سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (29)

ترامپ و تهدیدهاش علیه بولتون و پمپئو در اجلاس ناتو

کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی همراه باشید».
3001
به گزارش سیاست پارسی، 

...چهارشنبه صبح قبل از صبحانه با استولتنبرگ و مشاورانش، برای جلسه توجیهی کوتاهی به دیدار ترامپ رفتم. ترامپ وارد سالن غذاخوری کوچکی در طبقه دوم اقامتگاه که من، متیس، پمپئو، کلی و هاچینسون منتظر بودیم وارد شد و گفت: «می‌دانم که زیاد هم در این اتاق از من حمایت نمی‌شود.» او بعد از این شروع به انتقاد تند از ناتو کرد. زیاد شبیه به جلسه توجیهی نبود. استولتنبرگ رسید، رسانه‌ها وارد اتاق صبحانه شدند و ترامپ باز دوباره تکرار کرد: «خیلی‌ها (از متحدان ناتویی ما) به ما مبالغ هنگفتی بدهکارند. این مسئله برای دهه‌های متوالی ادامه پیدا کرده است.» استولتنبرگ توضیح داد که اعضای ناتو از زمان روی کار آمدن ترامپ در حدود 40 میلیارد دلار به بودجه‌های دفاعی سالانه خود افزوده‌اند. ترامپ ادامه داد: «این خیلی غم‌انگیز است که آلمان قرارداد تجاری بزرگی در حوزه نفت و گاز با روسیه امضا می‌کند. ما از همه این کشورها حفاظت می‌کنیم و آن‌ها معامله خط لوله می‌کنند. ما قرار است از شما حفاظت کنیم و شما با این‌ حال این‌همه پول را به روسیه می‌دهید .... آلمان کاملاً توسط روسیه کنترل می‌شود. آلمان کمی بیش از یک درصد می‌پردازد و ما بیشتر از 4 درصد. این برای دهه‌ها ادامه داشته است... ما باید کاری انجام دهیم زیرا قرار نیست با این مسئله کنار بیاییم. روسیه آلمان را گرفته است.»

ترامپ بعداً پرسید که چرا ناتو به‌ جای ساختن ساختمان یک پناهگاه 500 میلیون دلاری نساخته است زیرا از نظر او بیشتر از اینکه ساختمان مرکزی باشد، یک هدف در دسترس بود و توسط یک تانک هم می‌توانست نابود شود.

استولتنبرگ سعی کرد بعد از رفتن رسانه‌ها، با گفتن اینکه خوشحال است ترامپ در بروکسل حضور پیدا کرده است، شروعی دوباره داشته باشد. ترامپ آرام نشده بود و بیان می‌کرد که حتی افزایش بودجه‌های دفاعی اعضای ناتو هم که گفته شده بود، بیشتر شبیه به جوک است. او نسبت به ناتو بسیار ناخرسند بود و نسبت به اتحادیه اروپا ناخرسندتر. او دوباره شکایت کرد؛ این بار درباره ساختمان‌های مرکزی جدید ناتو و بیان کرد که این منابع می‌توانست صرف تانک‌ها شود که نکته منصفانه‌ای بود و مانند سایر نکاتی که ترامپ به آن‌ها اشاره می‌کرد مهم بود اما در اغلب موارد با سونامی کلمات پوشانده می‌شد. او بعداً پرسید که چرا ناتو به‌ جای ساختن ساختمان یک پناهگاه 500 میلیون دلاری نساخته است زیرا از نظر او بیشتر از اینکه ساختمان مرکزی باشد، یک هدف در دسترس بود و توسط یک تانک هم می‌توانست نابود شود. او باز هم فراتر رفت و ناتو را برای اروپا دارای اهمیت خواند و در عین‌ حال بیان کرد که ارزش این نهاد برای ایالات‌ متحده کمتر آشکار است. او صد در صد حامی ناتو بود اما امریکا بیشتر از چیزی که انصاف بود پرداخت کرده بود.

