سیاست پارسی
فیلم هفته/

ابرقهرمان پوشالی آلمان در بحران پناه‌جویان

فرزانه دانایی
از زمان شکل گرفتن موج اول گسیل شدن سیل مهاجران سوری به سمت مرزهای اروپایی، فیلم‌ها و سریال‌های مختلفی در خصوص این مسئله در کشورهای اروپایی و آمریکا ساخته شده است. پناه‌جویان اگر کمتر به محور اصلی فیلم‌ها و سریال‌ها تبدیل شدند، اما کاراکترهای زیادی در فیلم‌های مختلفی از این نوع مهاجران الهام گرفته شده است. حالا با گذشت حدود 5 سال از زمان شکل گرفتن این موج از پناه‌جویان، یک شبکه تلویزیونی آلمانی ابر قهرمانی را در فیلم خود به تصویر کشیده که مهاجران را در مرزهای اروپایی نجات داده است.
3050
به گزارش سیاست پارسی، 

تصمیم مهم آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، در 5 سال پیش برای استقبال از تعداد زیادی از پناه‌جویان از منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا منجر به پیامدهای سیاسی مهمی در بسیاری از کشورهای جهان، ازجمله اکثر کشورهای اروپایی و همین‌طور در داخل آلمان شد. مرکل که این روزها با انتقادات زیادی در داخل و خارج از کشور روبه‌رو است، اما حامیانی را نیز به دلیل این تصمیمش دارد؛ حامیانی که با نوشتن کتاب و ساختن فیلم سینمایی از او و این تصمیمش دفاع می‌کنند و توانسته‌اند تا حد زیادی در فرهنگ آلمان نیز تأثیرگذار باشند. برای دانستن در مورد میراثی که مرکل برای آلمان در این خصوص بر جا گذاشت، خواندن کتاب و دیدن فیلمی که با اقتباس از این کتاب نوشته‌ شده، حائز اهمیت بسیاری است.

کتاب (Die Getriebenen: Merkel und die Flüchtlingspolitik) یا «رانده‌شدگان؛ سیاست‌های مرکل و پناهندگان» در سال 2017 توسط رابین الکساندر سردبیر سیاسی روزنامه محافظه‌کار «دی ولت» آلمان نوشته و منتشر شده است. در این کتاب، مرکل به‌ عنوان رهبری ساده‌لوح و بلاتکلیف به نمایش گذاشته‌ شده است که از ترس اینکه دنیا ممکن است مردم آلمان را به دلیل بستن مرزها، برخورد شدید با مهاجران و زنان و کودکان تیره پوست مورد سرزنش قرار دهد، تصمیم گرفت پناه‌جویانی که در مجارستان و اتریش به سر می‌برند را به کشوری منتقل کند که به آن‌ها پناهندگی سیاسی می‌دهد. الکساندر در این کتاب نشان می‌دهد که مرکل فاقد قدرت و اعصاب لازم برای انجام دادن کار درست به‌ عنوان رهبری با اعتماد به‌ نفس برای آلمان است و نتوانسته مرزهای این کشور با اتریش را ببندد و عواقب آن را نیز بپذیرد. این روایت که البته این روزها در فضای سیاسی آلمان نیز طرفدار زیادی دارد باعث شده است که مرکل با تبعات منفی زیادی به خاطر این تصمیم مواجه شده و حتی در داخل حزب خودش، حزب دموکرات مسیحی نیز با منتقدان سرسختی روبه‌رو شود.

این البته بخشی از روایت‌ها در خصوص این اقدام مرکل است. فیلمی که بر اساس مستندات و شواهد ارائه‌ شده توسط این کتاب ساخته شده، راه دیگری را در این خصوص رفته و با نتیجه‌ای حیرت‌آور مواجه شده است. فیلم بسیار محبوب ساخته شده توسط استفن واگنر، کارگردان معروف آلمانی که با نام «رانده‌شدگان» در شبکه تلویزیونی ARD آلمان پخش شده و با استقبال بسیار زیاد مردمی نیز مواجه شده، از مستندات و شواهد کتاب و حتی اسم این کتاب نیز بهره برده اما با همان شواهد نشان داده است که تصمیم مرکل برای باز کردن مرزها به روی مهاجران، مهم‌ترین و در عین‌ حال بهترین تصمیمی بوده که یک رهبر می‌توانسته برای کشور و مردمش بگیرد.

منتقدان بر این باور بوده‌اند که خانم کوگه توانسته به کل ادراک‌ سازی موجود در کتاب را تغییر داده و از مرکل، شخصیتی بسیار قوی و انسان‌دوست البته با محدودیت‌هایی که هر انسانی در زندگی سیاسی می‌تواند داشته باشد، به معرض نمایش بگذارد.

