سهم» خود از بودجه ناتو را کاهش داده و تا قبل از اجلاس 11 و 12 جولای، به سطح آلمان برساند.

بادهای طوفانی قبل از اینکه من به بال غربی کاخ سفید برسم هم وزیدن گرفته بود اما در حال حاضر طوفان مستقیم به سمت ما می‌آمد. درباره مسئله اشتراک در مسئولیت، حق با ترامپ بود؛ اوباما هم همین نظر را داشت و همین همگرایی در نظرات این دو نفر احتمالاً باعث می‌شد ترامپ اعتماد به‌ نفسش را از دست بدهد. مشکل از منظر چشم‌انداز مدیریت اعتبار، پایداری و اتحاد ایالات‌ متحده، انتقاد تندی بود که ترامپ در اغلب مواقع بیان می‌کرد و ناامیدی و ناراحتی‌اش را از اینکه متحدان، نتوانسته‌اند به اهداف بودجه‌ای خود برسند و یا در برخی شرایط اصلاً علاقه‌ای هم به تلاش در این زمینه ندارند، بیان می‌کرد. در حقیقت روسای جمهور پیشین نیز در دوران بعد از جنگ سرد نتوانسته بودند شرکای خود را وادار سازند که به تعهدات خود عمل کنند. من با جدیت اعتقاد دارم که در زمان کلینتون و اوباما نیز به‌ صورت خاص، ایالات‌ متحده بدون توجه به اینکه متحدانش چه می‌کنند و چه نمی‌کنند، به‌ اندازه کافی بودجه دفاعی نداشت. اگر این صرفاً یک انتقاد به سبک ترامپی بود، که البته برای بسیاری از منتقدین در همین حد بود، انتقاد بی‌موردی بود. شخصاً هیچ‌ گاه از اینکه رک صحبت کنم و یک‌ راست به سراغ اصل موضوع بروم، نمی‌ترسیدم حتی در مقابل دوستان نزدیک بین‌المللی‌مان و می‌توانم بگویم که آن‌ها هم از اینکه تفکراتشان را بیان کنند، به‌ خصوص زمانی که کار به کمبودهای آمریکایی‌ها می‌رسید، خجالت نمی‌کشیدند. در حقیقت این رک و راست بودن ترامپ نبود که اعضای ناتو و مشاورانش را دلسرد می‌کرد، بلکه این خصومت پنهانی او نسبت به متحدانمان بود. ترامپ درخواست کرد که ساعت 9 صبح روز جمعه و چند هفته مانده به اجلاس آتی ناتو، با «جنس استولتنبرگ» دبیر کل ناتو تماس گرفته شود. در جلسه‌ای که در اتاق بیضی قبل از تماس تلفنی داشتیم، ترامپ گفت که می‌خواهد به استولتنبرگ بگوید ایالات‌ متحده قصد دارد میزان «سهم» خود از بودجه ناتو را کاهش داده و تا قبل از اجلاس 11 و 12 جولای، به سطح آلمان برساند. (در اینجا ما با مشکل مداوم در نام‌گذاری‌ها روبه‌رو بودیم. تعهد کاردیف[4] درباره «مشارکت» در ناتو نیست بلکه درباره مجموع هزینه‌های دفاعی است. اینکه آیا ترامپ اصلاً این موضوع را درک می‌کرد و به‌ عمد از واژه «مشارکت» به‌ صورت اشتباه استفاده می‌کرد را نمی‌دانم. اما گفتن اینکه میزان سهم مشارکت ایالات‌ متحده را به سطح آلمان می‌رساند نشان می‌داد که ایالات‌ متحده به دنبال کاهش بودجه دفاعی‌اش تا رسیدن به 4 درصد از تولید ناخالص داخلی است که این به معنای کاهش یافتن 75 درصدی بودجه دفاعی می‌شود! و فکر نمی‌کنم منظورش این بود. علاوه بر این سردرگمی، ناتو صندوق مشترکی برای پرداخت هزینه‌های عملیاتی دفتر مرکزی خود و موارد مشابه آن را داشت که تقریباً 2.5 میلیارد دلار در سال است. اعضا سهم خود را به این صندوق می‌پردازند اما هزینه‌های این صندوق هم چیزی نبود که ترامپ به آن اشاره می‌کرد. سهم صندوق و یا کاستن از میزان بودجه دفاعی آمریکا هرچه که بود، تا اواخر دسامبر سال 2019 اجرایی نشد.)

