سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (47)

بلاتکلیفی کاخ سفید در قبال سوریه و عصبانیت اردوغان

 کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی» همراه باشید.
3055
به گزارش سیاست پارسی، 

ترامپ بعدازظهر همان روز با من تماس گرفت و خواست که «طرح دو هفته‌ای» برای پایان خلافت داعش در سوریه را به‌ پیش ببرم. گفتم از لاکامرا و کین «دو تا چهار هفته» را شنیدم. اعتراضی نکرد، اما گفت در هر صورت «نام آن را «طرح دو هفته‌ای» بگذار.» دانفورد را در جریان جزئیات بیش‌تر قرار دادم، زیرا تقریباً بلافاصله بعد از رفتن متیس، متوجه شدم که دانفورد می‌تواند مجموعه اولویت‌های مبهم و اغلب متضادِ ترامپ در مورد سوریه را مدیریت کند (خارج شدن از سوریه، نابود کردن داعش، محافظت از کردها، تصمیم‌گیری در مورد سرنوشت التنف، آزاد نکردن زندانیان داعش، حفظ فشار علیه ایران). این‌ها فوران‌های ناگهانی احساسات، اظهارات ناگهانی و واکنش‌های ناخودآگاه رئیس‌ جمهور بودند؛ نه یک استراتژی منسجم و مشخص. همه این‌ها تکه‌ها و قطعه‌هایی بودند که باید مسیر خودمان را از میان آن‌ها باز می‌کردیم تا به نتیجه‌ای مطلوب برسیم. علاوه بر بسیاری از مسائل دیگر، چیزی که من و دانفورد را می‌ترساند، سر برآوردن دوباره داعش در مناطقی بود که قبلاً تحت کنترل داشت و به همین ترتیب، تبدیل‌شدن این مناطق به پایگاه‌هایی برای حمله به آمریکا و اروپا بود.

من در عین‌ حال می‌خواستم هرگونه منافع احتمالی برای ایران را به حداقل برسانم؛ چیزی که برای متیس هرگز اولویت به نظر نمی‌رسید، اما دانفورد بهتر آن را درک می‌کرد. من و دانفورد در مورد تهیه طرحی سازگار باهمه این اولویت‌ها صحبت کردیم، که اگرچه سخت بود، اما به‌ مراتب از سبک متیس بهتر بود که تأکید داشت باید برای مدت نامعلومی در سوریه بمانیم، اما بعد گفت حساب رئیس‌جمهور را با انجام دقیق دستور خودش، یعنی خروج فوری از سوریه، می‌رسد. از آنجا که به نظر می‌رسید اردوغان به این باور رسیده است «کردهای خوب، کردهای مرده هستند»، با وجود راهپیمایی‌ها و تجمعات بزرگ حمایتی، دانفورد فکر می‌کرد که هدف فوری نظامی ترکیه در سوریه، اخراج کردها از منطقه مرزی بین ترکیه و سوریه و بعد از آن جابه‌جایی صدها هزار نفر از پناه‌جویان سوری از ترکیه به سمت این مرزها و اسکان دادن آن‌ها در این منطقه بود که حالا از جمعیت خالی شده بود. او پیشنهاد داد که نیروی نظارتی وابسته به ناتو در این منطقه تشکیل شود که از اطلاعات، سیستم‌های نظارتی و شناسایی و پوشش هوایی امریکا حمایت شود و قابلیت «شماره‌گیری 911» را نیز داشته باشد تا در صورتی‌ که نیروهای ناظر به مشکلی برخوردند، با حضور حداقل تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه بتوان مداخله کرد. موافقت سریع دانفورد با حفظ نیروهای آمریکایی در التنف هم باعث خوشحالی من شد؛ چیزی که متیس با آن موافقت نمی‌کرد. شاید راهی جلوی پایمان بود.

این‌ها نشانه‌های هشدار دهنده و نمونه پیشرفته و واضحی از «مشتری مداری» در سیاست خارجی آمریکا بود که هر چه پیش می‌رفتیم نشان می‌داد چشم‌انداز خارجی اهمیتی بسیار بیشتر از منافع ایالات‌ متحده دارد.

