سیاست پارسی

«کریمه» در بلاروس قربانی می‌گیرد!

مهدی خورسند
رسانه‌های خبری اروپا و آمریکا این روزها به‌شدت بر روی اعتراضات به وجود آمده پس از اعلام نتایج انتخابات بلاروس مانور می‌دهند. یک رصد کوتاه در مورد شبکه‌های خبری بی بی سی و یا یورونیوز به خوبی نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری رسانه‌ای بر روی اعتراضات در این کشور افزایش زیادی یافته است. اما دلیل اصلی این اعتراضات چیست و چه عوامل خارجی در این بحران دخیل هستند؟
3042
به گزارش سیاست پارسی، 

جمهوری بلاروس پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به‌ طور رسمی در ۲۵ اوت ۱۹۹۱ استقلال خود را اعلام کرد. از سال 1994 تاکنون «الکساندر لوکانشکو» تنها رئیس‌جمهور این کشور بوده است. پس از استقلال این کشور، لوکاشنکو روابط خوبی با روسیه داشته است. دولت روسیه در طی این سال‌ها لوکاشنکو را از کمک‌های مالی بی‌نصیب نکرده است. با این ‌حال پیش‌تر در یک بازه زمانی روابط روسیه و بلاروس به دلیل آنچه کارشناسان کاهش کمک‌های مالی روسیه عنوان کردند، کاهش یافت. ماجرا از این قرار بود که بلاروس بر سر قیمت نفت با روسیه به توافق نرسید و روسیه صادرات خود را به این کشور قطع کرد. لوکاشنکو هدف دولت روسیه را منحل کردن این کشور دانست.

در حالی ‌که لوکاشنکو بر سر تأمین انرژی خود با دولت مسکو اختلاف پیدا کرده بود، «مایک پمپئو» وزیر خارجه آمریکا در یک اقدام غیره‌منتظره و غیرمتعارف پس از 26 سال به بلاروس سفر کرد. در این دیدار مقرر شد که روابط دوجانبه گسترش پیدا کند و بلاروس از بابت تأمین انرژی این کشور توسط آمریکا نگرانی نداشته باشد. لوکاشنکو نیز با ابراز ناخرسندی از «سوءتفاهم‌های بی‌اساس مقامات پیشین» از دیدار مایک پمپئو از کشورش استقبال کرده بود.

بهمن سال گذشته بود که اتحادیه اروپا تحریم تسلیحاتی بلاروس را که از سال 2004 به دلایل گوناگون ازجمله تخطی این کشور از استانداردهای بین‌المللی انتخاباتی در انتخابات ریاست‌جمهوری و گزارش موارد نقض حقوق بشر گسترش یافت شروع‌شده بود تا سال 2021 تمدید کرد.

در انتخابات بلاروس، ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا به خاطر اینکه دعوت‌نامه‌های حضور در این انتخابات را به‌موقع دریافت نکرده بودند، حضور نداشتند. با اعلام پیروزی لوکاشنکو در انتخابات موج جدیدی از اعتراضات شکل گرفت.

با آغاز بحران کرونا در جهان، صدها نفر در اعتراض به نامزد شدن لوکاشنکو برای ششمین بار متوالی در انتخابات ریاست‌جمهوری و شیوه مواجه او با این ویروس به خیابان‌های مینسک پایتخت بلاروس ریختند. یازده روز پس ‌از این اعتراض‌ها، او «رومان گلوچنکو» را به ‌عنوان نخست‌وزیر جدید این کشور منصوب کرد. همچنین لوکاشنکو با درخواست معترضان برای عقب افتادن انتخابات در 9 اوت به دلیل شروع کرونا مخالفت کرد. لوکاشنکو در اقدامی دیگر، «ویکتور باباریکو» رقیب اصلی خود در انتخابات را به اتهام ارتکاب تخلفات مالی دستگیر کرد. او هدف از این کار را خنثی کردن توطئه دشمنان برای بی‌ثبات کردن کشورش دانست. وی باباریکو را دست‌نشانده روسیه معرفی نمود، ادعایی که از جانب باباریکو رد شد. لوکاشنکو به این اقدامات بسنده نکرد و «والری تسپکالو» را هم که پیش‌تر دیپلمات و سفیر این کشور بود، از کاندیداتوری ریاست‌ جمهوری منع کرد. موج اعتراضات خیابانی به این اقدام شدت گرفت و 250 نفر نیز دستگیر شدند.

روز موعود فرا رسید و انتخابات بلاروس در 19 مرداد برگزار شد. نتایج اولیه حاکی از برتری لوکاشنکو با کسب 79.7 درصد آرا بود. آرای رقیب وی نیز، سوتلانا تیخانووسکایا 8.6 درصد اعلام شد. ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا به خاطر اینکه دعوت‌نامه‌های حضور در این انتخابات را به‌موقع دریافت نکرده بودند، حضور نداشتند. با اعلام پیروزی لوکاشنکو در انتخابات موج جدیدی از اعتراضات شکل گرفت. یک گروه ناظر مستقل اعلام کرد که حداقل ۵ هزار و ۹۶ تخلف در شعب اخذ رأی صورت گرفته است. اعلام این خبر منجر به دستگیری 70 تن از اعضای این گروه شد. براساس اخبار موجود، از زمان آغاز کارزارهای انتخاباتی در بلاروس، چندین نفر کشته و 300 نفر مجروح شدند. بیش‌تر از 7 هزار نفر نیز دستگیر شده‌اند که اکثر آنها روزنامه‌نگاران هستند.

