سیاست پارسی
شریعتمدار در گفت و گو با «سیاست پارسی» مطرح کرد

مشکلات در لبنان بدون توافق سیاسی حل نخواهد شد

انفجار در بندر بیروت، نه تنها اقتصاد این کشور، بلکه ساختار سیاسی لبنان را نیز با چالش و دگرگونی عمده مواجه ساخت. حالا مردم و پارلمان لبنان نه تنها باید به دنبال آواربرداری از ویرانه های بندر بیروت باشند، بلکه باید آوار مشکلات سیاسی و تفرقه های موجود را نیز از دوش پارلمان و سیاستمداران بردارند تا آنها بتوانند برای آینده این کشور در شرایط آرام تری تصمیم بگیرد. 
3039
به گزارش سیاست پارسی، 

جبهه‌ها و گروه‌های سیاسی در لبنان به دنبال راه حلی برای رسیدن به وحدت در این کشور هستند. انفجار بیروت شاید این گروه‌ها را به این نتیجه رسانده باشد که بهتر است تفرقه را کنار گذاشته و به بازسازی ساختار سیاسی این کشور بپردازند، اما آنها هنوز هم برای رسیدن به نتیجه نهایی و انتخاب دولت جدید در کشمکش زیادی قرار دارند. محمد مهدی شریعتمدار رایزن سابق فرهنگی ایران در لبنان در گفت و گو با «سیاست پارسی» به ارزیابی شرایط جدید سیاسی لبنان بعد از حادثه انفجار بندر بیروت پرداخته است. 

 

ارزیابی شما از فضای سیاسی لبنان بعد از گذشت چند هفته از انفجار چیست؟

باید از کمی قبل از این تاریخ شروع کنم. سیاست آمریکا در قبال جمهوری اسلامی و محور مقاومت بخصوص در دوره ترامپ با سیاست رژیم صهیونیستی و کشورهای مرتجع عربی کمی متفاوت است. ترامپ فردی تاجر مسلک است و گمان می‌کرد با تشدید تحریم‌های ایران به دلیل کاهش منابع مالی و عدم امکان جابجایی منابع در مورد برنامه‌های موشکی، نظامی و سیاست‌های منطقه‌ای خود دچار افت می‌شود. به این معنا که می تواند با مطرح کردن بحث برجام 2 و 3 مشکلات دیگر با ایران را نیز حل کند. صهیونیست‌ها با این حال عقیده داشتند در کنار تحریم و فشار اقتصادی باید بازوهای منطقه‌ای ایران و جبهه مقاومت را زد. آمریکایی‌ها نیز به این نتیجه رسیدند که انجام این کار لازم است. فشار به سعد حریری برای استعفا به این دلیل نبود که نیروهای خارجی نمی‌خواستند او در قدرت باشد، بلکه کابینه اش باید تغییر می‌کرد. برنامه این بود که سعد حریری استعفا بدهد و چون گزینه دیگری وجود ندارد، مجدداً مکلف به تشکیل کابینه شود. ولی این‌بار کابینه او ضد حزب الله باشد. فشارهای زیادی به میشل عون و سایر شخصیت‌های لبنان آمد تا تکلیف را با حزب الله روشن کنند. اگر می‌بینید که در آمریکا، اروپا و برخی کشورهای دیگر اعلام شده که حزب الله تروریست تلقی شود، به این دلیل است. در سازمان همکاری‌های اسلامی و اتحادیه عرب نیز تروریستی بودن حزب الله مطرح شد.

حزب الله در آن مقطع از انتخاب مجدد سعد حریری حمایت کرد. حریری مدعی بود، قصد دارد کابینه‌ای تکنوکرات و غیر حزبی تشکیل دهد این به معنای نبود احزاب و در اصل نبود حزب الله است. ولی به نتیجه نرسید، چون از طرفی با واقعیت موجود در لبنان کاری نشدنی بود و با تکرار کابینه‌ای شبیه به کابینه قبلی خواسته آمریکایی‌ها محقق نمی‌شد؛ لذا بعد از مدتی کابینه حسان دیاب تشکیل شد. او به شدت تحت فشار بود و دوران آرامی طی نکرد. برنامه‌های زیادی برای اثبات ناتوانی او چیده شد.

