سیاست پارسی
ترجمه کتاب خاطرات جان بولتون (48)

عملیات «کاسه گدایی» آمریکا برای حل بحران سوریه

 کتاب خاطرات جان بولتون مشاور سابق امنیت ملی ترامپ، جنجال و سر و صدای زیادی در کل دنیا به پا کرده است. بولتون در این کتاب خاطرات که بارها از سوی دولت آمریکا تهدید شد جلوی انتشار آن گرفته میشود، به بسیاری از وجوه نادیده مدیریت ترامپ در کاخ سفید پرداخته شده است. به دلیل اهمیت این کتاب در حوزه سیاست خارجی و روابط بین الملل، سایت سیاست پارسی هر روز بخشی از این کتاب را ترجمه کرده و در اختیار علاقمندان قرار می‌دهد. با «سیاست پارسی» همراه باشید.
3058
به گزارش سیاست پارسی، 

اردوغان به ما اطلاع داد جلسه خود را با من لغو کرده است، چراکه باید سخنرانی‌ای در پارلمان ترکیه انجام می‌داد. همان‌طور که البته جای تعجب هم نداشت و بعداً متوجه شدیم، سخنرانی اردوغان، برنامه‌ای از پیش تعیین‌ شده بود برای حمله به موضعی که من از طرف ایالات متحده مطرح کردم. اردوغان حتی ذره‌ای از موضعش درباره این‌که ترکیه باید در شمال شرقی سوریه آزادی عمل کامل داشته باشد، کوتاه نیامده بود و اگر ما می‌خواستیم از قلع‌ و قمع کردها جلوگیری کنیم، نمی‌توانستیم چنین مجوزی به ترکیه بدهیم. اردوغان عملاً یک سخنرانی انتخاباتی (درست قبل از انتخابات محلی و استانی که بعد از این حامیان اردوغان در آن به ‌شدت بد عمل کردند) کرده و گفته بود در این موضوع «امتیازی نمی‌دهیم» و «امکان ندارد در این خصوص مصالحه کنیم». با پمپئو صحبت کردم و او را در جریان جلسات ترکیه گذاشتم. به اتفاق ‌نظر رسیدیم که اختلاف دیدگاه‌های آمریکا درباره کردها با دیدگاه ترکیه «حل‌نشدنی» است؛ و این‌که ترک‌ها باید «واقعاً مراقب» کارهایشان باشند. پمپئو گفت «مولود چاووش ‌اوغلو» وزیر خارجه ترکیه، سعی دارد با او تماس بگیرد و پمپئو می‌خواهد به او بگوید: «شما حق انتخاب دارید: می‌توانید انتخاب کنید نیروهای ما در مرزهایتان مستقر باشند یا نیروهای روسی و ایرانی {که تقریباً قطعاً بعد از خروج ما وارد شمال شرقی سوریه می‌شدند} انتخاب با خودتان است.» من هم گفتم به نظرم این پاسخ مناسب است.‌

بعد با ترامپ تماس گرفتم تا به او گزارش دهم. ترامپ معتقد بود ترک‌ها از ماه‌ها قبل برای ورود به سوریه آماده شده‌اند؛ اصلاً دلیل این‌که می‌خواست قبل از حمله ترکیه به کردها نیروهایمان را از سوریه خارج کند، همین بود که نیروهای ما هنگام حمله آنجا نباشند. او ادامه داد: «اردوغان به داعش اهمیتی نمی‌دهد»؛ که حرف درستی بود و ادامه داد که آمریکا پس از خروج از سوریه کماکان قابلیت حمله به داعش را خواهد داشت؛ که این هم درست بود.

ترامپ معتقد بود ترک‌ها از ماه‌ها قبل برای ورود به سوریه آماده شده‌اند؛ اصلاً دلیل این‌که می‌خواست قبل از حمله ترکیه به کردها نیروهایمان را از سوریه خارج کند، همین بود که نیروهای ما هنگام حمله آنجا نباشند.