دانفورد پیشنهاد داد که تا سفری که برنامه‌ریزی کرده بودم در روزهای ابتدایی ژانویه به ترکیه داشته باشم، با من همراه باشد و در گفت‌وگوهای بعدی با نظامیان حضور داشته باشد که موافقت کردم. به‌ این‌ ترتیب، ترک‌ها پیامی یکدست و متحد از دولت ایالات‌ متحده می‌شنیدند و بدین طریق توانایی آن‌ها برای بهره‌برداری از اختلافاتی که بازیگران آمریکایی با یکدیگر داشتند و یکی از استراتژی‌های مورد علاقه دولت‌های خارجی بود، کاهش می‌یافت. پمپئو را در جریان این مکالمات قرار دادم و گفتم که از رقم خوردن نتیجه‌ای بسیار بد در مورد سوریه جلوگیری کردیم و اکنون در حال بنا کردن یک استراتژی قابل انجام و مناسب هستیم. پمپئو می‌خواست مطمئن شود که نماینده وزارت خارجه که مسئولیت رسیدگی به سوریه را بر عهده دارد، در جلسات ترکیه حضور دارد که با احتیاط آن را قبول کردم. احتیاطم به این دلیل بود که پمپئو خودش دو روز پیش از کریسمس به من گفته بود که جیم جفری، سفیر سابق ایالات‌ متحده در ترکیه «هیچ عشق و علاقه‌ای به کردها ندارد و هنوز هم ترکیه را به‌ عنوان شریک قابل‌ اعتماد ناتو می‌بیند». این‌ها نشانه‌های هشداردهنده و نمونه پیشرفته و واضحی از «مشتری مداری» در سیاست خارجی آمریکا بود که هر چه پیش می‌رفتیم نشان می‌داد چشم‌انداز خارجی اهمیتی بسیار بیشتر از منافع ایالات‌ متحده دارد. پمپئو، شاناهان، دانفورد و من توافق کردیم که متنی را با عنوان «بیانیه اصول» در مورد سوریه تهیه کنیم تا از سوءتفاهم در مورد سوریه خودداری کند که وزارت دفاع فکر می‌کرد اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

ترامپ گفت : من دو ستاره بزرگ دارم. یکی جان بولتون است که کار بسیار بزرگی می‌کند و مایک پمپئو که او هم کارش را به‌ خوبی انجام می‌دهد. آن‌ها بسیار قوی هستند و به‌ سختی تلاش می‌کنند ....