 وقتی انفجار رخ داد تلاش‌های زیادی شد تا حزب الله را مقصر نشان بدهند و اطلاعات زیادی در این راستا جمع آوری شد که در نهایت بی اثر بود. سپس به سمت ساقط کردن کابینه رفتند.

 

پس به همین دلیل در زمان انفجار سعی داشتند حزب الله را مقصر جلوه دهند؟

 وقتی انفجار رخ داد تلاش‌های زیادی شد تا حزب الله را مقصر نشان بدهند و اطلاعات زیادی در این راستا جمع آوری شد که در نهایت بی اثر بود. سپس به سمت ساقط کردن کابینه رفتند. بحث دیگر منحل کردن پارلمان بود ولی در این صورت خلاء قانون اساسی بوجود می‌آمد و ناچارا باید انتخابات می‌شد و تصور آمریکاییها بر این بود که با توجه به اعتراضات خیابانی و تظاهرات می‌توانند دولت را ساقط کنند، ولی حجم و وزن معترضان لبنانی هرگز به سطح اعتراضات خیابانی بغداد نرسید. به همین دلیل به سراغ دولت رفتند و برای اعلام استعفا به حسان دیاب فشار آوردند. وزرایی که تمایلات حزبی داشتند شروع به استعفا کردند از طرفی حسان دیاب اعلام کرد ما انتخاباتی زودرس برگذار می‌کنیم، از این رو مجلس به سرعت اعلام کرد جلسه استیضاح دولت برگزار خواهد شد. دیاب بین چند گزینه ماند. اگر استعفا به 7 وزیر می‌رسید کابینه ساقط می‌شد. یا باید به پارلمان می‌رفت و استیضاح می‌شد یا خود استعفا می‌کرد. او تصمیم گرفت با استعفا، به فشار افکار عمومی پاسخ بدهد. اما حتی تا چند ساعت مانده به استعفا یکی از وزرا اعلام کرده بود که دولت استعفا نخواهد داد. در نهایت این راه به عنوان تنها راه باقیمانده در پیش دیاب تحلیل می‌شد.

بعد از استعفای دولت آقای عون باید برای انتخاب نخست وزیر جدید مشاوره‌های سیاسی و پارلمانی را آغاز می‌کرد. آن دعوا همچنان باقی است. شاید قوی‌ترین کاندیدا در حال حاضر سعد حریری باشد اما اسم‌های دیگری نیز مطرح می‌شوند و لیست‌هایی منتشر می‌شوند که هنوز هیچکدام دقیق نیستند.

علی رغم تمام اتفاقات، بین جریان عون، عمل و حزب الله که سه هم پیمان اصلی در گروه 14 مارس هستند، تلاش‌ شد تا  اختلافاتی رقم بخورد ولی خوشبختانه موفق نشدند.

 

 با توجه به وضعیت پیش آمده در لبنان رژیم صهیونیستی به دنبال چیست؟

به نظر من، اسرائیل مرتباً پالس می‌فرستد که به دنبال جنگ نیست. اسرائیل آمادگی درگیری با حزب الله را ندارد و همواره تلاش کرده از طریق آمریکایی‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی بر حزب الله غلبه کند. علی رغم همه اتفاقات، بین جریان عون، عمل و حزب الله که سه هم پیمان اصلی در گروه 14 مارس هستند، تلاش شد تا ختلافاتی رقم بخورد ولی خوشبختانه موفق نشدند. جناح بندی سابق تقریباً وجود دارد. پیش بینی من این است که نخست وزیر به این سرعت انتخاب نشود زیرا این دعوا همچنان وجود دارد.

گفته میشود ماکرون به آمریکایی‌ها پیغام داده بود که با فشار بیشتر امکان دارد کار به سود حزب الله تمام شود.