ترامپ روی سخنرانی آن شب خود در مورد دیوار مرزی مکزیک تمرکز کرده بود. این اولین سخنرانی در جمع اعضای دولتش در دفتر بیضی بود. ترامپ که ظاهراً متوجه نشده بود، گزارشی که به او دادم مربوط به اتفاقاتی بوده است که پیش ‌از این رخ داده‌اند، به من گفت: «فقط از خودت ضعف نشان نده. ما نمی‌خواهیم درگیر یک جنگ داخلی بشویم. این‌ها دشمنان ذاتی همدیگر بوده‌اند. ترک‌ها و کردها سال‌هاست که با هم می‌جنگند. ما خودمان را درگیر این جنگ داخلی نمی‌کنیم، فقط می‌خواهیم کار داعش را تمام کنیم»‌.

در همین حین، متوجه شدم که دانفورد فکر می‌کند فرماندهان نظامی ترکیه نسبت به اردوغان به‌ مراتب تمایل کمتری برای ورود به سوریه دارند و به دنبال دلایلی هستند که بتوانند از آن برای انجام ندادن عملیات نظامی در مرزهای جنوبی‌شان استفاده کنند؛ و این در شرایطی بود که می‌گفتند از ترکیه در برابر حملات تروریستی محافظت خواهند کرد. دانفورد معتقد بود مسئله این مرز برای ترک‌ها «مثل مشکل مرز ما با مکزیک است؛ اما با شرایط وخیم‌تر.» دانفورد دائماً «بیانیه اصول» را پیگیری کرده و همان‌طور که از قبل در واشنگتن صحبت کرده بودیم، به ترک‌ها پیشنهاد داده بود یک منطقه حائل 20 تا ‌30 کیلومتری تعیین شود که تسلیحات سنگین کردها از آن منطقه خارج شود و منطقه توسط یک نیروی بین‌المللی عمدتاً متشکل از متحدان ناتو و مانند آن، تحت گشت‌زنی قرار بگیرد تا مطمئن شویم تجاوزی از سوی کردها به ترکیه، و بالعکس، رخ نخواهد داد. آمریکا همچنان به ارائه پشتیبانی هوایی و توان تجسس و نجات برای نیروی بین‌المللی ادامه می‌داد و من و دانفورد معتقد بودیم به ما امکان می‌دهد بتوانیم حریم هوایی شمال شرقی سوریه را همچنان تحت کنترل خود داشته باشیم.

اگرچه دانفورد تأکیدی بر این موضوع نکرد اما از آنجا که طبق دستور ترامپ قرار بود نیروهای ما در پایگاه الاسد در عراق باقی بمانند، می‌توانستیم در صورت نیاز، به ‌سرعت و با تمام قوا، به شمال شرقی سوریه برگردیم تا هر گونه ظهور مجدد و جدی تهدید تروریست‌های داعشی را سرکوب کنیم. از نظر من، از آنجا که اولویت واقعی اردوغان، سیاست‌های داخلی بود، این مقدمات احتمالاً برای او کافی بود. حالا باید اروپایی‌ها را برای موافقت با این طرح متقاعد می‌کردیم، اما این مشکلی بود که روزی دیگر باید به آن رسیدگی می‌شد. گرچه پیگیری این نقشه، یا طراحی یک نقشه بهتر که ممکن بود ماه‌ها طول بکشد، همچنان ادامه داشت، اما اکنون دلایل خوبی برای حفظ نیروهای آمریکایی در شرق فرات داشتیم.

کشورهای عربی علاقه‌ای به ترکیه نداشتند و منابع مالی‌ای داشتند که توجیه مشارکت در یک نیروی نظارتی چند ملیتی را برای متحدان ما در ناتو و کشورهای دیگر آسان‌تر می‌کرد. تقسیم مسئولیت میان ما و هم‌پیمانانمان، به ‌خصوص در ناتو یکی از زمینه‌های فکری همیشگی ترامپ شده بود.