ترامپ به‌ وضوح معتقد بود که تنها راهی که باعث می‌شود متحدان هزینه بیشتری پرداخت کنند، این است که فکر کنند ایالات‌ متحده در حال ترک ناتو است

استولتنبرگ هرازگاهی تلاش می‌کرد وارد بحث شود و جواب ترامپ را بدهد اما نمی‌توانست. اتحادیه اروپا هم در این میان مغفول نماند. ترامپ از ژان کلود یونکر (رییس شورای اروپایی) نیز انتقاد کرد و او را مردی شریر خواند که ناامیدانه از ایالات‌ متحده متنفر است. ترامپ گفت که یونکر بودجه ناتو را تعیین می‌کند با این‌ حال نگفت که این کار را چگونه انجام می‌دهد. ترامپ بار دیگر تأکید کرد که همان‌ طور که پیش‌ از این در تماس تلفنی‌اش مطرح کرده است، می‌خواهد به‌ جای افزایش پرداخت‌های ایالات‌ متحده، آن‌ها را کاهش دهد و آن را به سطح هزینه‌های آلمان برساند. ترامپ بر دوستی شخصی خود با استولتنبرگ تأکید کرد اما بار دیگر گلایه کرد که همه می‌دانند از ما برای پرداخت بیشتر در همه زمینه‌ها استفاده می‌شود اما این رویه ادامه پیدا نخواهد کرد. در این مرحله متیس سعی کرد چند کلمه‌ای در دفاع از ناتو بیان کند که ترامپ او را به‌ سرعت خفه کرد. ترامپ بازهم ادامه داد و پرسید چرا ما باید در حمایت از کشورهایی مانند مقدونیه وارد جنگ جهانی سوم شویم که سهم مالی خود را پرداخت نمی‌کنند و بعد به این نتیجه رسید که آن‌ قدرها هم که آلمان به‌ عنوان کشوری ثروتمند او را در این خصوص آزار می‌دهد، پرداخت نشدن سهم مقدونیه او را آزار نمی‌دهد. او به مشاوران خودش هم انتقاد کرده و بیان کرد که با وجود اینکه او در این خصوص حقیقت را می‌گوید اما ما هم مشکل را درک نمی‌کنیم. نرامپ به‌ وضوح معتقد بود تنها راهی که باعث می‌شود متحدان هزینه بیشتری پرداخت کنند، این است که فکر کنند ایالات‌ متحده در حال ترک ناتو است که در نهایت هم او را آزار نمی‌داد زیرا او اعتقاد نداشت که ناتو برای آمریکا مفید است. ترامپ صحبت‌هایش را با این حرف ادامه داد که بسیاری از اعضای ناتو هزینه‌هایشان را پرداخت نمی‌کنند و ترس خود از اینکه ایالات‌ متحده در حمایت از آن‌ها وارد جنگ جهانی سوم شود را تکرار کرد. او با اشاره به این کشورها پرسید که چرا ایالات‌ متحده باید از کشورهایی مانند آلمان حفاظت کند و از این طریق سهم نامتناسبی از مخارج ناتو را بپردازد؟ او مرتباً می‌پرسید چرا ایالات‌ متحده باید هزینه‌ها را بپردازد و از این گلایه داشت که متحدان ما پشت سرمان می‌خندند و ما را به خاطر اینکه چقدر احمق هستیم، تمسخر می‌کنند. بعد از آن به مسئله اوکراین و کریمه برگشتیم که ترامپ در این‌ باره هم پرسید چه می‌شد اگر روسیه پول زیادی در کریمه هزینه نمی‌کرد؟ و اگر او بود اجازه نمی‌داد که چنین پولی هزینه شود ولی اوباما اجازه این کار را داد. ترامپ مانده بود که چرا ایالات‌ متحده باید خطر جنگ را در این خصوص بخرد و استولتنبرگ پاسخ داد که اوکراین مسئله‌ای متفاوت است زیرا جزو کشورهای ناتو نیست. ترامپ پاسخ داد که اوکراین بسیار فاسد است و صبحانه سرانجام رسید. او به استولتنبرگ اطمینان داد که صد در صد با اوست و به این مسئله اشاره کرد که او از تمدید مدت دبیر کلی استولتنبرگ در ناتو حمایت کرده است. باز هم سایر متحدان باید «همین حالا» میزان پرداختی‌های خود را بالا ببرند و نه در طول دوره 30 ساله و در هر صورت میزان هزینه‌ کرد ما برای ناتو نیز به سطح آلمان کاهش پیدا خواهد کرد. در اینجا متیس به سمت من برگشت و به‌ آرامی گفت: «این کاملاً احمقانه است» و مدت‌ زمان کمی بعد، ترامپ گفت به ژنرال متیس می‌گوید که نباید بیشتر از این در ناتو هزینه کند. استولتنبرگ در نتیجه‌گیری نهایی گفت که ما بر روی پیام اصلی توافق کردیم. صرف صبحانه در سکوت صورت گرفت. روزمان بدتر از این هم می‌شد؟ بله.