به نظر می رسد اصل این اتفاق بر سر موضوع «کریمه» است و بازیگر مداخله‌گر اصلی در بحران حاصل شده، اروپاست.

 

متغیرهای مداخله‌گر در اعتراضات بلاروس

شاید این روزها تحلیل‌های زیادی درباره چرایی اتفاقات بلاروس مطرح می‌شود اما در همه آنها یک غفلتی مشاهده می‌شود که هدف اصلی بازیگران و متغیرهای مداخله‌گر بحران حاصل شده در بلاروس نادیده گرفته می‌شود. عده‌ای معتقدند که مشکل معترضان، طولانی شدن مدت ریاست ‌جمهوری لوکاشنکو است در صورتی ‌که در جمهوری‌های مستقل شده از شوروی، این موضوعی امری طبیعی و پذیرفته شده از سوی مردم است و در بسیاری از این جمهوری‌های تازه‌ استقلال یافته این مهم دیده می‌شود. برخی دیگر از تحلیل‌ها، منفعت‌طلبی روس‌ها و به‌ خصوص شخص ولادیمیر پوتین را در این موضوع دخیل می‌دانند، اما به نظر می رسد اصل این اتفاق بر سر موضوع «کریمه» است و بازیگر مداخله‌گر اصلی در بحران حاصل شده، اروپاست.

 

اتحادیه اروپا

پس از اشغال کریمه از سوی روسیه، اتحادیه اروپا عملاً به دلیل نیازهای شدیدی که در حوزه انرژی به روسیه داشت، نتوانست اقدام مناسبی انجام دهد و فی‌الواقع از روسیه شکست خورد و حقارت اتحادیه اروپا در برابر روس‌ها در موضوع کریمه، به یک عقده سنگینی برای بزرگان این اتحادیه از جمله آلمان و فرانسه بدل شد. فرانسه و آلمان همواره در پی ایجاد فرصتی برای صف‌آرایی مجدد با روسیه بودند که اتفاقات بلاروس، فرصت مناسبی را در پیش روی آنها قرار داد. فرار تیخانووسکایا به لیتوانی و دیدارهای مکرر وی با سران آلمان و فرانسه و همچنین مقامات آمریکایی، بیانگر ایجاد جبهه‌ای از غربی‌ها در اتفاقات بلاروس است که هدفشان تنها ریاست‌ جمهوری لوکاشنکو نیست و سعی در صف‌آرایی و انتقام‌گیری از روسیهٔ پوتین مابه‌زای اشغال کریمه را دارند.

 

آمریکا

بازیگر کم‌نقش‌تر در اتفاقات اخیر بلاروس، آمریکاست. آمریکا البته خیلی وارد مقوله کریمه نشد و حتی اخیراً درخواست بازگشت روسیه به اجلاس 8 را داد که با مخالفت اروپایی‌ها مواجه شد اما، روسیه این روزها در شورای امنیت سازمان ملل، در پرونده هسته‌ای ایران، در مقابل واشنگتن ایستاده و در همین راستاست که آمریکا تلاش می‌کند، روسیه را در موضوع بلاروس تحت فشار قرار دهد.

شاید زمانی که لوکاشنکو برای موضوع انرژی به مسکو معترض شد، کرملین، سکوتی معنادار درباره این اعتراضات داشت؛ مانند سکوت پدری که در برابر گردن‌کشی فرزند خود با سعه‌صدر برخورد می‌کند.

 

روسیه

اما بازیگری روسیه را نمی‌توان نادیده گرفت. اصطلاحی در بین تیم دیپلماسی کرملین رایج است که به کشورهای استقلال‌یافته از شوروی، «خارج نزدیک» گفته می‌شود و معتقدند روسیه باید نقش پدری در این جمهوری‌ها دارد. تفکری از زمان روی کار آمدن پوتین، دوباره احیا شد و با قدرت در حال پیگیری هستند. روس‌ها در هر منطقه از این جمهوری‌های تازه استقلال‌یافته، به طریقی سعی در حفظ نفوذ خود هستند و اتفاقاً جغرافیای بلاروس برای روسیه بسیار مهم است. شاید زمانی که لوکاشنکو برای موضوع انرژی به مسکو معترض شد، کرملین، سکوتی معنادار درباره این اعتراضات داشت؛ مانند سکوت پدری که در برابر گردن‌کشی فرزند خود با سعه‌صدر برخورد می‌کند. این اتفاق در جایی عیان شد که اتفاقاً، وقتی لوکاشنکو در داخل به مشکل برخورد، سه مرتبه با پوتین تلفنی صحبت کرد و حتی کرملین هم تأیید کرد که روسای جمهوری روسیه و بلاروس توافق کرده‌اند که شهروندان بلاروسی در مرحله سوم آزمایشات گسترده به روی واکسن روسی «اسپوتنیک-۵» علیه عفونت ویروس کرونا، به ‌عنوان اولین کشور خارجی، مشارکت داشته باشند.

روسیه به خوبی می‌داند، که موضوع دخالت اروپایی‌ها، دموکراسی در بلاروس نیست بلکه اصل موضوع، کریمه است و از همین رو است که با سعه‌صدر در حال مدیریت اوضاع است. اما چیزی که در این مهم به نظر می‌رسد، موضوع فقر اقتصادی مردم بلاروس است که شرایط کرونا، این اوضاع را وخیم‌تر کرده است. لوکاشنکو در دوران طولانی‌ مدت مدیریت خود نتوانسته، مشکلات عدیده اقتصادی، فساد اداری و رانت را حل کند و مردم بلاروس از این معضلات به تنگ آمده‌اند.