ترامپ ادامه داد که ایالات‌ متحده حدود 80 تا 90 درصد هزینه ناتو را می‌پردازد و معلوم نبود منبع این اطلاعات کجاست.

استولتنبرگ که پای خط آمد، ترامپ گفت که یک آشفتگی اقتصادی را به ارث برده است و از اینکه اسپانیا تنها 0.9 درصد از تولید ناخالص داخلی‌اش را صرف بودجه دفاعی می‌کند گلایه کرد (او تازه با پادشاه اسپانیا دیدار کرده بود). بعد از این با عصبانیت راجع به آلمان صحبت کرد و از اینکه استولتنبرگ موافقت کرد که آلمان باید بیشتر بپردازد و این منصفانه است، خوشحال شد. استولتنبرگ مدام بیان می‌کرد که از اعضای ناتو خواسته است که تا سال 2024 میلادی و قبل از آن تعهدات خود در کاردیف را اجرایی سازند. ترامپ ادامه داد که ایالات‌ متحده حدود 80 تا 90 درصد هزینه ناتو را می‌پردازد و معلوم نبود منبع این اطلاعات کجاست. مجموع هزینه‌های دفاعی ایالات‌متحده (در سطح جهانی) تقریباً اندکی از 70 درصد تمام هزینه‌های اعضای ناتو بیشتر بود اما البته بیشتر هزینه‌های ایالات‌ متحده برای برنامه‌های جهانی و یا سایر نقاط خاص بود. ترامپ بعداً بیان کرد که فکر می‌کرد در حقیقت ایالات‌ متحده 100 درصد از بودجه ناتو را پرداخت می‌کند. منبع این تفکر هم نامعلوم بود. او به استولتنبرگ گفت که از این‌ پس، به دلیل اینکه اختلاف در پرداخت‌ها به ناتو بسیار ناعادلانه است، آمریکا تنها در حد آلمان هزینه پرداخت می‌کند. ترامپ تصدیق کرد که استولتنبرگ، مرتب به خاطر تلاش‌هایش در جهت افزایش دادن میزان هزینه‌های متحدان اروپایی برای ناتو، او را ستایش می‌کرده است اما در این‌ باره هم بحث کرد که اگر متحدان اروپایی حاضر به افزایش هزینه‌های خود شده‌اند به این دلیل است که فکر می‌کنند ترامپ در غیر این صورت از ناتو بیرون می‌آید. ترامپ باز هم تأکید کرد که ما از این‌ پس بار هزینه‌های نامتناسب را بر دوش نمی‌کشیم. استولتنبرگ بیان کرد که کاملاً با ترامپ هم‌عقیده است که موقعیت کاملاً غیرمنصفانه است اما او به این مسئله اعتراض داشت که پس از سال‌ها کاهش در هزینه‌های ناتو، حالا شاهد افزایش‌ خواهیم بود. ترامپ در پاسخ از استولتنبرگ خواست که به رسانه‌ها بگوید و از او خواست تا با من نیز درباره اینکه ایالات‌ متحده دیگر نمی‌تواند بیش از این «مشارکتی» در روش فعلی غیرموجه پرداخت هزینه‌های ناتو که ناعادلانه بود و به ایالات‌ متحده کمکی نمی‌کرد، داشته باشد، صحبت کند. اروپایی‌ها از ما قدردان نبودند، ما را در تجارت در موقعیتی ناخوشایند قرار داده بودند و ما نمی‌توانیم از این‌ پس امتیازات بیشتری به آن‌ها بدهیم و تنها در حد آلمان هزینه ناتو را می‌دهیم. به همین روش صحبت‌ها پیش رفت و پیش رفت. ترامپ در آخر صحبت بیان کرد که او به‌ صورت رسمی اعتراض خود را بیان کرده است.