این فیلم وقایع تاریخی از آغاز این بحران در ماه ژوئیه تا نوامبر سال 2015 را به نمایش گذاشته و به اتفاقاتی که در پشت پرده جلسات کابینه و گفت‌وگوهای مرکل با سران کشورهای دیگر گذشته، می‌پردازد و به‌ طور مثال نقش بسیار زیادی برای ویکتور اوربان، وزیر امور خارجه مجارستان نیز در نظر گرفته است. این فیلم با جود اینکه در کتاب گفته شده بود انتقادات زیادی به مرکل وارد است، با واکنش‌ها و نظرات بسیار مثبتی همراه شد و در عین‌ حال بازیگر اصلی این فیلم خانم «ایموگن کوگه» که نقش آنگلا مرکل را بازی کرده است، به دلیل بازی اثرگذار و رفتار و حرکاتی بسیار شبیه به آنگلا مرکل مورد ستایش ویژه واقع‌ شده است. منتقدان بر این باور بوده‌اند که خانم کوگه توانسته به کل ادارک‌ سازی موجود در کتاب را تغییر داده و از مرکل، شخصیتی بسیار قوی و انسان‌ دوست البتته با محدودیت‌هایی که هر انسانی در زندگی سیاسی می‌تواند داشته باشد، به معرض نمایش بگذارد. بر این اساس نشان داده می‌شود که چطور آنگلا مرکل بر اساس اعتقادی که داشته، با رژیم پناهندگی در اتحادیه اروپا که به‌ صورت آشکاری آن‌قدر آسیب‌دیده که قابل‌ ترمیم نیست، مواجه شده و آن را تغییر می‌دهد.

ابرقهرمان شدن مرکل در این خصوص اما به ماهیت تصمیم‌گیریش برای باز کردن مرزهای آلمان بازنگشته و بیشتر بر این محور استوار است که چطور یک رهبر غربی با اطلاع از مسئولیتی که در قبال کشوری چون سوریه دارد، مسئولیت اقدامات کشورهای غربی به‌ خصوص اروپاییان و آمریکا را بر دوش گرفته است.

آسیب اصلی که رژیم پناهندگی در اتحادیه اروپا دیده، منجر به ناکارآمدی آن شده است و با وجود اینکه تا پیش‌ از این قوانین اعطای پناهندگی سیاسی و حتی کنوانسیون ژنو بر حق پناه‌جویان بر باقی ماندن در کشور هدف تا زمان رسیدگی به پرونده‌شان در دادگاه‌های ذی‌صلاح تأکید کرده بودند، ورود تعداد زیادی از پناه‌جویان به مرزهای اروپا باعث شد که رهبران این کشورها با در نظر نگرفتن حق پناه‌جویان بر اساس این قوانین، آن‌ها را در همان ابتدای راه با توقف روبه‌رو کرده و شرایط زندگی بسیار سختی را برایشان فراهم سازند. ورود بسیار زیاد پناه‌جویان به کشورهای اولیه در مسیر راهشان به سمت کشورهای توسعه‌ یافته اروپایی، باعث شد که کشورهایی نظیر یونان و یا ایتالیا دیگر حاضر به پذیرش این پناه‌جویان نباشند و در عین‌ حال جلوی پیشرفت آن‌ها در مسیر رسیدن به کشورهای دیگر اروپایی را نیز بگیرند. این مسئله در مسیر دیگر پناه‌جویان در کشورهای حوزه بالکان نیز به همین ترتیب اتفاق افتاد و بعد از مدتی آن‌ها که در داخل مرزهای کشورهای اولیه در دام افتاده بودند، دیگر نه راه پیش داشتند و نه راه پس. همین مسئله باعث شد که نگاه جهان به سه کشور مهم اروپایی یعنی آلمان، فرانسه و انگلیس باشد که ببینند آن‌ها برای مدیریت این بحران انسانی که در نتیجه سیاست‌های غرب در خاورمیانه و شمال آفریقا رخ داده بود، چه می‌کنند و چگونه بار مسئولیت خود در این خصوص را بر دوش می‌گیرند. ابرقهرمان شدن مرکل در این خصوص اما به ماهیت تصمیم‌گیریش برای باز کردن مرزهای آلمان بازنگشته و بیشتر بر این محور استوار است که چطور یک رهبر غربی با اطلاع از مسئولیتی که در قبال کشوری چون سوریه دارد، مسئولیت اقدامات کشورهای غربی به‌ خصوص اروپاییان و آمریکا را بر دوش گرفته و از ورود کسانی به خاک آلمان حمایت می‌کند که می‌داند در صورتی‌ که سیاست‌های غربی و به‌ خصوص آمریکایی در حمایت از تروریست‌ها نبود، آن‌ها مجبور به ترک خاک کشورشان نمی‌شدند. پناه‌جویان در همان روزهای ابتدایی موج ورود به کشورهای اروپایی شامل مردم کشورهایی چون سوریه، عراق، افغانستان و لیبی بودند؛ دقیقاً همان کشورهایی که به‌ واسطه حملات نظامی آمریکا و متحدان اروپایی‌اش این‌گونه در دام تروریست‌ها افتاده و دچار بحران شده بودند و حالا کشورهای اروپایی و آمریکای تحت کنترل ترامپ، نمی‌خواستند مردم رنج‌دیده و در عذاب این کشورها را به بپذیرند و یا با تبعات تصمیم‌گیری‌های نظامی و سیاسی‌شان روبه‌رو شوند.