۴ ژانویه، عازم اسرائیل اولین توقف گاهم قبل از رفتن به ترکیه بودم که «میچ مک‌کانل» رهبر اکثریت سنا تماس گرفت و گفت درباره سوریه و افغانستان «به فکر من بوده است» و یادآوری کرد که مجلس سنا در خصوص تحولات اخیر «نگرانی جدی‌ای» دارد. گفتم که مأموریت اصلی‌ام در سفر به اسرائیل این است که بفهمم دقیقاً چه‌ کاری باید در سوریه انجام دهیم. در واقع جلسه مطبوعاتی یک‌شنبه، ۶ ژانویه، با گروه رسانه‌ای همراهم در هتل «کینگ دیوید» اورشلیم هم گفتم: «ما انتظار داریم آن‌هایی که در سوریه در صفوف معارضان کنار ما جنگیدند، به‌ طور خاص کردها و در مجموع همه آن‌هایی که کنار ما بودند، با خروج نیروهای ائتلاف، در معرض خطر قرار نگیرند. رئیس‌جمهور در صحبت‌هایش با اردوغان صراحتاً بر این نکته تأکید کرده است.». این جمله واقعاً چیزی بود که ترامپ گفته بود و تا زمانی که در اسراییل بودم هم حقیقت داشت. اواخر همان روز به‌ وقت واشنگتن، خبرنگاری از ترامپ که در حال حرکت به سمت «مرین وان» برای رفتن به کمپ دیوید بود، درباره صحبت‌های من پرسیده بود و او پاسخ داد: «همان‌ طور که می‌دانید جان بولتون هم‌اینک در آنجا است و من دو ستاره بزرگ دارم. یکی جان بولتون است که کار بسیار بزرگی می‌کند و مایک پمپئو که او هم کارش را به‌ خوبی انجام می‌دهد. آن‌ها بسیار قوی هستند و به‌ سختی تلاش می‌کنند .... ما به نتایج بسیار خوبی می‌رسیم.» البته این هم درست است که بعد از واکنش منفی ترک‌ها به این اظهارات من و صحبت‌های دیگری که در ملاقات با بنیامین نتانیاهو کردم، ترامپ یک‌بار دیگر موضعش را تغییر داد. اما در شروع سفر موضع ما دقیقاً همین بود. ترامپ حدود ساعت 11 و 45 دقیقه بعدازظهر روز 6 ژانویه با من تماس گرفت و گفت: «بیداری؟ درسته؟» که مطمئناً بیدار نبودم. کسی به او گفته بود که ترک‌ها از بسیاری از صحبت‌های من که در مطبوعات درج شده بود ناراحتند. البته من چیزی نگفته بودم که ترامپ به اردوغان نگفته باشد. با این‌ وجود، ترامپ بارها در مکالمه کوتاهش گفت: «از اساس می‌خواهم از سوریه خارج شویم» که بدین معنی بود که سفرم به ترکیه قطعاً سرگرم‌کننده بود. درواقع، روز بعد زمانی که از اورشلیم خارج می‌شدیم، سفارتمان در آنکارا شنیده بود که اردوغان به حدی عصبانی شده است که ممکن است دیدار با من را لغو کند. در حلقه‌های دیپلماتیک این مسئله به‌ عنوان تحقیر یاد می‌شود اما من این را اثباتی بر این دیدم که سیاست سوریه ما از چشم‌انداز ایالات‌ متحده صحیح است و نه از چشم‌انداز ترکیه.

به لحظه‌ای رسیدیم که می‌دانستیم غیر قابل‌ اجتناب است؛ جایی که تمایلی ترامپ برای خروج از سوریه، با بیانیه‌هایش درباره حفاظت از کردها از هم فروپاشید.

بعد از اینکه در ساعت 4 و 35 دقیقه بعدازظهر به‌ وقت محلی به آنکارا رسیدم، پمپئو تماس گرفت که بگوید ترامپ از گزارشی که در نیویورک‌ تایمز منتشرشده و بیشتر از روزهای معمول سرشار از نقل‌قول‌های اشتباه بوده و تناقضات در سیاست ما در قبال سوریه را بازگویی کرده بود، ناراحت است. البته بسیاری از تناقضات از شخص ترامپ نشات می‌گرفت و پمپئو نیز موافقت کرد که چند بار اظهاراتی را بیان کرده که در راستای اظهارات من بوده است (مانند اینکه به ترکیه اجازه نمی‌دهیم که به «کشتار کردها» بپردازد که البته با توجه رسانه‌ای خاصی نیز روبه‌رو نشد و به‌ جای آن تنها ترک‌ها را عصبانی کرد). موافقت کردیم که سفارتمان نباید درخواستی برای ملاقات با اردوغان داشته باشد و احتمالاً ما به لحظه‌ای رسیدیم که می‌دانستیم غیر قابل‌ اجتناب است؛ جایی که تمایلی ترامپ برای خروج از سوریه، با بیانیه‌هایش درباره حفاظت از کردها از هم فروپاشید. این مسئله‌ای بود که اردوغان تحمل نمی‌کرد. ترامپ حدود یک ساعت بعد با من تماس گرفت. او از گزارش‌ها در مورد اختلاف‌ نظرهای داخلی دولت خوشش نیامده بود اما بیشتر از آن نگران این بود که آیا وزارت دفاع همچنان بر روی «برنامه کاری دو هفته‌ای» برای شکست خلافت داعش کار می‌کند؟ از او خواستم که با شاناهان تماس بگیرد تا دوباره به او اطمینان دهد و گفت که به‌ زودی در آنکارا با دانفورد دیدار می‌کنم و کارهایی که او خواسته بود را نیز پیگیری می‌کنم.

