سیاست پارسی

ریشه‌های سیاسی جدال ارمنستان و آذربایجان بر سر قره‌باغ

محسن پاک آیین
درگیری اخیر ارمنستان و آذربایجان از نوع درگیری‌هایی است که معمولاً هر چند وقت یک‌ بار بین این دو کشور درمی‌گیرد و ریشه مسئله به بحران قره‌باغ بازمیگردد. اما ریشه های سیاسی این اتفاق چیست؟
3000
به گزارش سیاست پارسی، 

 منطقه قره باغ در دوره شوروی سابق، جمهوری سوسیالیستی قره‌باغ و بخشی از جمهوری آذربایجان بود. یعنی به‌ نوعی جمهوری خودمختار و تحت حاکمیت آذربایجان و جزو تمامیت‌های ارزی آذربایجان بود. از سال 1988 به این دلیل که اکثر سکنه قره‌باغ ارمنی بودند، قره‌باغ ادعای خودمختاری می‌کند و بعد از فروپاشی شوروی قره‌باغ نیز با سکنه ارمنی متقاضی استقلال بود و ارمنستان از این درخواست حمایت می‌کند و جنگی بر این اساس بین آذربایجان و ارمنستان درمی‌گیرد. ارمنستان برای اینکه آذربایجان موفق به تسخیر و یا اشغال قره‌باغ نشود، هفت شهر آذربایجان را به‌ عنوان شهرهای حائل اشغال می‌کند از آن زمان تا امروز این شهرها در اشغال ارمنستان است و موضوع قره‌باغ نیز به‌ صورت مسئله‌ای لاینحل باقی مانده است. بعد از ادعای استقلال قره‌باغ هیچ‌ یک از کشورهای دنیا حتی ارمنستان این منطقه را به رسمیت نمی‌شناسد، اما کماکان ارمنستان حمایت خود را از خودمختاری قره‌باغ ادامه می‌دهد. به همین دلیل رئیس‌جمهور ارمنستان به قره‌باغ سفر می‌کند و سعی می‌کند نیازهای این جمهوری خود خوانده را فراهم کند. جمهوری آذربایجان مسئله را به شورای امنیت اعاده می‌کند و در سال 1993 ،چهار قطعنامه صادر می‌شود و از ارمنستان می‌خواهند نیروهای خود را از 7 شهر آذربایجان خارج کند و موضوع قره‌باغ را از راه‌حل‌های منطقی و حقوقی حل‌وفصل کند. در اقدامی دیگر هر دو کشور گروه مینسک را که گروهی در ارتباط با سازمان امنیت و توسعه اروپاست به‌ عنوان میانجی برمی‌گزینند، اما از سال 93-94 تا امروز اعضای اصلی این گروه یعنی آمریکا و روسیه و فرانسه که هر سه عضو دائمی شورای امنیت هستند نتوانسته‌اند ارمنستان را متقاعد کنند تا قطعنامه‌های شورای امنیت را اجرا کند و نتوانسته‌اند راه‌حلی برای مسئله قره‌باغ پیدا کنند.

روسیه حاضر شد نیروهای خود را به‌ عنوان حائل وارد منطقه کند و اجازه ندهد آذربایجان به قره‌باغ حمله کند. ارمنستان این طرح را نیز نپذیرفته است و لذا تاکنون اقدامات میانجیگرانه برای حل این مسئله به‌ جایی نرسیده است.

در سال 2007 جلسه‌ای در مادرید با حضور گروه مینسک و مسئولین آذربایجان و ارمنستان برگزار شد و در آن برنامه قرار بر این شد که ارمنستان این هفت شهر را به آذربایجان پس دهد و سپس در موضوع قره‌باغ با حضور حکم‌های بین‌المللی بحث کنند. این برنامه باید به‌ صورت مرحله‌ به‌ مرحله انجام می‌شد و ابتدا ارمنستان سه شهر را پس می‌داد و نیروهای حافظ صلح مستقر می‌شدند سپس سه شهر دیگر را و به‌ این‌ ترتیب این هفت شهر پس داده می‌شد و بعد به موضوع قره‌باغ می‌رسیدند، ولی ارمنستان این را نپذیرفت و درگیری‌ها دوباره ادامه پیدا کرد. در سال 2015 روسیه وارد ماجرا شد و با حضور آقای مدودوف رئیس‌جمهور وقت روسیه و روسای جمهور ارمنستان و آذربایجان طرحی شبیه به طرح مادرید مطرح کرد در آن طرح نیز از ارمنستان خواسته شد ابتدا پنج شهر و سپس دو شهر دیگر آذربایجان را پس دهد. روسیه حاضر شد نیروهای خود را به‌ عنوان حائل وارد منطقه کند و اجازه ندهد آذربایجان به قره‌باغ حمله کند. ارمنستان این طرح را نیز نپذیرفته است و لذا تاکنون اقدامات میانجیگرانه برای حل این مسئله به‌ جایی نرسیده است.

واقعیت این است که گروه مینسک که عمدتاً کشورهای اروپایی هستند به حل این مسئله علاقه‌مند نبودند و مسئله قره‌باغ برای آن‌ها اولویت نداشت و انگیزه‌ای برای این اقدام از خود نشان ندادند لذا امیدی نیست این مشکل از طریق این گروه حل شود باید راه‌حل را در منطقه جستجو کرد. کشورهای منطقه که ادامه این درگیری‌ها موجب ناامنی آن‌ها خواهد شد از جمله ایران و روسیه باید سعی کنند با دو کشور مذاکراتی آغاز کنند و راه‌حلی منطقه‌ای برای این بحران پیدا کنند.

ارمنی‌ها با توجه به اعلام خودمختاری قره‌باغ انگیزه‌ای برای حل مسئله ندارند و تمایل دارند در مسیری تدریجی و با گذر زمان این موضوع و استقلال قره‌باغ مورد پذیرش جهان قرار بگیرد.

نکته دیگری که موجب شده این مناقشه به نتیجه نرسد عدم وجود اراده در دو کشور ارمنستان و آذربایجان است. ارمنی‌ها با توجه به اعلام خودمختاری قره‌باغ انگیزه‌ای برای حل مسئله ندارند و تمایل دارند در مسیری تدریجی و با گذر زمان این موضوع و استقلال قره‌باغ موردپذیرش جهان قرار بگیرد. جمهوری آذربایجان نیز علی‌رغم صحبت‌هایی که دارد و قره‌باغ را در تمامیت ارضی خود می‌داند باز انگیزه‌ای قوی برای حل مسئله نشان نمی‌دهد لذا حالت فعلی و وضعیت «نه جنگ و نه صلح» مورد پذیرش هر دو طرف است. تا زمانی که اراده‌ای در رهبران دو کشور برای حل این مسئله ایجاد نشود نمی‌توان آینده‌ای برای حل این مشکل در نظر گرفت.

راه‌حل نظامی به نتیجه نمی‌رسد و با وجود اینکه راه‌حل‌های سیاسی نیز تاکنون نتیجه‌ای در برنداشته ولی کماکان باید به دنبال شیوه حل‌وفصل سیاسی بود. متأسفانه برخی کشورهای فرا منطقه‌ای از جمله آمریکا و اسرائیل که فروشنده سلاح به ارمنستان و آذربایجان هستند، تمایل دارند این نزاع ادامه پیدا کند و شکل بحرانی‌تری به خود بگیرد. این نکته یکی از دلایل عدم حل‌وفصل مسئله است. لذا راه‌حل نظامی به نفع آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد بود. قطعاً فعالیت کشور ایران و روسیه به حل‌وفصل سیاسی مسئله کمک خواهد کرد.