در این فیلم با این‌ حال نشان داده می‌شود که تصمیم مرکل برای باز گذاشتن مرزهای آلمان با وجود مخالفت‌های مکرر اعضای حزبش، تنها اقدامی احساسی و اخلاقی نبوده و در سپتامبر سال 2015، نظرسنجی‌ها نشان می‌داده است که دو سوم مردم آلمان خواستار پناه دادن به پناه‌جویان بوده‌اند.

این فیلم تلویزیونی دو قسمتی اما شرایط بد پناه‌جویان در مرزهای اروپا را نیز به‌ خوبی به تصویر می‌کشد. همان‌طور که این فیلم با جزییات بسیار بحران پناه‌جویان را به تصویر می‌کشد نشان می‌دهد که چگونه ده‌ها هزار نفر از پناه‌جویان که خود را به مرزهای مجارستان رسانده بودند، تا زمانی که ویکتور اوربان بتواند کار حصار کشی مرزی این کشور با صربستان را به اتمام برساند در شرایطی بسیار سخت و وحشتناک و بدون هیچ امکاناتی به سمت مرزهای اروپایی می‌رفتند و یا در کمپ‌های پناه‌جویی در کشورهای حوزه بالکان با بدرفتاری و حبس‌های طولانی‌مدت و بلاتکلیفی دست در گریبان بودند. از سوی دیگر عده زیادی از پناه‌جویان نیز به امید رسیدن به نقطه‌ای امن، راهی سفر دریایی شده و به‌ جای خانه‌ای امن، در عمق اقیانوس دفن می‌شدند.

در این فیلم با این‌ حال نشان داده می‌شود که تصمیم مرکل برای باز گذاشتن مرزهای آلمان با وجود مخالفت‌های مکرر اعضای حزبش، تنها اقدامی احساسی و اخلاقی نبوده و در سپتامبر سال 2015، نظرسنجی‌ها نشان می‌داده است که دو سوم مردم آلمان خواستار پناه دادن به پناه‌جویان بوده‌اند و همان‌طور که در کنفرانس مطبوعاتی مرکل در این تاریخ نیز عنوان شد، تجربه آلمان در جنگ، کشتار انسان‌ها و قربانی شدن خانواده‌ها، باعث شده بود که مردم آلمان همذات‌پنداری عجیبی با پناه‌جویان داشته و با آن‌ها همدردی کنند. از سوی دیگر همان‌طور که اقتصاددانان آلمانی عنوان کرده بودند، از نظرشان این پناه‌جویان و مهاجران بوده‌اند که نیروی کار عمده آلمان را تشکیل داده و چرخ‌های صنعت آلمان را به حرکت واداشته بودند و این مسئله از نظر اقتصادی نیز برای این کشور اروپایی با بهترین وضعیت اقتصادی در این قاره، بسیار بااهمیت بود که از این افراد به‌ عنوان نیروی محرکه پیشرفت خود استفاده کنند.

با این‌ حال مرکل هم به‌ صورت محدود می‌توانست به خواست عمومی برای پناه دادن به مهاجران عمل کند و در نهایت در سال 2015 در حالی‌ که کشورهای اروپایی مرزهای خود را بر روی پناه‌جویان بسته و یا کشتی‌های در حال غرق شدن در دریای مدیترانه را نجات نمی‌دادند، مرکل نیز تصمیم گرفت با رجب طیب اردوغان پشت میز مذاکره بنشیند و از او بخواهد جلوی ورود پناه‌جویان به اروپا را بگیرد. این در حالی بود که پیش‌ از این، مرکل اردوغان را دیکتاتوری تمامیت‌خواه خوانده و گفته بود با او در این خصوص مذاکره نمی‌کند. در نهایت مرزهای کشورهای بالکان و همچنین کشورهای شمال آفریقا از جمله تونس، الجزیره و مراکش برای خروج پناه‌جویان به سمت اروپا بسته شد و این بحران به اتمام رسید تا نشان دهد تلاش برای ابرقهرمان شدن تا جایی که منافع داخلی کشورها اجازه دهد و حمایت افکار عمومی را دارا باشد، ادامه می‌یابد!