به نظر می‌رسید استولتنبرگ هنوز نمی‌توانست باور کند که اوضاع چقدر بد است اما بعد از سی دقیقه حمله کلامی تقریباً بدون توقف از سوی ترامپ و توضیحات من، موضوع دستش آمد.

استولتنبرگ در حدود ساعت 10 صبح با من تماس گرفت و من درخواست کردم که تمام کارکنان شورای امنیت ملی و پرسنل اتاق وضعیت، از آنجا خارج شوند تا بتوانم تا جای ممکن رک و صریح با استولتنبرگ صحبت کنم. من ارزیابی‌ام را با او مطرح کردم که حالا که «محور بزرگسالان» که توسط رسانه‌های آمریکا پرستش می‌شدند، در حد زیادی از هم جدا شده‌اند، آن‌قدر ترامپ را ناامید کرده بودند که حالا می‌خواست هر کاری که خودش تصمیم می‌گیرد را در بسیاری از مسائل انجام دهد و اینکه مشاوران فعلی او به او چه می‌گویند برایش اهمیتی ندارد. گفتم توجهش را نسبت به چیزی که قرار است در اجلاس ناتو اتفاق بیفتد، جلب کرده‌ام. نباید این‌طور گمان شود که اقدامات کوچک و مسکن‌های موقتی این مسئله را می‌توانند کم‌رنگ سازند. این به‌ طور واضح همان اقدامی است که ترامپ فکر کرده انجام دهد و می‌خواهد به همین طریق انجامش دهد و حالا هم انجامش می‌دهد.

به نظر می‌رسید استولتنبرگ هنوز نمی‌توانست باور کند که اوضاع چقدر بد است اما بعد از سی دقیقه حمله کلامی تقریباً بدون توقف از سوی ترامپ و توضیحات من، موضوع دستش آمد. «کی بیلی هاچینسون[5]» سفیر ما در ناتو طرف‌های ظهر با من تماس گرفت و من توضیح مختصری در مورد آنچه در جریان مکالمه ترامپ – استولتنبرگ اتفاق افتاده بود دادم. گفتم که اگر تظاهر کنیم این تماس تلفنی صورت نگرفته و به کار خودمان طبق معمول ادامه دهیم، صدمه بزرگی به خودمان زده‌ایم. کمی بعد در همان روز، پمپئو را نیز در جریان امور گذاشتم. به‌ جای اینکه به موضوعات ناتو به‌صورت مستقیم بپردازد، پیشنهاد داد که ترامپ را تشویق کنیم که به دلیل اینکه نبردهای دیگری در جریان خواهد بود (ازجمله کمپین گماردن کاوانا در دیوان عالی) نمی‌توانیم بار جمهوری‌خواهان را با سایر مشاجرات زیاد کنیم. تنها 51 جمهوری‌خواه حضور داشتند و نمی‌خواستیم هیچ‌ کدام از آن‌ها را به خاطر تهدید کردن ناتو از دست بدهیم. پمپئو و من توافق کردیم که هردوی ما به‌تنهایی و بدون حضور ژنرال‌ها، این مسئله را به رئیس‌جمهور ارائه دهیم تا گمان نکند که «محور بزرگسالان» دوباره به‌ صورت یک گروه به او چسبیده‌اند. کِلی بلافاصله با استراتژی ما موافقت کرد؛ متیس هم همین‌ طور و موافقت کرد که دانفورد هم نباید در جلسه حضور داشته باشد. مک‌گان را هم که تمرکزش را روی تأیید شدن کاوانا گذاشته بود در جریان گذاشتم و او تمایل زیادی نشان داد در صورتی‌ که من و پمپئو موفق نشدیم، او نقشه «ب» ما در این جریان باشد.