هانت گفت: «بعضی از رهبران کم حرف می‌زنند و بعضی‌ها هم نه. اما می‌توانی ظرف یک دقیقه بگویی که چه کسی هستند و چه شخصیتی دارند»

ما تا دفتر ناتو که اولین بازدید من هم بود، اسکورت شدیم. ازنظر معماری واقعاً پرزرق‌وبرق بود و احتمالاً میزان هزینه‌ای که برای آن شده بود را به نمایش می‌گذاشت. مراسم افتتاحیه در ابتدا برگزار شد و به دلیل تغییرات غیرمنتظره‌ای که در چینش صندلی‌ها رخ داد، من در کنار «جرمی هانت» نشستم که دومین روزش را به‌ عنوان وزیر امور خارجه انگلیس سپری می‌کرد. همان‌ طور که رهبران را تماشا می‌کردیم که برای «عکس خانوادگی» با هم جابجا می‌شدند و دوباره بر اساس مدلی که برایشان ترتیب داده شده بود، کنار هم قرار می‌گرفتند، هانت گفت: «بعضی از رهبران کم حرف می‌زنند و بعضی‌ها هم نه. اما می‌توانی ظرف یک دقیقه بگویی که چه کسی هستند و چه شخصیتی دارند» که به نظرم بینش جالبی بود. بعد از مراسم، اولین جلسه شورای آتلانتیک شمالی با اعلام خبر استولتنبرگ آغاز شد که بیان می‌کرد پیش‌نویس بیانیه پایانی و سایر اسناد، برخلاف اجلاس جی 7، با برنامه‌ریزی قبلی انجام شده است. متشکرم.

ترامپ اولین سخنران بود. سخنرانی افتتاحیه او با دقت تمام، توسط نویسندگان با همکاری این حقیر، ارادتمند شما و دیگران از روی عمد به‌ صورتی ساده و معمولی نوشته شده بود. اولین دیدار دوجانبه ترامپ با مرکل بود که او به‌ آرامی گفت: «ما هنوز به‌ صورت کامل تحت کنترل روس‌ها درنیامده‌ایم» مرکل درباره پوتین پرسید اما ترامپ از پاسخ دادن طفره رفت و بیان کرد که دستور کاری در دیدار با پوتین ندارد. در عوض، او می‌خواست برای بار دیگر درباره تعرفه‌های بالایی که قصد داشت روی واردات اتومبیل و کامیون از آلمان وضع کند، صحبت کند که به‌ شدت علیه آلمان بود و همان‌ طور که اغلب گلایه می‌کرد، این بار هم شکایت کرد که تعرفه‌های موجود آلمان بر روی اتومبیل‌های آمریکایی چهار برابر بیشتر از تعرفه‌های ما بر روی اتومبیل‌های آن‌هاست.

