سیاست پارسی
گزارش اندیشکده چتم هاوس/

آمریکا و شکست تحریم‌ها

ایالات ‌متحده در آخرین دور از زنجیره تحریم‌های خود بر کوبا، اقدام به محدود کردن پروازهای از مبدأ آمریکا و به مقصد کوبا کرده است. اما از سوی دیگر با شروع به کار مجدد کسب‌وکارهای وابسته به دلار در کوبا، این سؤال را بار دیگر مطرح می‌کند که آیا دیگر تحریم‌ها اثری دارند؟
3043
به گزارش سیاست پارسی، 

اندیشکده چتم هاوس در گزارشی به قلم دکتر کریستوفر ساباتینی، محقق ارشد در حوزه آمریکای لاتین به این سؤال پاسخ گفته است که با گذشت بیش از 50 سال از تحریم‌های کوبا، آیا تحریم‌ها توانسته تغییری در سیاست‌های این کشور ایجاد کند؟ متن این گزارش را در ادامه میخوانید: 

 

تنها کافیست نیم‌نگاهی به سیاست‌های دولت شیفته تحریم ترامپ بیندازیم تا دریابیم که اقدامات تنبیهی آنان در حوزه اقتصادی و دیپلماتیک که اشخاص و نهادهای بسیاری را در کشورهای مختلف از آرژانتین گرفته تا ایران را شامل می‌شود، به شکست منجر شده‌اند و به هدف خود نرسیده‌اند. اعمال تحریم‌های نفتی علیه ونزوئلا، تحریم‌های تجاری بر برزیل، آرژانتین و کانادا، تحریم کوبا، همه و همه حاکی از آن است که تحریم به ابزار اصلی دولت ترامپ مبدل گشته است.

قوانین «دموکراسی و آزادی برای کوبا» برای مردم کوبا نه دموکراسی را به ارمغان آوردند و نه آزادی را، اما طرفداران تحریم بر باور خود به این سیاست پافشاری می‌کنند.

اما آیا این تحریم‌ها تا به ‌حال مفید واقع شده‌اند؟ در جواب باید گفت که برخی بله و بسیاری خیر. این جواب ما را به سمت سؤال دیگری سوق می‌دهد که چه زمانی تحریم‌ها اثربخش بودند؟ بهترین مثال برای پیگیری این موضوع، تحریم‌های ایالات‌ متحده علیه کوبا است. این فشارها در سال 1961 و با استناد به قانون «تجارت با دشمن» و بر اساس دستور اجرایی رئیس‌ جمهوری وقت ایالات ‌متحده اعمال و آغاز شدند. در ادامه و با تصویب قانون «دموکراسی کوبا» در سال 1992 و قانون «آزادی کوبا» در سال 1996 در کنگره آمریکا، تحریم‌های جدیدی علیه کوبا وضع شدند که همگی در نهایت به شکست منتهی شدند اما همچنان به‌ عنوان نمادی از اثربخشی این سیاست نزد هواداران تحریم باقی ‌مانده‌اند. قوانین «دموکراسی و آزادی برای کوبا» برای مردم کوبا نه دموکراسی را به ارمغان آوردند و نه آزادی را، اما طرفداران تحریم بر باور خود به این سیاست پافشاری می‌کنند.

تحریم های کوبا، در واقع نتیجه‌ای عکس داد و با تضعیف اقتصادی دولت هاوانا، آن‌ها را بیش ‌از پیش به نفت ونزوئلا وابسته کرد و برگ برنده‌ای را در دستان مادورو قرار داد.

هر سیاستی برای داشتن کارایی نیاز به هدفی صریح و ملموس برای خود است. این هدف در نهایت باید به یک تغییر منجر شود، خواه این تغییر واضح و روشن باشد خواه ضمنی. ممکن است تبلیغ مضرات مصرف سیگار باشد و یا مذاکرات پیچیده تجاری، در هر صورت این اقدامات باید منجر به تغییری شوند که در راستای هدف اولیه بودند. این تغییرات قابل ‌اندازه‌گیری هستند، برای مثال آیا با این تبلیغات مصرف دخانیات کاهش داشته است یا خیر و یا با مذاکرات تجاری جدید رضایت کارگران جلب شده و اوضاع آن‌ها بهبود پیدا کرده است؟ «تغییراتی قابل ‌اندازه‌گیری». اما در جریان تحریم‌های ایالات ‌متحده علیه کوبا، هیچ‌کدام از این مسائل وجود نداشت. اولاً اهداف سیاسی آن مدام تغییر می‌کردند. در برخی موارد هدف از تحریم، اعمال محدودیت بر تجارت و سفر بود که در جهت کاهش حمایت‌های دولت مرکزی کوبا از دولت‌های خودکامه بودند. اما این هدف با حمایت تمام‌قد دولت مادورو در ونزوئلا از کوبا، راه به‌ جایی نبرد. در واقع نتیجه‌ای عکس داد و با تضعیف اقتصادی دولت هاوانا، آن‌ها را بیش ‌از پیش به نفت ونزوئلا وابسته کرد و برگ برنده‌ای را در دستان مادورو قرار داد.