در طول چند روز بعد، ترامپ از من پرسید که چرا نباید کاملاً از ناتو بیرون بیاییم که دقیقاً همان چیزی بود که ما تلاش داشتیم از آن ممانعت کنیم.

ما روز دوشنبه دوم جولای با ترامپ دیدار کردیم و معلوم شد که این دیدار کوتاه‌تر و آسان‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم. منطق این را توضیح دادیم که چرا نباید در بیشتر از یک جبهه بجنگیم و با مطرح کردن اهمیت نامزدی کاوانا برای دیوان عالی بیان کردیم که ما همچنان به فشارهای خود بر دیگر اعضای ناتو در جهت افزایش بودجه‌های دفاعی‌شان برای رسیدن به سطح دو درصد از تولید ناخالص داخلی‌شان ادامه می‌دهیم. با این‌ حال در طول چند روز بعد، او از من پرسید که چرا نباید کاملاً از ناتو بیرون بیاییم که دقیقاً همان چیزی بود که ما تلاش داشتیم از آن ممانعت کنیم. واضح است که کار برای ما متوقف شده بود. یکی از گام‌هایی که برای کاهش احتمال مواجهه با متحدانمان در بروکسل و به‌ این‌ ترتیب، کاهش احتمال اینکه ترامپ مسئله خروج از ناتو را مطرح کند، تسریع بخشیدن به مذاکرات برای رسیدن به توافقی بر روی بیانیه غیرقابل‌اجتناب پایانی اجلاس بود. یکی از بیانیه‌هایی که هیچ‌کس مطالعه نمی‌کرد حتی یک هفته بعد که همه موافقت کرده بودند نقطه اشتعال جدیدی در روابط آمریکا و ناتو خواهد بود. به هاچینسون تأکید کردم که ما باید بیانیه را حتی تا قبل از رسیدن رهبران به بروکسل نهایی کنیم تا احتمال تبدیل‌ شدن آن به مشکلی شبیه به جی 7 را برطرف سازیم. این مسئله برای ناتو جدید بود و می‌دیدم که باعث ناراحتی گسترده کسانی مانند فرانسوی‌ها – چه سورپرایزی! – شد که همیشه در دقایق پایانی هر ملاقات بین‌المللی دیگران را با ترسناک‌ترین تهدید بین‌المللی تهدید می‌کردند: یا با ما موافقت کنید یا بیانیه پایانی‌ای در کار نخواهد بود! من همیشه از این نتیجه استقبال می‌کردم اما تکمیل سند نهایی در هر صورت به تعدیل نگرش قابل‌ توجه در بین اعضای ناتو بستگی داشت. ما موفق شدیم اما پس از تلاشی شدید و بی‌وقفه.

در این میان، روز دوشنبه 9 جولای ترامپ شروع به توئیت کردن کرد:

«ایالات‌ متحده بیشتر از هر کشور دیگری در ناتو هزینه می‌کند. این نه منصفانه است و نه قابل قبول. با وجود اینکه از زمانی که من آمده‌ام، این کشورها در حال افزایش دادن میزان سهم خود هستند اما باید اقدامات بیشتری انجام دهند. آلمان در سطح یک درصد است و ایالات‌متحده 4 درصد و ناتو ...»

«... بیشتر به نفع اروپا است تا آمریکا. بر اساس برخی گزارش‌ها ایالات‌ متحده 90 درصد بودجه ناتو را می‌پردازد و این در حالی است که بسیاری از کشورها هنوز به مرز تعهد دودرصدی‌شان نزدیک نشده‌اند. از همه این‌ها مهم‌تر، این است که اتحادیه اروپا در قبال آمریکا دارای مازاد تجاری در حدود 151 میلیون دلار است و موانع بزرگی برای کالاهای ایالات‌ متحده ایجاد کرده است. نه!»