 

فرانسه جالب ترین مواضع را از ابتدای این بحران تاکنون داشته است . نقش فرانسه در درگیریهای سیاسی لبنان در چه حد است؟

می‌توان گفت موضع فرانسوی‌ها کمی متفاوت است. آن‌ها از گذشته در این منطقه استعمارگر بودند و لبنان را بهتر می‌شناسند بسیاری از گروه‌های مسیحی به طور سنتی با فرانسوی‌ها در ارتباط هستند، زبان فرانسوی زبان خارجی اول در لبنان است و بسیاری از نخبگان، اساتید و دانشگاهیان لبنان تحصیلکرده فرانسه هستند و به این زبان حرف می‌زنند. در روز ملی فرانسه سفیر این کشور 400 تا 500 نفر از نخبگان لبنان را در سفارت جمع می‌کند و با هم سرود ملی فرانسه را می‌خوانند. تمام جریان‌های لبنانی سرود ملی فرانسه را می‌دانند و می‌خوانند. البته نفوذ فرانسه در لبنان طی دهه‌های گذشته کاهش زیادی پیدا کرده است. آقای ماکرون در ملاقات مفصلی که با یکی از نیروهای مرکزی حزب الله داشت پیامی به غرب مخابره کرد. ماکرون فقط با این شخصیت و همچنین با سعد حریری ملاقات داشت. گفته میشود ماکرون به آمریکایی‌ها پیغام داده بود که با فشار بیشتر امکان دارد کار به سود حزب الله تمام شود. ماکرون گفت باید با هم توافق کنید و چاره‌ای نیست و اعلام کرد یک ماه دیگر مجدداً به لبنان می‌آید. معنا این بود که یک ماه فرصت دارند. پیدا بود که موضع فرانسه نسبت به موضع آمریکایی‌ها نرم‌تر است.

قبلاً هدف این بود که کابینه، کابینه حزب الله نباشد. اگر سعد حریری بتواند چنین کابینه‌ای تشکیل دهد از دید آنها مثبت است، اما اگر کابینه او همان کابینه قبلی باشد، اگرچه شاید از نگاه فرانسه و حتی آمریکا بتوان با آن کنار آمد، ولی از منظر عربستانی‌ها غیر قابل قبول است

 

 مرحله بعدی، تشکیل دولت لبنان تکنوکرات خواهد بود. امروز همه در مورد سعد حریری حرف می‌زنند نظر فرانسه بر روی این شخصیت است و حزب الله موافقت خود را با این انتخاب اعلام کرده است. ایران نیز پالسی مبنی بر عدم مخالفت با این گزینه ارسال کرده است. در نقطه مقابل عربستان و رژیم صهیونیستی با انتخاب مجدد او موافق نیستند. سؤال این است که این شخصیت چه مشکلی برای عربستان و اسرائیل دارد؟

سعد حریری، مصطفی کاظمی لبنان است. بخشی از موضوع سعد حریری، مسائل اقتصادی و شخصی این فرد است. عربستان به این نتیجه رسیده که حریری نمی‌تواند رهبری اهل تسنن و اهل تسنن سیاسی را عهده دار شود. گزینه‌های دیگری از جمله نواب سلام مطرح هستند ولی اجماع بر سعد حریری است. در نظام سیاسی لبنان ساختار طایفه‌ای دیده می‌شود و نخست وزیر باید نمایندگی اهل سنت را عهدهدار باشد ولی عربستان حریری را شخصیت ضعیفی می‌داند و توانمندی او را در رویارویی با مقاومت و حزب الله نمی‌پسندد. یکی از دلایل آنها این است که اقبال حزب الله به سعد حریری به دلیل ضعف او است. ولی حریری تنها گزینه موجود است و شخصیتی قابل پیش بینی و مذاکره پذیر دارد، درحالیکه هر شخصیت دیگری نمی‌تواند در فضای پر تنش لبنان ورود کند. نجیب میقاتی نیز با توافق حزب الله آمد، ولی بعدها به چهره‌ای از نوعی دیگر تبدیل شد. سعد حریری به تنهایی عنصری تصمیم گیرنده نیست، همان افرادی که زمانی او را به مرحله استعفا رساندند امروز تلاش می‌کنند حریری را مجدداً بر سر کار بیاورند.