ماکرون هنوز هم مانند آنچه در ماه آوریل به هم گفت بودند، «توافقی گسترده» با ایران می‌خواست اما به نظر می‌رسید ترامپ علاقه‌ای به این مسئله ندارد.

بعد از آن، نوبت ماکرون بود که ترامپ او را متهم به این کرد که در اغلب موارد جزییات مکالماتشان را افشا می‌کند که ماکرون آن را تکذیب کرد و با لبخندی پهن بر روی صورتش خندید. ترامپ هم لبخند زد و طوری به متیس نگاه کرد که انگار می‌داند این اطلاعات از کدام بخش طرف آمریکایی درز پیدا می‌کند. ماکرون می‌خواست درباره مرحله نهایی جنگ‌های تجاری با چین و اتحادیه اروپا بداند که ترامپ گفت این مسئله اهمیتی ندارد. او فکر می‌کرد برای اتحادیه اروپا تعرفه‌های اتومبیل و کامیون را روی 2 درصد قرار دهد و بعد به صحبت درباره ژان کلود یونکر پرداخت که ازنظرش از آمریکا متنفر بود. ماکرون هنوز هم مانند آنچه در ماه آوریل به هم گفت بودند، «توافقی گسترده» با ایران می‌خواست اما به نظر می‌رسید ترامپ علاقه‌ای به این مسئله ندارد. بعد از آن ما به سمت مرکز شهر بروکسل و اقامتگاهمان اسکورت شدیم. برای آنکه نشان دهم می‌دانم بر هاچینسون چه گذشته است، صندلی مراسم شام آن شب را به هاچینسون دادم. علاوه بر این خسته بودم و به نظر می‌آمد همه‌ چیز آرام شده است. اشتباه می‌کردم. هتل را در ساعت 7 و 45 دقیقه صبح ترک کردم تا با ترامپ ملاقات کنم اما او قبل از آن در اتومبیل با من تماس گرفت تا بپرسد «آماده‌ای تا امروز در لیگ بزرگ بازی کنی؟ این را می‌خواهم بگویم...» و شروع به دیکته کردن کرد: «ما احترام زیادی برای ناتو قائلیم اما با بی‌عدالتی با ما رفتار شده است تا اول ماه ژانویه همه ملت‌ها باید نسبت به تعهد دو درصد بودجه‌شان پایبند باشند و ما تمام معوقه‌های قبلی را می‌بخشیم یا اینکه از ناتو بیرون می‌رویم و از کسانی که این اقدامات را انجام ندهند، دفاع نمی‌کنیم. تا زمانی که ما با روسیه کنار نیایم و تا زمانی که اعضای ناتو میلیاردها دلار به روسیه می‌دهند، ما ناتو نمی‌شویم. اگر توافق خط لوله اجرایی شود، ما از ناتو خارج می‌شویم.» این جملات چندان‌ هم مبادی‌آداب نبود اما جهت‌گیری ما را به‌ وضوح نشان می‌داد. همان‌طور که فکر می‌کردم تا آخر روز باید استعفا بدهم یا نه، تماس تلفنی قطع شد. با خودم فکر کردم که تنها ده دقیقه زمان تا ملاقات با ترامپ دارم تا بفهمم چه‌ کاری باید انجام دهم. با کلی تماس گرفتم موقعیت را شرح دادم و به او گفتم که برخلاف برنامه‌هایی که ریخته بود باید به ساختمان مرکزی ناتو بیاید. همه روی عرشه!