این توئیت ها هر چه ترامپ به استولتنبرگ و دیگران گفته بود را تکرار می‌کرد اما برای اولین بار بود که بسیاری این مسئله را به‌صورت عمومی می‌دیدند. مسائل بیشتری در راه بود.

ما روز سه‌شنبه صبح زود سوار به‌ قصد فرودگاه اندروز سوار بالگرد مرین وان شدیم و ترامپ به دلیل نامزد شدن کاوانا در روز گذشته همچنان خوشحال و سرحال بود. ترامپ گفت: «همه در نقششان فرورفته‌اند[6]». درست قبل از سوارشدن به بالگرد، ترامپ با گروهی از رسانه‌ها که جمع شده بودند مانند تمام‌ وقت‌های دیگر گفت‌وگو و بیان کرد که با وجود همه آشفتگی‌ها در بریتانیا و ناتو، دیدارش با پوتین «آسان‌ترین دیدار در بین همه این‌ها» خواهد بود. اما در خلال تمام گفت‌وگوهایم با ترامپ در طول پرواز حس می‌کردم که به دلایلی ترامپ خوشحال نیست. فرود آمدیم و به همراه سه سفیر ایالات‌ متحده در بروکسل (یکی در بلژیک، یکی در اتحادیه اروپا و دیگری در ناتو) در «جانور» نشستیم و به سمت محل اقامت سفیر در بلژیک رفتیم. در اتومبیل، او هاچینسون را برای مصاحبه‌های روز یکشنبه خود با رسانه‌ها در مورد ناتو به باد انتقاد گرفت و بیان کرد که او مثل سفیر اوباما صحبت می‌کرده است. بعد از آن، روی هزینه‌های ناکافی متحدان ایالات‌ متحده در ناتو و تجارت ناعادلانه‌شان و کسری تراز تجاری با اروپا متمرکز شد. من در اتومبیل نبودم اما می‌توانم همه جملاتی را که گفته از حفظ بخوانم. شروع فرخنده ای نبود.

 


[1] شکاف فولدا (به انگلیسی Fulda gap) منطقه‌ای جغرافیایی حدفاصل مرز داخلی آلمان و فرانکفورت در غرب این کشور که در زمان جنگ سرد به دلیل اینکه راه خوبی برای عبور تانک‌های روسی به‌طرف غرب این کشور بود، معروف و به منطقه‌ای استراتژیک تبدیل شد. (م)

[2] اشاره به کتاب معروف «پایان تاریخ و آخرین انسان» فرانسیس فوکویاما که در آن نظریه معروف پایان تاریخ فوکویاما مطرح شده است. بر مبنای این نظریه امروزه نظام لیبرال دموکراسی به‌ویژه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی به‌صورت یک جریان غالب و مسلط درآمده است که همه کشورها و جوامع باید در برابر آن تسلیم شوند. (م)

[3] سود نتیجه صلح (به انگلیسی Peace dividend) شعار معروفی است که توسط جورج بوش پدر و مارگارت تاچر نخست‌وزیر انگلیس در ابتدای دهه 90 میلادی استفاده می‌شد و بیان می‌شد که بهتر است منابع اقتصادی به‌جای بودجه دفاعی در رفاه اجتماعی هزینه شود. (م)

[4] تعهدی که در اجلاس سال 2014 در ولز منعقد شده بود.

[5] Kay Bailey Hutchison

[6] در اینجا به کمپانی (Central Casting) اشاره شده است که کمپانی اجاره افراد و سیاهی لشگر برای تهیه فیلم‌های سینمایی هالیوودی است. ترامپ بیان کرده است همه مستقیم از این کمپانی آمده‌اند که به معنای این است که همه در حال نقش بازی کردن هستند!