قبلاً هدف این بود که کابینه، کابینه حزب الله نباشد. اگر سعد حریری بتواند چنین کابینه‌ای تشکیل دهد از دید آنها مثبت است اما اگر کابینه او همان کابینه قبلی باشد اگرچه شاید از نگاه فرانسه و حتی آمریکا بتوان با آن کنار آمد، ولی از منظر عربستانی‌ها غیر قابل قبول است، زیرا همانطور که در ابتدا اشاره کردم میان جبهه عربستان و اسرائیل و جبهه غرب تفاوت وجود دارد. لذا تلاش عربستان آوردن کسی غیر از حریری و کابینه‌ای بدون حضور حزب الله لبنان است.

ترکیب و بافت اجتماعی لبنان کاملاً متفاوت از عراق و به سود مقاومت است لذا توافق بر سر نخست وزیر پیچیده‌تر و سختتر خواهد بود.

 

 

بجز نواب سلام در این شرایط چه گزینه‌هایی مطرح هستند؟

گزینه‌های زیادی وجود دارد و افراد بسیاری مطرح شده‌اند اما اجماع طرفین در داخل و خارج هنوز بر شخص خاصی نیست. در عراق وقتی موضوع بر سر مصطفی الکاظمی بو، سه یا چهار نفر آمدند و رفتند تا اینکه توافق شد. اجماع در این مرحله مشکل اصلی است خصوصاً برای فردی که بتواند کابینه‌ای تشکیل بدهد که مورد قبول همه طرف‌ها باشد. قطعاً توافق در لبنان پیچیده‌تر از توافق در عراق است، چون در لبنان نیروهای مقاومت در صحنه سیاسی بسیار قوی‌تر و اثرگذارتر هستند. در لبنان کل شیعیان و بخش قابل توجهی از اهل سنت و حتی بخش قابل توجهی از مسیحیان هوادار مقاومت هستند. آقای جعجع در آن طرف است و آقای عون در این سو است. میان سنی‌ها بسیاری از احزاب اهل سنت و بسیاری از علما در این سو قرار دارند لذا ترکیب و بافت اجتماعی لبنان کاملاً متفاوت از عراق و به سود مقاومت است، لذا این توافق پیچیده‌تر و سختتر خواهد بود.

 

به نظر می‌رسد، آمریکایی‌ها در مورد لبنان هنوز از سیاستی قاطع و جهت گیری روشن برخوردار نیستند، سفر آقای ظریف به بیروت با سفر نماینده آمریکا همزمان بود و حتی گفته شد این دو در یک هتل اقامت دارند و به فاصله کوتاهی و تقریباً پشت سر هم با رییس جمهور لبنان دیدار کردهاند. بسیاری عقیده داشتند نقش آقای دیوید هیل و سیاستهایش کمی مصالحه جویانهتر از آقای شنگل است. آمریکا تمایل دارد ماجرا به سمتی برود که امنیت اسرائیل مورد تهدید نباشد، آیا برای ایجاد تعادل در لبنان آمریکا باید دست به دامن ایران شود؟

در روزهای اخیر صحبت زیادی از نوعی توافق میان ایران و آمریکا با میانجیگری آلمان به میان آمده است. با توجه به اقداماتی که فرانسه در لبنان انجام می‌دهد و حضور مصطفی الکاظمی در عراق، زمزمه‌هایی در ایران مطرح شد. برای این توافق میانجی‌های زیادی وجود دارد ولی جریان امور در کل منطقه به این سمت پیش نمی‌رود. آمریکا به نفع خود می‌بیند که تا انتخابات ریاست جمهوری توافقی داشته باشد.