من پرسیدم که هدف ما باید نگه‌ داشتن ترک‌ها داخل مرز خودشان با سوریه در شرق رود فرات باشد؟ و دانفورد گفت که موضع او هم قطعاً همین است.

از قضا، روز بعد واشنگتن‌پست با ناخشنودی گزارش داده بود که من و ترامپ در مورد سوریه باهم اتفاق‌ نظر داریم؛ به این دلیل ناخشنود که می‌دید این واقعه با گزارش روز قبلی‌اش در تناقض قرار دارد. همه این سرگیجه‌های مطبوعاتی نشان از ناهماهنگی در طرز تفکر ترامپ و گزارش دادن بر اساس منابع دست‌دوم و سوم بود؛ روندی که در دوران رئیس‌جمهوری که خودش مدت‌ زمان زیادی از وقتش را صرف تماشای این می‌کرد که دولتش چطور در مطبوعات پوشش داده می‌شود، بدتر هم شد. دنبال کردن سیاستی پیچیده در بخشی بحث‌برانگیز از دنیا، آن‌ هم در زمانی که این سیاست، مشمول اصلاحات فوری بر اساس این احساس رئیس می‌شود که تا چه حد مطبوعات از اطلاعات غیردقیق و منسوخ‌شده برای گزارش‌های خود استفاده می‌کنند و این گزارش‌ها هم توسط نویسندگانی نوشته می‌شود که منافع دولت را دنبال نمی‌کنند، مشکلی سخت و فراتر از توصیف است. مانند این است که بخواهید سیاست‌گذاری را در درون دستگاه بازی پین بال انجام دهید و نه بال غربی کاخ سفید. در همین حین، جیم جفری، در تناقضی آشکار با بیانیه رسمی اعلام‌شده، نقشه‌ای با کدهای رنگی را منتشر کرده بود که بخش‌هایی از شمال سوریه که پیشنهاد شده بود به ترکیه اجازه داده شود آن‌ها را بگیرد و بخش‌های دیگری که قرار بود در دست کردها باقی مانده را مشخص کرده بود. دانفورد به‌ کل از نقشه خوشش نیامد. من پرسیدم که هدف ما باید نگه‌ داشتن ترک‌ها در داخل مرز خودشان با سوریه در شرق رود فرات باشد؟ و دانفورد گفت که موضع او هم قطعاً همین است. گفتم که می‌خواهم بخش شمال شرقی سوریه تقریباً شبیه به همین‌ که حالا هست، باشد البته بدون حضور نیروهای آمریکایی. می‌دانستم که این کار ممکن است «مأموریت غیرممکن» باشد اما به این نتیجه رسیدم که هدف اصلی‌مان باید همین مسئله باشد؛ حتی اگر نتوانیم به آن برسیم. دانفورد موافقت کرد. در اینجا جفری درنهایت پیدایش شد و به سراغ تدوین «بیانیه اصول» ای رفتیم که بتوانیم آن را به ترک‌ها بدهیم. جمله‌ای به بیانیه اضافه کردم تا روشن سازم که نمی‌خواهیم شاهد بدرفتاری با کردها و زجرکشیدنشان باشیم تا نشان دهم که ما حضور ترکیه را به‌صورت نظامی و یا هر نوع دیگر در شمال شرق سوریه قبول نکرده‌ایم. دانفورد و جفری با پیش‌نویس موافقت کردند که به همراه نقشه، با توجه به ‌پیشرفت‌های شکل‌گرفته بعد از اینکه کاخ سفید را ترک کردم، این مسئله کاملاً به مسئله‌ای مهم در تاریخ تبدیل شد.