زمانی که به اقامتگاه سفارت رسیدم، دستیار نظامی رییس جمهور را دیدم (که «فوتبال» معروف را حمل می‌کند که کیف شامل کدهای سلاح هسته‌ای است) و از او خواستم متیس را که نمی‌توانستم پیدایش کنم (خوب که در جنگ نبودیم!) برایم سریعاً پیدا کند. مشخص شد که متیس در جلسه دیدار با ترودو در ساختمان مرکزی ناتو است. من که در این حس بودم کسی را دار بزنم، با خودم فکر می‌کردم که متیس کشورش را رها کرده است؟ پمپئو در اقامتگاه منتظر بود و حالت روحی ترامپ را برایش توضیح دادم: «او می‌خواهد تهدید به بیرون آمدن کند» خوشبختانه ترامپ طبق معمول همیشه دیر کرده بود بنابراین فکر کردیم که چکار کنیم و نتیجه گرفتیم که هنوز هم بازی کاوانا بهترین استدلال ما است. ما در عین‌ حال به کاهش سهم ایالات‌ متحده در بودجه عملیاتی ناتو «صندوق مشترک» فکر کردیم، تا برابر با میزان مشارکت آلمان باشد و میزان سهم ایالات‌ متحده را از 22 درصد به 15 درصد برساند.

ترامپ ساعت 8 و 30 دقیقه صبح وارد شد و پرسید: «می‌خواهی کاری تاریخی انجام دهی؟» و بعد آنچه پیش‌ از این گفته بود را دوباره تکرار کرد: «ما خارج می‌شویم، نمی‌خواهیم دیگر با کسی در مورد پرداخت‌ها بجنگیم.» و بعد اشاره کرد که نمی‌خواسته هاچینسون با او در مراسم شام باشد. به من گفت: «تو باید دیشب برای شام با من می‌بودی». ترامپ ادامه داد: «می‌خواهم بگویم به دلیل اینکه از ناتو راضی نیستیم، از این پیمان خارج می‌شویم.» در ادامه رو به پمپئو کرد و گفت: «می‌خواهم این را بفهمی». بعد به‌ یک‌ باره گفت: «کیث کلاگ[1] (مشاور امنیت ملی پنس) همه‌ چیز را راجع به ناتو می‌داند. می‌دانی که من می‌خواستم بعد از مک مستر، او را به‌ عنوان مشاور امنیت ملی منصوب کنم. او هیچ‌ وقت نظراتش را بیان نمی‌کند، مگر اینکه من ازش بخواهم. و البته معروف هم نیست زیرا در تلویزیون حضور ندارد. اما جان را دوست دارم و برای همین او را انتخاب کردم.» (من و پمپئو بعداً که با دقت به این اظهارات فکر کردیم، فهمیدیم در صورتی‌ که من استعفا دهم، چه کسی جایم را می‌گیرد. من گفتم: «البته، اگر تو هم استعفا کنی، کیث جایت را می‌گیرد» و هر دو خندیدیم. پمپئو برای یک‌ لحظه مکث کرد و گفت: و اگر هر دوی‌مان استعفا کنیم، او می‌شود هنری کیسینجر و هر دو پست را با هم به دست می‌آورد» هر دو از خنده فریاد کشیدیم. هیجان‌انگیزترین بخش روزمان بود.)

ایالات‌ متحده ناتو را با اهمیت برمی‌شمرد اما این برای اروپا مهم‌تر بود زیرا ایالات‌ متحده بسیار دورتر است.

به همراه ترامپ گام‌هایمان برای تأیید کاوانا را با قدرت تمام برداشتیم و برنامه‌ها را تعیین کردیم و بعد هرکدام با اتومبیل خود محل را ترک کردیم. من متیس را در راه ساختمان مرکزی ناتو پیدا کردم و او را از جلسه درباره اوکراین و گرجستان که بدون حضور ترامپ آغاز شده بود بیرون کشیده و توجیهش کردم. زمانی که رسیدیم، ترامپ به سمت صندلی خود بین استولتنبرگ و ترزا می‌ رفت (رهبران پشت میز گرد بزرگ شورای آتلانتیک شمالی بر اساس حروف الفبای کشورشان نشستند). ترامپ مرا خواست و پرسید: «انجامش می‌دهیم؟» از او درخواست کردم که چیزی نگوید و گفتم که باید اعضایی که از اجرای تعهداتشان کوتاهی می‌کنند را محکوم کند که برای دفاع از خود بودجه کافی را نمی‌پردازند اما تهدید به بیرون آمدن و یا قطع بودجه را مطرح نکند. این‌طور حرفم را تمام کردم: «روی خط راه برو، از آن عبور نکن». ترامپ سرش را تکان داد اما چیزی نگفت. من به صندلی‌ام بازگشتم و نمی‌دانستم می‌خواهد چکار کند. احساس می‌کردم که تمام اتاق به ما نگاه می‌کند. ترامپ در ساعت 9 و 25 دقیقه برای حدود پانزده دقیقه سخنرانی کرد و هیچ‌ چیز راجع به اوکراین و گرجستان نگفت و فقط به گفتن این نکته بسنده کرد که می‌خواسته چیزی را به‌عنوان شکایت ثبت کند. او بیان کرد که کار سختی در پیش رو دارد چراکه بسیاری از مردم در ایالات‌ متحده احساس می‌کنند که کشورهای اروپایی سهم منصفانه‌ای در هزینه‌ها ندارند که باید 4 درصد باشد (که در نقطه مخالف توافق کاردیف در خصوص سهم دو درصدی از تولید ناخالص داخلی این کشورها بود). ترامپ بیان کرد که برای سال‌ها، روسای جمهور آمریکا می‌آمدند و در این خصوص شکایت می‌کردند اما بعد می‌رفتند و دیگر هیچ اتفاقی نمی‌افتاد و با این‌ حال ما 90 درصد هزینه‌ها را می‌پرداختیم. همه در انجام این کار تأخیر می‌کردند و هیچ کاری هم عملاً انجام نمی‌شد. ایالات‌ متحده ناتو را با اهمیت برمی‌شمرد اما این برای اروپا مهم‌تر بود زیرا ایالات‌ متحده بسیار دورتر است. او احترام زیادی برای صدراعظم مرکل قائل است زیرا پدرش هم آلمانی بوده است و مادرش اسکاتلندی است. او اما گلایه کرد که آلمان تنها 1.2 درصد از تولید ناخالص داخلی‌اش را صرف بودجه دفاعی می‌کند و قرار است تا سال 2025 این را تنها به 1.5 درصد برساند. تنها 5 کشور از 29 کشور عضو ناتو هم‌اکنون در حال پرداخت دو درصدی هستند. اگر کشورها ثروتمند نبودند، ترامپ می‌دانست که باید موقعیت را درک کند اما این‌ها کشورهای ثروتمندی هستند. او گفت که ایالات‌ متحده می‌خواست به حفاظت از اروپا ادامه دهد اما بعد به سمت مونولوگ مبسوط خود درباره تجارت با اروپا رفت که فکر می‌کرد در مباحث مربوط به ناتو باید مطرح شده و در تحلیل‌ها قرار گیرد. اروپا محصولات آمریکایی را نمی‌پذیرفت و این چیزی بود که ایالات‌ متحده نمی‌توانست اجازه دهد ادامه پیدا کند اما تنها آلبانی در جلسه شام شب گذشته به آن اشاره کرده بود همه این مسائل ما را در موقعیت چهار سال قبل‌مان قرار میداد. ترامپ با اروپاییان در تعدادی از مسائل مانند مهاجرت و ناتوانی اروپا در کنترل مرزهایش اختلاف داشت. اروپا به کسانی اجازه ورود به مرزهایش را می‌داد که می‌توانست مبارزان دشمن باشند آن‌ هم در شرایطی که اکثر تازه‌واردان را مردان جوان تشکیل می‌دادند.

 


[1] Keith Kellogg