اکنون و 22 سال پس از تصویب قانون آزادی کوبا و تحریم‌های به دنبال آن، هیچ‌کدام از پیش‌شرط‌های ایالات‌ متحده جامه عمل به خود ندیده‌اند و تحریم‌ها نیز راه به‌جایی نبرده‌اند.

در موارد دیگر همچون قوانین «دموکراسی و آزادی کوبا» که در سال‌های 1992 و 1996 به تصویب و اجرا رسیدند، هدف از آن‌ها را تغییر رژیم در کوبا برشمردند که آن‌ها نیز به شکست کامل منجر گشتند. در سال‌های پس ‌از آن، دولت آمریکا پا را از این نیز فراتر گذاشت و برای کاهش تحریم‌ها پیش‌شرط‌ هایی را روی میز قرار داد که شامل آزادی زندانیان سیاسی، حذف وابستگان فیدل کاسترو از بدنه قدرت و برگزاری انتخابات آزاد در کوبا بود. اکنون و 22 سال پس از تصویب قانون آزادی کوبا و تحریم‌های به دنبال آن، هیچ‌کدام از پیش‌شرط‌های ایالات‌ متحده جامه عمل به خود ندیده‌اند و تحریم‌ها نیز راه به ‌جایی نبرده‌اند.

آیا هدف از تحریم‌ها اعمال رنج و عذاب بر توده مردم بود تا از این طریق دست به آشوب زنند و برای سرنگونی دولت مرکزی خود به پا خیزند؟ اگر هدف این بوده که همین موضوع نیز ایرادات زیادی به آن وارد است.

سؤالی که اکنون باید مطرح شود، هدف از تحریم‌هاست و این‌که چه تغییری مدنظر بوده و تحریم‌کنندگان خواهان رسیدن به چه مقصدی بودند؟ سؤالی که حامیان تحریم هیچ‌گاه پاسخی به آن نداده‌اند. آیا هدف از تحریم‌ها اعمال رنج و عذاب بر توده مردم بود تا از این طریق دست به آشوب زنند و برای سرنگونی دولت مرکزی خود به پا خیزند؟ اگر هدف این بوده که همین موضوع نیز ایرادات زیادی به آن وارد است؛ ابتدا اینکه اعمال تحریم‌های اساسی بر اقتصاد و کالاهای مصرفی یک کشور همچون موادغذایی، مانند تحریم‌های ایالات ‌متحده علیه ونزوئلا و کوبا، باعث کاهش انگیزه توده مردم برای اعتراض می‌شود، زیرا این قبیل تحریم‌ها منجر به کنترل و فشار بیشتر سیاسی و اقتصادی دولت مرکزی بر مردم خواهد شد و مردمی تحت فشار و شکمی گرسنه، بیش از آن‌که نگران ایجاد تغییر باشند، نگران گذران زندگی روزمره خود هستند.

دوما این خیالی خام است که تصور شود با اعمال رنج و سختی بر ملتی، دولت‌های خودکامه آن برای کاهش این فشارها اقدام به کناره‌گیری می‌کنند. موضوعی که اکثر حامیان سیاست‌های تحریمی آن را نادیده می‌گیرند، ذات پلید و شرور حکومت‌های خودکامه است و اینکه آن‌ها ذره‌ای برای سختی و رنجش مردم خود اهمیت قائل نیستند.

«تغییر رژیم» در یک کشور را نمی‌توان به‌عنوان یک هدف مشخص برای تحریمها قلمداد کرد زیرا منطق واقع‌گرایانه‌ای پشت آن نیست.