در مورد کردها، جفری ایده ما را با فرمانده آن‌ها ژنرال «مظلوم عبدی» در میان گذاشت تا واکنش او را ببیند. دانفورد از کسانی بود که اعتقاد داشت همه‌ چیز از پیش تعیین ‌شده است و هر اقدامی هدفی را در پی دارد و به همین ترتیب معتقد بود که گزینه‌های ژنرال مظلوم محدود هستند و او باید به دنبال گزینه‌هایی برای مقابله با اتفاقات ناگهانی آینده باشد. بعد از این، با پمپئو هم صحبت کردم که او هم این روش را مناسب می‌دانست و معتقد بود دیگر کشورهای منطقه نیز از آن حمایت خواهند کرد. کشورهای عربی علاقه‌ای به ترکیه نداشتند و منابع مالی‌ای داشتند که توجیه مشارکت در یک نیروی نظارتی چند ملیتی را برای متحدان ما در ناتو و کشورهای دیگر آسان‌تر می‌کرد. تقسیم مسئولیت میان ما و هم‌پیمانانمان، به‌ خصوص در ناتو یکی از زمینه‌های فکری همیشگی ترامپ شده بود و درست هم بود. در جریان «جنگ خلیج‌فارس» بین سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱، «جورج اچ. دابلیو. بوش» منابع مالی مورد نیاز برای عملیات‌های جنگی ما را از طریق درخواست کمک از ذی‌نفعان منطقه‌ای، از جمله کویت و عربستان، و همچنین دیگر ذی‌نفعان دوردست‌تر، مانند ژاپن، تأمین کرده بود. این کار اگرچه با اندکی آبروریزی انجام شد و آن را «عملیات کاسهٔ گدایی» هم توصیف کردند، اما نتیجه‌بخش بود و هیچ‌کس هم آن را غیر شرافتمندانه ندانست. دلیلی نداشت که این روش، این بار مؤثر نباشد.

ترامپ خوشحال بود که «طرح دو تا چهار هفته‌ای» در دست انجام است؛ اگرچه هنوز هم انتظار داشت نتایج آن را ظرف دو هفته ببیند، که شدنی نبود.

من همچنان جزئیات اجرای این رویکرد در سوریه را برای ترامپ تشریح می کردم. ۹ ژانویه برای موضوع دیگری در دفتر بیضی بودیم که دانفورد با جزئیات بیش‌تری برای ترامپ توضیح داد که چرا وجود یک نیروی بین‌المللی در یک منطقه حائل در جنوب مرز ترکیه شدنی است و این امکان را به ما می‌دهد تا بدون اینکه کُردها و دیگر متحدانمان در مبارزه با داعش و البته اعتبار بین‌المللی‌مان را عمیقاً به خطر بیندازیم، از شر جنگ سوریه رها شویم. دانفورد حالا دیگر با تأکید بسیار از ماندن در التنف دفاع می‌کرد که البته «ملک عبدالله» پادشاه اردن نیز در ملاقاتی که با پمپئو داشت روی این مسئله تأکید کرده و گفته بود هرقدر حضور آمریکا در التنف طولانی‌تر باشد، اردن در برابر خطر سرریز شدن درگیری‌ها در سوریه به داخل مرزهایش ایمن‌تر خواهد بود.

ترامپ خوشحال بود که «طرح دو تا چهار هفته‌ای» در دست انجام است؛ اگرچه هنوز هم انتظار داشت نتایج آن را ظرف دو هفته ببیند، که شدنی نبود. به نظر راضی می‌رسید، اما این کار باعث نشد که به موضوع انحرافی دلایل شکست متیس در افغانستان و سوریه نپردازد. بعد از این سراغ این مسئله می‌رفت که با تعجب بپرسد که چرا ما بعد از جنگ کره در دهه ۵۰، هنوز در این کشور حضور داریم؛ و علاوه بر این، از مفت‌خوری و ناسپاسی متحدان مختلف آمریکا در سراسر جهان انتقاد می‌کرد. فقط محض اطلاع باید بگویم که چندین بار در مورد تاریخ تقسیم «موقت» شبه‌جزیره کره در سال ۱۹۴۵، به قدرت رسیدن «کیم ایل‌سونگ»، جنگ کره، و اهمیت آن در جنگ سرد – از همین دست مطالب قدیمی- را برای ترامپ توضیح داده بودم، اما واضح است که این کار تأثیری نداشته است. ما این چرخه را مرتب تکرار می‌کردیم و همیشه هم همان نتیجه را در برداشت. هر چند روز یک ‌بار کسی ناخواسته در جایی دکمه‌ای را می‌زد و ترامپ دوباره همان حرف‌های تکراری را مطرح می‌کرد.