 

توافق بین ایران و آمریکا در موضوع لبنان چگونه است؟ آیا آن‌ها می‌توانند بر سر این ماجرا چیزی مشابه با عراق را پیاده کنند؟

گزینه در دسترس تر برای طرفین سعد حریری است و هر گزینه دیگری توافق همه را جلب نمی‌کند. اینطور نیست که مقاومت اسلامی هر کسی را که بخواهد در لبنان بر سر کار می‌آورد، اما اگر کسی را نخواهد او در قدرت قرار نمی‌گیرد. زمانی طولانی در لبنان نخست وزیر وجود نداشت و حتی رییس کابینه انتخاب نمی‌شد ولی امورات کشور می‌گذشت اگر توافق صورت نگیرد لبنان در این خلأ باقی می‌ماند.

فشارهای بیشتر از این به لبنان، به ضرر نیروهای طرفدار آمریکا است، زیرا اقتصاد لبنان کشش تحریم‌های بیش از این را ندارد، حزب الله توانسته است وضعیت خود و عناصر وابسته به خود را تدبیر کند و از این حیث کمتر مشکل دارد.

 

امروز در لبنان شاهد بحران اقتصادی هستیم و میدانیم که شرایط مانند یکی دو سال گذشته نیست. ارزش پول لبنان به شدت سقوط کرده است، کمک‌های کشورهای خلیج فارس به لبنان قطع شده است، تحریم‌های آمریکا اعمال می‌شود و همین موارد پیچیدگی ماجرا را بیشتر می‌کند. آیا یک توافق می‌تواند از بار فشارها بر حزب الله و اقتصاد لبنان بکاهد؟ آیا آمریکا با توافقی در مورد نخست وزیر، به لبنان اجازه نفس کشیدن خواهد داد؟

تحریم‌ها در مورد حزب الله اعمال شده و در مورد لبنان اعمال نشده است. منابع لبنان از توریسم است که به دلیل شرایط سیاسی و امنیتی و کرونا به حداقل رسیده است. دومین منبع خدمات است، ترانزیت و عملیات‌های بانکی و هواپیمایی و تجارت و ... که از مدت‌ها پیش دچار مشکل است، زیرا ترانزیت از سمت سوریه بود. ده سال پیش صف تریلی‌های در حال انتظار در مرز سوریه کیلومترها بود اما امروز از این مسیر ترانزیتی، وانت هم رد نمی‌شود. کل جریان خدمات امروز به حداقل رسیده است. سومین منبع، پول سیاسی است، به این معنا که کشورها و قدرت‌های مختلف برای پیشبرد مقاصد خود در لبنان پول خرج می‌کردند و احزاب و بودجه داشتند. آمریکا و شوروی سابق و قزافی و صدام و عربستان و ... در لبنان پول خرج می‌کردند که گردش اقتصادی ایجاد می‌کرد، این موارد به حداقل و صفر رسیده است. صنعت و کشاورزی نیز بازدهی ندارد و آخرین منبع آورده‌های لبنانیان مقیم خارج در دو بخش کارگران و کارکنان و تجار است که حدوداً 8 میلیارد دلار برآورد می‌شد که امروز به زیر 4 میلیارد دلار رسیده است.

مشکلات در لبنان بدون یک توافق سیاسی حل نخواهد شد. فشارهای بیشتر از این به ضرر نیروهای طرفدار آمریکا است، زیرا اقتصاد لبنان کشش تحریم‌های بیش از این را ندارد. حزب الله توانسته است وضعیت خود و عناصر وابسته به خود را تدبیر کند و کمتر از این حیث مشکل دارد. به عقیده من، زمینه‌ای برای توافق اقتصادی بین ایران و آمریکا در لبنان وجود ندارد. ایران راهکارها و پیشنهادات زیادی در حوزه اقتصادی داشت. در حوزه دارو و ایجاد واحدهای صنعتی و تولید برق و حتی سلاح پیشنهادات زیادی ارائه شد ولی رد شدند.