 

آیا تحریم‌ها موثرند؟

در حال حاضر تحقیقات بسیاری بر روی اثربخشی سیاست‌های تحریمی انجام گرفته است و به نتایج قابل‌ توجهی نیز رسیده‌اند که هیچ‌کدام آن‌ها را نمی‌توان در سیاست‌های فعلی دولت ترامپ مشاهده کرد. اولین مورد از نتایج به‌ دست ‌آمده به این موضوع اشاره دارد که تحریم‌ها زمانی ثمربخش خواهند بود که به ‌وسیله ائتلافی از چندین کشور جهان اعمال گردند. بسیاری از تحریم‌های موفق در طول تاریخ از این فرمول سود برده‌اند که بهترین نمونه آن تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه ایران بود که در نهایت آن‌ها را به‌ پای میز مذاکره و امضای توافق هسته‌ای کشانید.

دومین مورد آن است که هدف از تحریم‌ها باید واضح و مشخص باشد. تحریم‌های نتیجه‌بخش همان‌طور که دنیل درزنر در کتاب خود با عنوان «تضاد تحریم‌ها» توضیح داده است، از اهداف مشخصی پیروی می‌کنند. ذکر این نکته ضروری است که «تغییر رژیم» در یک کشور را نمی‌توان به ‌عنوان یک هدف مشخص قلمداد کرد زیرا منطق واقع‌ گرایانه‌ای پشت آن نیست. سومین ویژگی یک تحریم موفق، حفظ انعطاف‌پذیری و اعتبار آن است. کسی که مورد تحریم واقع شده است باید بداند که این تحریم‌ها بر اساس رفتارهای او می‌تواند افزایش و یا کاهش یابند و انعطاف ‌پذیرند.

در مورد کوبا، هیچ‌کدام از موارد ذکر شده در بالا مصداق پیدا نمی‌کنند در عوض مقامات آمریکایی در طول سالیان دراز مسیر سیاه و سفیدی را پیش گرفته‌اند و مدام بر سیاست شکست‌خورده «دموکراسی و دیگر هیچ» تأکید می‌ورزند و هیچ‌گونه راه‌حل بینابینی ندارند که مشوقی شود برای تغییر رویکرد دولت مرکزی کوبا. این تغییر رویکرد می‌تواند به ‌عنوان ‌مثال کاهش فشار بر مردم و یا توجه بیشتر بر مسئله حقوق بشر باشد.

مشکل مشترک اکثر تحریم‌های اعمال ‌شده بر کوبا از سوی ایالات‌ متحده این است که سیاست خود به هدف تبدیل گشته و نه ابزاری برای رسیدن به هدف.

تحریم‌های اخیر دولت ترامپ بر کوبا که شامل اعمال محدودیت بر پروازهای از مبدأ آمریکا به مقصد کوبا و هم‌چنین نقل و انتقالات مالی می‌شود، از تمام مؤلفه‌های یک تحریم مؤثر که در مسیر ایجاد تغییر پیش می‌رود به دور است. فاکتور حقوق بشر و تحریم بر اساس آن در مورد کوبا وجود ندارد و ترامپ تنها با هدف تحمیل فشار بیشتر بر دولت مرکزی با امید به فروپاشی آن و تضعیف مادورو، دولت حامی کوبا، اقدام به افزایش تحریم‌ها کرده است.

موارد گفته شده در بالا، مشکل مشترک اکثر تحریم‌های اعمال‌شده بر کوبا از سوی ایالات ‌متحده است؛ جایی که سیاست خود به هدف تبدیل گشته و نه ابزاری برای رسیدن به هدف. تحریم‌ها اکنون موجب رنج و عذاب همان مردمانی گشته که مقامات آمریکایی پشت تریبون‌های سیاسی خود برای دفاع از آن‌ها خطابه ایراد می‌کنند. از سوی دیگر این تحریم‌ها موجب همگرایی بیشتر مقامات کوبا و بهانه‌ای برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی خود شده است. تحریم‌های کوبا در طول 50 سال گذشته نشان داد که به هیچ‌کدام از اهداف مدنظر خود نائل نیامده‌اند.

اگر مسئله اصلی اثربخشی تحریم‌ها باشد می‌توان نتیجه گرفت که سیاست‌های تحریمی ایالات‌ متحده بر کوبا شکست خورده‌اند و این موضوع نیز تنها محدود به کشور کوبا نمی‌شود، هیچ‌کدام از زنجیره تحریم‌های آمریکا که با هدف تغییر رژیم حاکم در کشوری اعمال شدند، چه در اروپای شرقی، چه شوروی و چه آفریقای جنوبی، به کوچک‌ترین نتیجه‌ای منجر نشده‌اند. همه این شکست‌ها و نتایج غلط نیز دلایل مشخصی دارند که برای اهل منطق بسیار روشن است.

..........................................................................................................................................................................

 

متن اصلی:

 

منابع استناد شده در مطلب: